جنبه‌هاي عقلانيت تئوري سيستمي در كارآفريني عنوان

 سهراب عبدالهي

نويسنده

 

مرجع

 
  • چكيده:

سه عنصر مهم كارآفريني: خود آگاهي، آگاهي به دنياي كار و دلايل واقعي براي رابطه اين دو واقعيت، از عناصري هستند كه در حقيقت ساختار كل مجموعه عمليات كارآفريني بر آن استوار مي‌باشد.

به دنبال تئوري توسعه كارآفريني و در همان راستا، تئوري تناسب شخص- محيط مطرح و تاكيد فراواني روي مراحل و فرايند توسعه كاريابي مي‌شود. البته تئوري‌هاي زيادي در مورد كارآفريني آورده شده‌اند كه همگي به نوعي در رابطه هستند.

در اين دوره، بيشتر عقيده بر اين است كه هر فردي مديريت كارآفريني خود را بايستي خودش انجام دهد و نقش بزرگتري را در ساخت توسعه كارآفريني خود انجام دهد.

در ابتدا افراد نيازمند هستند كه بيشتر روي استخدام شدن تكيه كنند تا امنيت شغلي و مهارت‌هايي را بياموزند كه در مسئوليت‌پذيري، جهت‌دهي و تحول كارآفريني خود كمك نمايند.

آنچه كه بايستي قابل اطمينان باشد؛ فرد، دانش فرد و مهارت او است و نه صرفاً خود شغل. توسعه كارآفريني امروزه به صورت چند جهتي و چند سطحي ديده مي‌شود.

كارآفريني در ايران: فاكتور فرهنگ در مسأله كارآفريني به خصوص در ايران بسيار اهميت داشته است. گرچه مسأله فرهنگ به مرور زمان و به خصوص در صد سال اخير رنگ خود را مي‌بازد و در اثركوچك شدن جهان، رشد ارتباطات و انفجار تكنولوژي، دگرگوني‌هاي عجيب فرهنگي در ايران ظاهر شده است؛ ولي تناقض مذهبي و موارد فرهنگ تهاجمي به طور جدي تغيير فرهنگ كارآفريني در ايران را تحت‌الشعاع قرار داده‌اند.

در كشور ايران ماچوگري يعني نيروي عضلاني مرد و مردسالاري هنوز رايج است گرچه اين مفهوم بسيار کمتر شده و به مرور اصالت خود را از دست مي‌دهد.

ازدياد پذيرفته شدگان دختر در دانشگاهها و حضور زنان در مقاطع مختلف جامعه، اين آينده را نويد مي‌دهد كه مردان و زنان از حقوق برابر كاري برخوردار خواهند شد و كارآفريني مقوله‌اي خواهد بود كه به هردو نيروي كاري به يك مقدار نفع خواهد رساند.

موضوع كارآفريني از نظر ساختار، عملكردهاي اجتماعي، اقتصادي و روانشناسي در ايران را مي‌توان در دو دوره متفاوت مورد بررسي قرار داد.

براي دريافت متن كامل مقاله به دبيرخانه همايش مراجعه فرمائيد.

1