آسيب‌شناسي اشتغال و کارآفريني زنان در ايران عنوان

 پروانه مافي

نويسنده

 قلم نيوز

مرجع

 

در جامعه اي که مشارکت زنان در زمينه ي اشتغال و فعاليت هاي اقتصادي بيشتر باشد، رفاه اجتماعي نيز بيشتر است زيرا مشارکت زنان در بازار کار، موجب کاهش نرخ باروري، افزايش سطح توليد، افزايش درآمد سرانه و در نتيجه سبب افزايش رفاه اجتماعي کل جامعه مي شود.

يکي از مباحث اساسي در زمينه ي توسعه، ميزان بهره گيري درست و منطقي از توانايي ها و استعدادهاي نيروي انساني هر جامعه است به گونه اي که نيروي انساني پايه و اساس ثروت ها را تشکيل مي دهد و بهره برداري کامل و متناوب ار منايع انساني به عنوان يکي از اهداف استراتژيک توسعه در نظر گرفته مي شود.

بي ترديد زنان، به عنوان نيمي از جمعيت، تاثير مستقيمي در توسعه ي جامعه دارند زيرا هدف هر جامعه اي، به حداکثر رساندن رفاه اجتماعي است و رفاه اجتماعي تابعي از درآمد سرانه، توزيع عادلانه ي درآمد، بهبود سطح امکانات آموزشي، بهداشتي، رفاهي و ميزان مشارکت اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي مردان و زنان و . . . مي باشد.

در جامعه اي که مشارکت زنان در زمينه ي اشتغال و فعاليت هاي اقتصادي بيشتر باشد، رفاه اجتماعي نيز بيشتر خواهد بود، زيرا مشارکت زنان در بازار کار، موجب کاهش نرخ باروري، افزايش سطح توليد، افزايش درآمد سرانه و در نتيجه سبب افزايش رفاه اجتماعي کل جامعه مي شود.

برعکس دسترسي محدود و نابرابر به فرصتهاي کسب درآمد و اشتغال که به صورت بيکاري و کم کاري پديدار مي شود خود از عمده ترين علل فقر است و براي از بين بردن فقر، بيکاري و نابرابري بايد هر دو جنس را مدنظر قرار داد و بايد شناخت جايگاه و نقش زنان در توسعه و ابعاد گوناگون آن در کانون توجه برنامه ريزان توسعه قرار گيرد.

يکي از مسايل مهم مربوط به نيروي انساني در کشور ما بالا بودن نسبت جمعيت غير فعال و پايين بودن نرخ فعاليت در کشور است که مهمترين علت آن مشارکت کم زنان در امور اقتصادي و اجتماعي خارج از منزل مي باشد

اين مقاله با در نظر گرفتن اصول زير که در تعاليم ديني و رويکرد اسلام مورد تاکيد قرار گرفته است، به بررسي ضرورت و تاثير اشتغال زنان و موانع موجود  و ارائه راهکارها و اقدامات ضروري جهت رفع اين موانع خواهد پرداخت :

  • الف - در اسلا م تساوي زن و مرد در اصل آفرينش و گوهر اصلي انسانيت (روح) مورد تاکيد و تاييد قرار گرفته است.

يا أيها الناس اتّقوا ربّکم الّذى خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها وبثَّ منهما رجالاً کثيراً و نساءً؛ سوره نساء (4) آيه 1

و اى مردم! از پروردگارتان که شما را از نفس (گوهر) واحدى آفريد و جفتش را نيز از آن خلق نمود و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراکنده کرد، پروا داريد.

  • ب - زن و مرد در رسيدن به بالاترين مراحل کمال و معنويت قابليت، مسئوليت و شرايط يکسان دارند.

من عمل صالحاً من ذکر او انثى و هو مؤمن فلنحيينّه حياة طيبه؛ سوره نمل (27) آيه 97

هر مرد يا زن مؤمنى که عمل شايسته انجام دهد، قطعاً او را با زندگى پاکيزه‏اى حيات (حقيقى) بخشيم.

  • ج - لزوم مشارکت زنان و مردان در مسووليت اجتماعي
  • و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر.(سوره توبه (9) آيه 71.)
  • د - استقلال اقتصادي زنان و مردان  

للرجال نصيب ممّا اکتسبوا و للنساء نصيب ممّا اکتسبن.(سوره نساء (4) آيه 32

براى مردان از آن‏چه کسب کرده‏اند بهره‏اى است و براى زنان نيز از آن‏چه کسب کرده‏اند بهره‏اى

  • ضرورت اشتغال زنان در جامعه

هنگامي که بحث از توسعه به ميان مي آيد منظور تغييرات هماهنگ در اقتصاد و ساختارهاي جامعه، جهت استقرار يک نظام عادلانه و بهبود کيفيت زندگي انسان ها است. بر اين اساس، لفظ انسان، مختص مرد نيست، بلکه اين تعريف تمامي انسانها، يعني مرد و زن، پير و جوان را شامل مي شود.

