|
هر کس قادر است کسب و کاري را آغاز کند اما راز موفقيت اين است که آن کسب و کاري را آغاز کنيد که با شخصيت شما سازگاري بيشتري دارد.
در مقاله حاضر به روش هاي تعيين ويژگي هاي شخصيتي در حوزه کارآفريني اشاره مي شود.طي چند سال گذشته اين پرسش مطرح شده که آيا خصوصيات شخصيتي در موفقيت کارآفرين ها موثر است؟
تحقيقات اخير پاسخ مثبتي به اين پرسش مي دهند. کارآفرين هاي موفق داراي مجموعه اي از ويژگي هاي مشترک شخصيتي بوده و اين ويژگي ها، شاخص هاي مهمي هستند که با دقت در آنها مي توان تا اندازه اي آينده را پيش بيني کرد.
از سوي ديگر آن دسته از افراد که کسب و کارهاي متناسب با شخصيت واقعي شان انتخاب مي کنند معمولاً موفقيت بيشتري کسب کرده و احساس اغناي بيشتري دارند.
هرگونه شخصيتي و در نتيجه هر شخصي توان بالقوه راه اندازي و موفقيت در کسب و کار را دارد و تنها کافي است فرصت مناسب تشخيص داده شود. آگاهي از خود به ما در درک آنچه لازم است تا شکاف بين ما و اين فرصت را پر کند کمک مي کند.
تحقيقات نشان مي دهد اکثر کارآفرين هايي که به اهداف شان مي رسند داراي ويژگي هاي رهبر هستند، در حل مساله تبحر خاصي دارند و تحت فشارهاي گوناگون به خوبي وظايف خود را انجام مي دهند. آن دسته از افراد که داراي چنين ويژگي هايي نيستند - يعني اکثر افراد - لازم است ضروريات يک کارآفرين موفق بودن را درک کنند.
تنها در اين حالت است که اين افراد آمادگي ايجاد تيم هاي مناسب براي حرکت به سوي کارآفريني را دارند. کليد موفقيت انتخاب است.
شما بايد فرصتي را که مناسب ويژگي هاي شخصيت شماست انتخاب کنيد، سپس افراد مناسب را که با شما در راه رسيدن به هدف و استفاده از فرصت همراهي خواهند کرد را به استخدام درآوريد.
افرادي که به کارآفريني تمايل دارند بايد ابتدا به شناخت شخصيت خود در اين حوزه پرداخته و سپس اين ويژگي ها را که براي کارآفريني لازم هستند براي به حداکثر رساندن احتمال موفقيت خود تعديل کنيد.
طي هشت سال گذشته تعدادي از شرکت هاي مشاوره مديريت با 1500 کارآفرين که شرکت هايشان بيش از يک ميليون دلار در سال فروش داشتند مصاحبه کرده و نتايج را بررسي کرده اند.
در اين تحقيقات، ويژگي هاي شخصيتي و هوش احساسي آنها از طريق يکصد پرسش مورد بررسي قرار گرفت. اين تحقيق به ما نشان داد چطور برخي کارآفرين ها بسيار ثروتمند و موفق هستند، برخي ديگر ثروتي متوسط دارند و برخي نيز صرفاً براي امرار معاش پول کافي دارند.
نکته مهم ديگر اين است که ما متوجه مي شويم چطور پيش بيني کنيم کارآفرين ها چه کارهايي را مي توانند بر مبناي شخصيت خود انجام دهند تا احتمال موفقيت خود را افزايش دهند.
ما در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيديم که افراد را مي توان به دو گروه کلان نگر و جزء نگر تقسيم کرد. اين دو گروه در دو انتهاي يک طيف قرار دارند و طبيعتاً بين آنها افراد با درجات گوناگون کلان نگري و جزءنگري وجود دارند.
کلان نگرها به تفکرات استراتژيک تمايل دارند، به تصوير بزرگ نگاه مي کنند، محيط هايي را ترجيح مي دهند که در آن بتوانند از ماهيت نتيجه محور خود استفاده کنند.
