تاثير تمركز صادرات بر نوسانات تجاري و درآمد عنوان

 محمد اقبال‌نيا

نويسنده

 روزنامه سرمايه

مرجع

 

پيوستن اقتصادهاي كوچك به سيستم تجارت جهاني، يكي از مباحث مطرح است. موضوعات مرتبط با كشورهاي كوچك، براي چندين دهه در ادبيات اقتصادي مورد بررسي قرار گرفته است.

دليل توجه به ممالك كوچك، به اين باور عمومي‌باز مي‌گردد كه به سبب برخي ويژگي‌هاي اين كشورها، آن‌ها به ميزان بيش‌تري در معرض آسيب قرار داشته و ممكن است در جريان فرآيند جهاني شدن به آساني صدمه ببينند. با اين همه، در مورد اين موضوع ميان محققان اتفاق نظر كاملي وجود ندارد. برخي چنين استدلال مي‌كنند كه كوچك بودن در جهان كلان امروز يك نقطه ضعف است.

به عنوان نمونه، كشورهاي كوچك نمي‌توانند از صرفه‌جويي در مقياس در زمينهء توليد و نيز در حيطهء خدمات بهره‌مند شوند. اين كشورها خصوصا در رابطه با بلاياي طبيعي و شوك‌هاي اقتصادي آسيب‌پذيري بالاتري دارند، اما بر پايهء برخي مطالعات ديگر، كوچك بودن در دنياي پويا و در حال تغيير امروز يك امتياز است.

كشورهاي كوچك مي‌توانند به سرعت در برابر تغييرات اقتصاد بين‌المللي واكنش نشان داده و خود را به آساني با الزامات آن تطبيق دهند. زماني كه جمعيت يك كشور از تنوع كم‌تري برخوردار باشد، فرآيند تصميم‌گيري زودتر و با انعطاف‌پذيري بيش‌تري صورت خواهد گرفت.

هرچند در مورد اين عبارت كه «كوچك زيباست»، توافق جامعي وجود ندارد، اما در ادبيات موضوعي، زماني كه در مورد ويژگي‌هاي مشترك كشورهاي كوچك سخن به ميان مي‌آيد، تا اندازهء زيادي اتفاق نظر وجود‌دارد. در اكثر كشورهاي كوچك، شاخص‌هاي اجتماعي و تحصيلي نسبتا مناسب است.

مضافا اين‌كه به صورت سيستماتيك به نظر مي‌رسد توليد ناخالص داخلي سرانه و نرخ رشد GDP ، در كشورهاي كوچك بدتر از كشورهاي بزرگ نباشد. هرچند در عمل، برخي از محققان، در رد موارد اخير استدلال‌هايي دارند.اقتصادهاي كوچك از تجارت آزادانه‌تري برخوردار هستند زيرا براي تامين نيازهاي داخلي خود به واردات بيش‌تري اتكا دارند. صادرات روي بخش‌هاي محدودي متمركز است و اقتصاد‌هاي كوچك در مقايسه با كشورهاي بزرگ در معرض نوسانات درآمدي بيش‌تري قرار دارند.

تحقيقات موجود و از جمله تحقيق انجام‌شده توسط Easterly و Kraay در سال 2000 ميلادي، چنين نتيجه‌گيري مي‌كند كه نوسانات بالاي درآمد در اقتصادهاي كوچك عمدتا متاثر از باز بودن اقتصاد آن‌هاست و تمركز صادرات نقش كم اهميتي را در اين زمينه بازي مي‌كند.

در عوض مقالهء حاضر، چنين استدلال مي‌كند كه تمركز صادرات به دليل تاثيراتي كه روي نوسانات تجاري دارد، تاثير قابل توجهي روي نوسان درآمد كشورهاي كوچك بر جاي مي‌گذارد. باز بودن اقتصاد كشورها به تنهايي داراي تاثير مستقيم و مثبت بر نوسان درآمدهاست. اگر اقتصادهاي كوچك قادر به متنوع ساختن صادرات خود باشند، آنگاه قادر خواهند بود تا نوسان درآمدهاي خود را كاهش دهند. اين امر احتمالا روي رشد اقتصادي كشورها تاثير مستقيم بر جاي خواهد گذاشت، زيرا همان‌طور كه در ادبيات اقتصادي نشان داده شده است، نوسان درآمدها براي رشد اقتصادي مضر است.