همچنين بايد توجه داشت که اشتغال در معني خاص خود عبارت است از تطابق نيروي انساني با فرصتهاي شغلي و درجه ي تطبيق اين نيرو با حرفه ها و فعاليت هاي موجود در يک جامعه و تحرک شغلي و جغرافيايي کافي بايد بتواند همواره نيروي کار را با تغييرات عرضه و تقاضا مطابقت دهد، تعادل اشتغال را برقرار کند و از کم کاري و بيکاري جلوگيري کند.

لذا هر فردي از افراد جامعه حق دارد از دولت بخواهد امکان اشتغال وي را به کاري مولد و مفيد در جهت توليد  کالا و خدمات مورد نياز عامه مردم ايجاد نمايد و دولت هم موظف است در برابر اختياراتي که از عامه ي مردم دريافت کرده است، ترتيب مشارکت و اشتغال آحاد جامعه را با توجه به عرضه و تقاضاي نيروي انساني از يک سو و با در نظر گرفتن استعداد و توانايي هاي فردي از سوي ديگر فراهم کند، به نحوي که فرد ضمن بروز خلاقيت و نوآوري، مفيد بودن خويش را نيز در جامعه احساس کند .

از اين رو، عدم دسترسي زنان به شغل مناسب و يا عدم ارتقاي شغلي، علاوه بر اينکه بر موقعيت و درآمد زنان و بسياري از متغيرهاي اجتماعي نظير فقر و بيماري تاثير منفي مي گذارد، به بي عدالتي اجتماعي نيز دامن مي زند، زيرا عدم دسترسي زنان به فرصتهاي شغلي مناسب نشان دهنده ي تبعيض در جامعه مي باشد و تبعيض از موانع تحقق توسعه به شمار مي آيد و عامل بسيار مهمي در سد نمودن راه رشد و تعالي انسان است.

بنابراين مي توان گفت از جمله شاخصهاي توسعه يافتگي يک کشور، ميزان مشارکت و نقشي است که زنان در آن کشور دارا هستند و عدم بهره وري از نيروي بالقوه زنان در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي، دستيابي به توسعه را ناممکن مي سازد.

آمارهاي موجود حاکي از آن است که امروز زنان ايران در جايگاه و منزلتي دوگانه قرار دارند. از نظر شاخص هاي بهداشتي، آموزشي زنانايران در شرايطي به مراتب بهتر از اکثر کشورهاي منطقه قرار دارند، اما از نظر حضور در بازار کار و سهم درآمدي، در ميان کشورهاي در حال توسعه رتبه بسيار پاييني دارند.

اگرچه با توجه به ساخت سني ـ جنسي جمعيت کشور در سرشماري هاي انجام شده مشاهده مي شود که نزديک به نيمي از جمعيت کشور (2/49 درصد) را زنان تشکيل مي دهند ولي بنا به دلايل فرهنگي و اجتماعي، نقش آن ها در فعاليت هاي مزدبگيري گسترش نيافته است.

اگر مساله ي اشتغال در ايران را بر حسب جنسيت  مورد بررسي قرار  دهيم، به اين واقعيت پي خواهيم برد که  اشتغال زنان وضعيت بسيار نامطلوبي نسبت به مردان دارند.

در سال 1355، حدود 12 درصد از جمعيت شاغل را زنان تشکيل مي دادند و در سال 1365، زنان تنها 8 درصد جمعيت شاغل را تشکيل مي دادند، که اين نمايشگر کاهش زنان در نيروي شاغل است.

از سال 1365 تا 1370 افزايشي در حدود يک درصد مشاهده مي شود. در سال 1375، حدود 5/12 زنان شهري در مقابل 8 درصد مردان شهري، بيکار و جوياي کار بوده اند و اين نسبت در مناطق روستايي، براي زنان و مردان به طور مساوي حدود 14 درصد مي باشد.

در همين سال، ميزان فعاليت زنان 9 درصد بوده است که اين ميزان هر چند نسبت به قبل افزايش داشته است، اما نسبت به ميزان فعاليت مردان بسيار کمتر است.

در سال 85 ، 23.7 درصد زنان و 11.1 درصد مردان در نقاط شهري بيکار يا جوياي کار بوده اند و نرخ بيکاري زنان و مردان در نقاط روستايي به ترتيب برابر با 11و 15 درصد بوده است .نرخ مشارکت زنان برابر با 16.6 درصد است و اين در حالي است که اين نرخ مشارکت مردان برابر با 64.2 درصد مي باشد .