آنها از استقلال لذت مي برند و ريسک پذير هستند اما جزءنگرها مايلند مسووليت بخش هايي را که در آن تخصص دارند برعهده بگيرند، به جزئيات بيشتر توجه نشان مي دهند که محيط هايي را ترجيح مي دهند و هم امنيت داشته باشد و هم ثبات. اينها ريسک گريزند مگر آنکه در حوزه تخصصي خود مشغول فعاليت باشند.
ما همچنين چهار ويژگي شخصيتي يعني سلطه طلبي، اجتماعي بودن، آسان گيري و فرمانبرداري را بررسي کرديم. همه ما درجات مختلف از تمام اين ويژگي ها را داريم.
در شخصيت هاي کلان نگر مولفه سلطه طلبي بسيار قوي تر از فرمانبرداري است به همين علت به پيروز شدن نيازمند هستند و معتقدند همواره حق با آنهاست. به اين ترتيب اين افراد داراي اعتماد به نفس هستند و ريسک پذيرند.
در شخصيت جزءنگر مولفه فرمانبرداري بسيار قوي تر از سلطه طلبي است بنابراين براي اين افراد انجام کارها طبق قواعد معين و رويه هاي جاري بسيار مهم است. آنها تلاش مي کنند همکاري را درست انجام دهند و اين به معناي ريسک گريزي است.
با توجه به اين عوامل و مولفه ها هفت گونه شخصيت قابل تعريف است، چهارگونه از اين هفت گونه کلان نگر هستند يعني داراي تفکر استراتژيک و متمايل به رهبري.
اين چهارگونه عبارتند از: ستيزه جو، اجتماعي، مدير و انگيزه بخش. همچنين سه گونه شخصيتي جزءنگر وجود دارد. اين افراد در رفتارهاي خود به قواعد اهميت مي دهند، از جزئيات لذت مي برند و به خوبي کارهاي محوله را انجام مي دهند.
چهارگونه شخصيتي کارآفرين ها آغازکننده، مالک و مدير بخش اعظم شرکت ها و کسب و کارهاي موفق هستند. بخش کوچک تر اما تاثيرگذارتر شرکت ها تحت مديريت افرادي است که يکي از سه گونه شخصيت جزءنگر را دارند. در ادامه مقاله حاضر نگاهي عميق تر به چهار گونه شخصيتي کارآفرين ها که در تحقيقات شناسايي شدند خواهيم داشت.
-
شخصيت ستيزه جو:
بسيار رقابت طلب، جاه طلب و هدف محور هستيد به طوري که معمولاً مهاجم هستيد و رويکردي منحصر به فرد داريد، پرانرژي هستيد و خستگي ناپذير و صرف نظر از وظيفه اي که در دست داريد تلاش مي کنيد هر چه زودتر آن را انجام دهيد،معمولاً دو سرعت در انجام کارها داريد: سريع و سريع تر.
مستقل، باثبات قدم و قاطع هستيد، تا مسوول و رئيس نباشيد خشنود نخواهيد بود. گروه ستيزه جو، منطقي، تحليلگر، عملگرا و واقع بين هستند و معمولاً بر مبناي واقعيت ها و نه احساسات تصميم مي گيرند البته ريسک پذيري آنها حساب شده است.
بهترين صنايع براي گروه ستيزه جو، صنايع داروسازي، مالي، حقوقي و مشاوره اي و نيز صنايعي است که به تکنولوژي پيشرفته مربوط مي شوند. عادت به تفکر استراتژيک باعث مي شود به راحتي روي بازاريابي و عمليات تمرکز کنيد.
چالش شما احتمالاً کار کردن و تعامل با مردم است. کارآفرين با اين ويژگي شخصيتي بيشتر رهبر است تا مدير و بايد اطرافيان خود را طوري انتخاب کند که آنها به مديريت کارکنان بپردازند.