  • باز بودن اقتصاد، رشد اقتصادي و نوسان درآمدها در اقتصادهاي كوچك

عبارت «اقتصادهاي كوچك» از جهات مختلف در ادبيات موضوعي مطرح بوده است و معيارهاي مختلفي براي تعريف آن به كار رفته است. برخي از اين شاخص‌ها شامل اندازهء جمعيت، مساحت كشور و GDP است. اندازهء جمعيت به عنوان رايج‌ترين معيار مطرح است.

GDP معمولا به عنوان معياري براي تعيين اندازهء بازار به كار مي‌رود زيرا ميزان تقاضاي داخلي را منعكس مي‌كند. در مقالهء حاضر از متغير جمعيت براي سنجش اندازهء اقتصاد استفاده شده است. عبارت «كشورهاي خرد» ( micro states ) در مورد اقتصادهايي با جمعيت كم‌تر از _5/1 ميليون نفر و عبارت «كشورهاي كوچك» ( small states ) براي اقتصادهاي با جمعيت 5/1 تا پنج ميليون نفر استفاده شده است.

هر چه عوامل اقتصادي (زمين و نيروي كار) كم‌تر باشد، توليد محصولات متنوع تر در آن اقتصاد دشوارتر خواهد بود. هرچه بازار يك كشور ( GDP ) كوچك‌تر باشد، امكان توليد محصولات سودآور با توجه به صرفه جويي در مقياس كم‌تر خواهد بود، بنابراين اقتصادهاي كوچك بايد به ميزان زيادي به تجارت خارجي و سرمايه‌گذاري خارجي اتكا كنند تا بتوانند بر محدوديت‌هاي خود در زمينهء مقياس غلبه كنند.

مراجعه به آمار و ارقام نيز مطلب اخير را تاييد مي‌كند. در فاصلهء سال‌هاي 1980 تا 2000 ميلادي، در حالي كه نسبت تجارت خارجي به GDP در كشورهاي كم‌تر از 5/1 ميليون نفر بيش از 100 برابر بوده است، نسبت اخير در كشورهاي با جمعيت بيش از 25 ميليون نفر به حدود 40 مرتبه كاهش يافته است.

Ramey در سال 1995 نشان داد كه نوسان درآمدها داراي تاثيرات منفي زيادي بر رشد اقتصادي كشورهاست. براساس نمونهء انتخاب شده توسط آنان، كشورهاي با نوسانات درآمدي بالاتر، به طور ميانگين از رشد اقتصادي پايين‌تري برخوردار بوده‌اند. نتيجهء اخير حتي پس از لحاظ كردن و كنترل ويژگي‌هاي خاص اين كشورها نيز برقرار بوده است.

Aizenman و Marion 19999)، نيز همين نتيجه را با آزمون روي كشورهاي در حال توسعه تاييد كرده‌اند. مضافا اين‌كه آن‌ها دريافتند نوسانات درآمدي روي سرمايه‌گذاري بخش خصوصي نيز اثر منفي بر جاي مي‌گذارد و نهايتا به كاهش سرمايه‌گذاري مي‌انجامد.

نتايج مقالهء پيش رو، اين موضوع را كه اقتصادهاي كوچك‌تر از نرخ رشد اقتصادي پايين‌تري برخوردار هستند، تاييد نمي‌كند. Easterly و Kraay 20000)، رابطهء ضعيف ميان اندازهء اقتصاد و رشد اقتصادي را چنين توضيح مي‌دهند كه آزاد بودن تجارت داراي تاثير مثبت مهمي روي رشد GDP است. آن‌ها همچنين دريافتند كه نوسانات GDP براي رشد GDP بسيار نامطلوب است.