از طرفي نيز با توجه به افزايش سطح سواد دختران و نيز سهم قبول شدگان دختر در دانشگاه ها، افزايش ميانگين سن ازدواج، کاهش بعد خانوار و کاهش قدرت خريد سرپرست خانوار، افزايش سريع نرخ مشارکت زنان در سال هاي آتي قطعي است و بايد براي ايجاد فرصت هاي شغلي مناسب، با توجه به سطح سواد و مهارت آن ها برنامه ريزي شود.

لذا برنامه ريزان توسعه همواره بايد در نظر داشته باشند که در ارتقاي شرايط اجتماعي، زنان، شهروندان درجه دوم، ضعيف يا حاشيه اي نيستند، بلکه براي رسيدن به شرايط مطلوب اجتماعي، بايد بر نقش زنان به عنوان فعال اقتصادي تاکيد شود.

  • تاثير اشتغال بر عملکرد و روحيات زنان

زنان نيمي از جهان را تشکيل مي دهند و در شکل گيري الگوي شخصيتي نيمه ديگر نقش بسزايي دارند . همانطور که امام (ره ) فرمودند "از دامن زن مرد به معراج مي رود " و  "زنان در استقلال يک کشور مي توانند بسيار تاثير گذار باشند".

بنابراين نوجه به وي‍ژه به مسايل و مشکلات زنان از جمله اشتغال  مي تواند تاثير شگرفي در جامعه داشته باشد. مشارکت در فعاليتهاي اقتصادي باعث تقويت حس اعتماد به نفس ، استقلال ، افزايش قدرت تصميم گيري و برخورد مناسب با رويدادها و حوادث زندگي مي گردد.

در واقع زن با کار و فعاليت اجتماعي قدرت ، خلاقيت ، کارائي و استقلال بيشتري مي يابد زنان در ازائ دريافت وجه در مقابل فعاليت اجتماعي و تبادل علم ، اطلاعات ،  آگاهي  و تعامل اجتماعي استقلال بيشتري مي يابند و اين استقلال نهايتا به تصميم گيري بهتر در مقابل مشکلات خانه و محيط کار مي انجامد.

بنابر اين مي توان گفت حضور هر چه بيشتر اين قشر در عرصه اجتماعي و رفع نابرابري در دستيابي به فرصتهاي شغلي زنان سبب کاهش بحران هويت فردي و اجتماعي ، افسردگي ، انزوا، بي اعتمادي و بدبيني نسبت به قوانين حاکم بر جامعه مي­گردد.

بر اين اساس توجه به وجود نابرابري ها در دستيابي به فرصت هاي شغلي مختلف، ميان زنان و مردان و نرخ مشارکت متفاوت آنان در بازار کار از حائز اهميت است .

  • تاثير وجود نابرابري هاي جنسيتي
  1. وجود نابرابري ها در زمينه ي اشتغال مانعي است براي ورود زنان به برخي مشاغلي که در برداشت هاي عاميانه مردانه تلقي مي شود، و سبب انعطاف ناپذيري بازار کار مي گردد.

  2. نابرابري ها بر روي تحصيلات و آموزش و فراگيري مهارت هاي نسل بعد تاثير منفي مي گذارد، چون تصميمات والدين براي تعيين سطح تحصيلات دختران و پسران و سمت و سوي آن با توجه به فرصتهاي شغلي شکل م يگيرد و موقعيت پايين تر زنان در بازار کار سبب بي عدالتي و ناکارايي در بازار کار مي شود و در طول زمان ماندگار مي گردد.

  3. نابرابري ها سبب مي شود که تعدادي از زنان از بازار کار مزد و حقوق بگيري دور نگه داشته شوند، در حالي که افزايش اشتغال زنان نقش برجسته اي در کاهش ميزان باروري و در نتيجه کاهش رشد جمعيت دارد.

  4. وجود نابرابري ها و عدم دسترسي زنان به فرصت هاي شغلي، نقش مهمي در افزايش فقر، خصوصا براي زنان کارگر در جامعه دارد.

علي رغم تلاش هاي گسترده اي که در جهت ايجاد بيشتر رشد و اعتلاي زنان و مشارکت آنان در فعاليت هاي اجتماعي صورت گرفته است، وجود نوعي نگرش اجتماعي و نگاه بسته ي فرهنگي مبتني بر باورهاي غلط و نيز برخي ابهامات و اشکالات در قوانين ناظر بر خانواده و قوانين کار، خود به خود موانعي را براي اشتغال و حضور موثر زنان در عرصه هاي فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي فراهم نموده است.