کارآفرين هاي ستيزه جو ترجيح مي دهند نيروي پيش برنده کسب و کار باشند، نوآوري کنند و از مبارزه لذت ببرند.
-
گروه اجتماعي:
اين گروه از کارآفرين ها بيش از ديگران سلطه طلب و اجتماعي هستند و از استقلال عمل لذت مي برند. آنها نيز به رقابت علاقه مند هستند اما عامل حرکت آنها به سوي موفقيت علاقه به ديگران است.
اکثر کارآفرين ها جزء اين گروه هستند. گروه کارآفرين هاي اجتماعي به شکل طبيعي هم به مديريت و رهبري روندها و عمليات ها علاقه نشان مي دهند و هم نيروي انساني.
اين گروه نيز شبيه گروه قبلي براي انجام کارها احساس ضرورت مي کنند و رهبر و مديري خوب هستند و در ايجاد انگيزه در خود و اطرافيان تبحر طبيعي دارند.
اين گروه در خرده فروشي و کار در محيط هاي غيرمتعارف توانايي خاص دارند. اين بدان معناست که قادرند کسب و کار کاملاً جديد را آغاز کنند و در آن موفق شوند. لازم نيست در اين حوزه متخصص باشند زيرا توانايي همکاري با ديگران و آموختن در اين گروه بسيار بالاست.
-
گروه مدير:
اگر جزء کارآفرين ها با خصوصيت شخصي مدير باشيد، سلطه طلب و مستقل هستيد و اين دو ويژگي يکديگر را تقويت مي کنند به همين دليل اگر براي نخستين بار است که کسب و کاري را آغاز کرده ايد بدانيد که هر چه زمان مي گذرد بر شدت اين خصوصيات در شما افزوده مي شود.
اگر جزء اين گروه باشيد هدف محور هستيد و بيشتر بر روندها و نتايج تمرکز مي کنيد تا افراد. همچنين اين تمايل در شما وجود دارد که به افراد به عنوان ابزار دستيابي به اهداف خود نگاه کنيد.
بنابراين نگاه،توجهي به نقش نيروي انساني نمي کنيد يا با سبک نه چندان مناسب برقرار کردن ارتباط با آنها موجب رنجش خاطر آنها را فراهم خواهيد کرد.
مديرها برخلاف ديگر انواع کارآفرين ها آسودگي خاطر بيشتري دارند و مي دانند تکميل برخي پروژه ها مدت زمان بيشتري طول خواهد کشيد، آنها توان بالايي در برقراري ارتباط با مشتري دارند و همين امر زمينه پيشرفت کسب و کار شما را فراهم خواهد کرد.
-
انگيزه بخش ها:
اين گروه از کارآفرين ها نيز روابط اجتماعي خوبي دارند و از استقلال لذت مي برند. در اغلب موارد توانايي بالايي براي کار تحت فشار از خود نشان مي دهند و برنامه ريزي هاي آنها با موفقيت روبه رو مي شود.
انگيزه بخش ها در تشکيل تيم و ايجاد اتفاق نظر و حس همکاري در سازمان موفق هستند. کارشناسان به اين نتيجه رسيده اند که اين گروه در حوزه هايي که نيروي انساني نقش بزرگي در سازمان دارد بهتر عمل مي کنند زيرا قادرند به راحتي با استدلال و انرژي بخشيدن به جمع، ديگران را متقاعد کنند.
80 درصد کارآفرين هايي که مورد بررسي قرار گرفتند داراي ويژگي هاي مشترکي بودند. بسياري از تحليلگران مي گويند کارآفرين ها با اين ويژگي زاده مي شوند و تربيت کارآفرين چندان موفق نخواهد بود اما تجربه نشان مي دهد کارآفرين ها با آموزش و آگاهي از ويژگي هاي شخصيتي خود قادرند همچون کساني که از کودکي چنين ويژگي هايي را داشته اند در کار خود موفق باشند.
|