اقتصادهاي كوچك به باز بودن و آزادي تجاري گرايش دارند و همين امر موجب تحريك فعاليت‌هاي اقتصادي و رشد مي‌شود. از سوي ديگر، به صورت همزمان، باز بودن تجارت يكي از دلايل اصلي نوسانات GDP بوده كه خاص اقتصادهاي كوچك بوده و براي رشد اقتصادي مضر است.

چنين استدلال مي‌كنند كه در كشورهاي كوچك، اثرات مثبت و منفي باز بودن تجارت، يكديگر را خنثي مي‌كنند. اين امر يافته‌هاي آن‌ها را مبني بر اين‌كه كوچك‌بودن اثر مهمي ‌بر رشد اقتصادي ندارد; توجيه مي‌كند، اما بايد توجه داشت كه آزادي تجاري، تنها دليل نوسانات بالاي درآمدي مشاهده شده در اقتصادهاي كوچك نيست.

مقالهء حاضر نشان مي‌دهد كه آزادي تجاري به تنهايي نوسانات درآمدي مشاهده شده در اقتصادهاي كوچك را توضيح نمي‌دهد. همين طور كه قبلا هم اشاره شد، تمركز صادرات نيز بخشي از داستان است، بنابراين اين امكان وجود دارد تا با به كار بردن سياست‌هايي براي تنوع صادرات، از نوسانات درآمدي ناشي از صادرات جلوگيري كرد.

اين امر در مورد اقتصادهاي بزرگ كه بر روي صادرات يك يا چند محصول خاص تمركز دارند نيز مصداق دارد. مطابق داده‌هاي تحقيق حاضر، ملاحظه مي‌شود در حالي‌كه تعداد محصولات صادراتي در كشورهاي با جمعيت كم‌تر از 5/1 ميليون نفر به حدود 40 نوع محصول محدود شده است، در كشورهاي با جمعيت 5/1 تا پنج ميليون نفر، تعداد محصولات صادراتي به حدود 110 نوع محصول افزايش يافته و به‌همين ترتيب در كشورهاي با جمعيت 10 تا 25 ميليون نفر حدود 140 نوع محصول و در كشورهاي با جمعيت بالاي 25 ميليون نفر به حدود 180 نوع محصول افزايش مي‌يابد.

انتظار مي‌رود كه تمركز صادراتي زياد، منجر به نوسانات تجاري بيش‌تري شود. تغيير در قيمت يك محصول صادراتي مهم، مي‌تواند تاثير قابل‌توجهي بر روي كل تراز تجاري و كل اقتصاد داشته باشد. اين امر در كشورهاي كوچكي كه به صادرات كالاي محدود و يا نفت وابسته هستند كاملا مشهود است.

  • بازنگري بر نوسان درآمدها

در بخش‌هاي قبلي بيان شد كه اقتصادهاي كوچك‌تر با داشتن دو ويژگي آزادي تجاري بالاتر و تمركز صادراتي بيش‌تر، از ساير كشورها متمايز هستند. اين يافته‌ها از آن‌جا ناشي مي‌شود كه اين كشورها به لحاظ امكانات لازم براي متنوع ساختن توليدات خود با محدوديت‌هايي مواجه هستند.

بنابراين آن‌ها براي تامين تقاضاي داخلي خود به واردات بيش‌تري متكي هستند. همچنين اين كشورها براي متنوع ساختن ساختار صادراتي خود نيز با دشواري‌هاي افزون‌تري مواجه هستند. وجه مشخصهء ديگر اقتصادهاي كوچك، نوسانات بيش‌تر درآمدهاي آن‌هاست. اكنون اين پرسش به‌وجود مي‌آيد كه آيا سه متغير اخير يعني نوسان درآمدها، آزادي تجاري و تمركز صادرات با يكديگر مرتبط هستند؟ براي اين منظور از تحليل رگرسيون استفاده مي‌كنيم.