  •  علل بازدارنده اشتغال زنان

الف - عوامل اجتماعي

عوامل اجتماعي بازدارنده را مي توان به 3 دسته عمده تقسيم کرد :

  1. تبعيض جنسيتي در آموزش ( بي توجهي به تحصيل دختران ، نابرابري در محتواي درسي و آموزشي و ...)
  2. عوامل بازدارنده بازار کار ( پايين بودن حقوق و دستمزد زنان نسبت به مردان ، نابرابري فرصتهاي شغلي و ...)
  3. قوانين و مقررات ناظر بر امور خانواده و اشتغال

ب - عوامل فرهنگي

عوامل فرهنگي بر روابط انساني حاکم بر جوامع ، وضع قوانين و مقررات ، نگرش افراد بر شيوه زندگي و شخصيت افراد تاثير گذار است . اشتغال زنان نيز از اين قاعده مستثني نيست و بطور جدي تحت تاثير عوامل فرهنگي قرار دارد.سالهاست جامعه ما با پذيرش اين نکته که کار منزل براي زن و کار بيرون مختص مرد است ، اولويت اول اشتغال را به مردان اختصاص داده است .

ج - عوامل شخصيتي

زنان در قياس با مردان از نظر شخصيتي داراي اين خصوصيات مي باشند :

  • عاطفه گرايي در مقابل خرد گرايي
  • جهت گيري فردي در مقابل جهت گيري جمعي
  • خاص گرايي در برابر عام گرايي
  • انفعال گرايي در برابر فعال گرايي
  • خصوصيات انتسابي در مقابل خصوصيات اکتسابي

د - عوامل اقتصادي

در زمان رکود اقتصادي ، نيروي کار کمتري مورد نياز است و تعداد زيادي از افراد جوياي کار شغل نمي يابند و عده اي از افراد شغل خود را از دست مي دهند .

که معمولا در اين شرايط اولين گروهي که کار خود را از دست مي دهند يا اصلا کار نمي يابند زنان هستند پس به جرات مي توان گفت شرايط نامناسب اقتصادي تاثير بسار زيادي بر کاهش نرخ مشارکت زنان خواهد داشت . بنابراين انجام اقدامات اساسي جهت افزيش مشارکت زنان و کاهش نرخ بيکاري ضرورت دارد.

  • اقدامات و راهکارهاي  ضروري

الف - توانمند سازي زنان

توانمندسازي زنان از 2 طريق امکانپذير است :

  1. حذف عواملي که مانع فعاليتهاي زنان هستند( چه در خانواده و چه در اجتماع ) نظير :
  • رفع تبعض ميان زن و مرد در بازار کار
  • مشارکت و تقسيم کار در منزل
  • ترويج و گسترش ساختار آموزشي نيمه وقت يا مکاتبه اي براي زناني که علاوه بر تحصيل مسووليت خانه را هم بر عهده گرفته اند
  1. افزايش قابليتها و تواناييهاي زنان نظير
  • سوق دادن علايق دختران در مقاطع قبل از دانشگاه به تحصيل در رشته هاي مورد نياز جامعه
  • برنامه ريزي آموزشي و توسعه رشته هاي مرتبط با فعاليتها و روحيات زنان

ب - گسترش زمينه هاي اشتغال زنان

  • تاسيس مراکز فرصتهاي شغلي برابر در دانشگاهها و نهادهاي آموزش عالي براي نظارت بر بهبود وضع زنان از نظر تصدي مشاغل مديريتي و اجرايي

  • اتخاذ اقدامات ويژه از سوي مراکز کاريابي براي بهره مندي زنان از فرصتهاي شغلي و اطلاع از موانع و مشکلات مشاغل مختلف

  • استفاده از الگوهاي پيشرو و نمونه به عنوان وسيله اي براي آگاه سازي دانشجويان در زمينه گزينش شغلي
  • تاکيد بر جذب زنان در مسووليتهاي آموزشي و پژوهشي علاوه بر امور اداري و دفتري
  • حمايت و تشويق کارآفرينان داراي تحصيلات عالي( با توجه ويژه به کارآفرينان زن)
  • بازنگري قانون کار به منظور تشويق کارفرمايان به استخدام زنان داراي تحصيلات عالي
  • بستر سازي براي حضور زنان داراي تحصيلات عالي در بخش خصوصي

ج - رفع بي عدالتي جنسيتي

  • اصلاح نظام گزينش دانشجودر جهت رفع تبعيض و محدوديت
  • در نظر گرفتن سهميه خاص براي بانوان نظير آنچه تاکنون در مورد مردان اعمال ميگردد.
  • تشکيل کميته هاي عالي در نهادهاي آموزش عالي براي تحقق هدفهاي مربوط به تساوي حقوق زن و مرد

د- حمايت از سازمانهاي مرتبط با حقوق زن در بخشهاي دولتي و غير دولتي و تلاش در جهت ايجاد تشکلهاي غير دولتي (NGO) مربوط به زنان

1