رگرسيون مشابهي را انجام داد. نتايج كار وي نشان داد كه «مواجهه با ريسك بيروني» با نوسانات GDP رابطهء مستقيم دارد. در كار Rodrik ، ريسك بر اساس نوسانات تجاري موزون شده برحسب ميزان آزادي تجاري كشورها، مورد سنجش قرار گرفت. به بيان ديگر، هر چه شرايط تجاري يك كشور پر نوسان تر و اقتصاد آن آزادتر باشد، درآمدهايش در معرض نوسان بيش‌تري قرار دارد.

Easterly و Kraay 20000) نيز نشان دادند نوسانات موزون شرايط تجاري، تاثير مهمي‌ بر نوسان درآمدها دارد. آن‌ها در مدل‌هاي رگرسيوني خود، به كشورهاي صادركنندهء كالاها و نفت نيز توجه كردند; زيرا اين كشورها، به دليل افت و خيز قيمت‌ها، به ميزان بيش‌تري در معرض نوسانات شرايط تجاري قرار دارند.

نتايج تحقيق آن‌ها نيز نشان داد حتي پس از كنترل شرايط نوسانات تجاري، نوسان درآمدها در كشورهاي كوچك در مقايسه با كشورهاي بزرگ به مراتب بيش‌تر است. آن‌ها چنين نتيجه‌گيري مي‌كنند كه اين امر به خاطر ويژگي ذاتي كشورهاي كوچك در داشتن شرايط باز تجاري است.

ما در مقالهء حاضر با اضافه كردن معياري براي تمركز صادرات به عنوان يك متغير مستقل نشان داده‌ايم كه در كشورهاي با تمركز صادراتي بالا، نوسانات تجاري و نهايتا نوسان درآمدها بيش‌تر است.

نتيجه‌گيري

مقالهء حاضر نشان مي‌دهد كه اقتصادهاي كوچك، با دو ويژگي آزادي تجاري بيش‌تر و تمركز صادرات شناسايي مي‌شوند. اين يافته‌ها قبلا نيز در ادبيات موضوعي مورد اشاره بوده است كه منعكس‌كنندهء محدوديت‌هاي اقتصادهاي كوچك در متنوع ساختن توليداتشان است، بنابراين اين كشورها ناگزير هستند تا در مقايسه با ساير كشورها بر واردات بيش‌تري تكيه كنند تا بتوانند از اين طريق نيازهاي داخلي كشور خود را پاسخ دهند.

همچنين اين كشورها براي متنوع ساختن ساختار صادراتي خود با دشواري‌هاي بيش‌تري مواجه هستند. اقتصادهاي كوچك از طريق نوسانات زياد درآمدي نيز قابل شناسايي هستند.

اقتصادسنجي صورت گرفته در مقالهء حاضر نشان مي‌دهد كه تمركز صادرات داراي تاثير مثبت و مهمي ‌بر روي نوسانات تجاري است. اين تاثير زماني كه صادرات بر روي كالاها و نفت متمركز باشد، بيش‌تر خواهد بود; زيرا نوسان قيمت اين محصولات بيش‌تر است. به بيان ديگر، هر چه صادرات يك كشور متمركزتر باشد، شرايط تجاري آن كشور پرنوسان‌تر خواهد بود، به ويژه اگر صادرات بر روي كالاها متمركز باشد.

نوسانات تجاري و آزادي تجاري كشورها بر روي نوسان درآمدهاي آن‌ها موثر است، بنابراين مي‌توان نوسانات بالاي درآمدي در اقتصادهاي كوچك را بر اساس سطوح بالاي آزادي تجاري آن كشورها و فقدان تنوع صادراتي توضيح داد. توليد ناخالص داخلي سرانه بر روي نوسان درآمدها تاثير منفي بسزايي دارد.

اين امر مي‌تواند توجيهي براي آن باشد كه چرا كشورهاي ضعيف، باوجود نداشتن آزادي تجاري قابل توجه، از نوسانات بالاي درآمد رنج‌مي‌برند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه نوسان درآمدها بر رشد اقتصادي اثر منفي دارد، بنابراين اقتصادهاي كوچك و ضعيف از متنوع ساختن صادرات خود منتفع خواهند شد. البته اين امر در برخي اقتصادهاي خرد به دليل محدوديت امكانات امكان‌پذير نخواهد بود.

1