پانزده درصد فارغ التحصيلان کشور بيکار هستند عنوان

 دريا قدرتي پور

نويسنده

 روزنامه اعتماد شماره 1987

مرجع

 

مينا وقتي برگه هاي آزمون کنکور را مقابلش ديد، ديگر نتوانست تحمل کند، دنيا پيش چشمش سياه شد، همه اطرافيانش دور سرش مي چرخيدند، مدادها يکي يکي از دستش افتادند و طنين صدايشان در گوش هايش منفجر شد. فقط يک جمله تمام سلول هاي مغزش را به اسارت گرفته بود؛ «اگر قبول نشوم چه؟»

مينا يکي از چند صد هزار دانش آموزي است که تمام آمال و آرزوهايشان را خلاصه در کنکور مي بينند. او تاکنون دو سال پشت کنکور مانده است و وقتي اسم کنکور مي آيد، از همه چيز نااميد مي شود.

مي گويد اگر چيزي به اسم کنکور پيش رويش نبود با علاقه بيشتري به کارهاي درسي اش مي رسيد. اين روزها براي کساني مثل مينا، حال و هواي ديگري دارد.

واقعيت کنکور اين است که ظرفيت محدود، پذيرش دانشجوي جديد، عدم وجود تعادل ميان داوطلبان ورود به دانشگاه و فرصت هاي تحصيلي، همواره درصد قابل توجهي از جوانان مستعد يا علاقه مند را پشت درهاي آهني و محکم دانشگاه نگه مي دارد، همان طور که حميد 20ساله را و شايسته 19ساله را يا جواناني که خودکشي مي کنند تا آنچه قرار است بعد از قبول نشدن شان اتفاق بيفتد را نبينند.

کنکور به نظر آنها يعني امروز يعني فردا و يعني همه چيز، همان طور که رضا 25ساله اعتقاد دارد. وقتي او را در حال ورق زدن دفترچه کنکور مي بيني، با دقت هر پاراگراف را نگاه مي کند تا مبادا امسال که براي چندمين بار کنکور مي دهد، چيزي جا بماند.

او مي گويد؛ بيشتر اوقات خودم را به خواب مي زنم تا مجبور نباشم به مهمان ها، دوستان و آشنايان توضيح بدهم. کنکور براي من يک دغدغه بزرگ است و راستش را بخواهيد ديگر نمي توانم فشار خانواده، محيط، نگراني و اضطرابي را که هر روز به من تحميل مي شود تحمل کنم.

در ميان بيش از يک ميليون داوطلب کنکور که تنها يک سوم آنها پذيرفته مي شوند و بقيه فقط رويا و آرزوي آن را در سر مي پرورانند چه انتظاري مي توانم داشته باشم.

ستاره نيز همين نظر را دارد. قيافه اش به دانش آموزان نمي خورد و بيشتر شبيه هنرپيشه ها است. وضعيت ظاهري ستاره با ناخن هاي لاک زده و دماغ چسب زده اش، تقريباً طبقه اجتماعي اش را مشخص مي کند و اصلاً لازم نيست بگويد يک ميليون بيشتر براي رفتن به کلاس هاي کنکور و خريد کتاب هاي کمک درسي کنکور خرج کرده است.

دوستش مژده نيز شش ماه است که شبانه روز يا تست زده يا انواع و اقسام کلاس هاي کنکور را تجربه کرده است؛ کلاس هايي که به قول خودش، شايد هيچ فايده يي نداشته باشد.

اين روزها، از هر محصلي بپرسي جواب مشابهي مي گيري، تمام فکر و ذکر و شام و ناهارش کنکور است. کنکوري که گاهي آنها را تا مرز اختلالات رواني مي برد و دچار چالش ها، اضطراب ها و فشارهاي اجتماعي و خانوادگي مي کند تا جايي که برخي فکر مي کنند به دليل بي استعداد بودن، کنکور قبول نمي شوند.

اما محمدرضا آذربايجاني مشاور و روانشناس، نظري برخلاف اين داشته و معتقد است؛ عدم پذيرفته شدن در کنکور نشانه بي استعداد بودن و مطالعه کم دانش آموزان نيست چون هرساله تعداد زيادي از دانش آموزان و جوانان در کنکورهاي مختلف شرکت مي کنند و قطعاً به دليل محدود بودن ظرفيت، همه اين افراد موفق به ورود به دانشگاه نخواهند شد و تنها 15درصد داوطلبان پذيرفته مي شوند.

همين امر منبعي براي اضطراب افراد به جامانده در پشت سد کنکور مي شود، در حالي که به گفته آذربايجاني اين درست نيست. اضطراب کنکور طبيعي است اما جامعه و پدر و مادر آن را تشديد مي کنند.

خانواده و رسانه هاي گروهي از سال هاي کودکي تا سنين جواني در مقاطع مختلف تحصيلي، دانشگاه را سرزمين موعود معرفي مي کنند و بچه ها بدون شناخت حرفه ها و شغل هاي مختلف همه مي خواهند دکتر يا مهندس بشوند.

دکتر حبيب الله معترف جامعه شناس و استاد دانشگاه نيز با ارائه آماري از بيکاري جوانان فارغ التحصيل مي گويد؛ بيش از 15 درصد از فارغ التحصيلان دانشگاه هاي سراسر کشور بيکار هستند که از اين ميان بيش از 30هزار نفر در رشته پزشکي به عنوان يکي از رشته هاي علمي و بيش از 40هزار نفر در رشته هاي کشاورزي به عنوان يکي از رشته هاي عملي از دستيابي به شغلي متناسب با تخصص خود محروم هستند.

اين جامعه شناس و مشاور با ابراز تاسف از خودکشي هايي که پس از راه نيافتن به دانشگاه توسط داوطلبان صورت مي گيرد، تصريح مي کند؛ مهم ترين و بهترين راهکار براي جوانان مشاوره با کارشناسان است اما متاسفانه هم اکنون انواع و اقسام کلاس هايي که براي تست زني، کنکور و... در سطح شهر پراکنده است و قارچ گونه توسعه مي يابد، بدون هيچ راهکار عملي تنها به واسطه تبليغات دهن پرکن، دانش آموزان را به سوي خود مي کشانند.

وي مي افزايد؛ اين مراکز نه هدايت شغلي مي کنند و نه راهکاري ارائه مي دهند بلکه تنها کنکور را بهشت موعودي تصوير مي کنند که ترفندي براي سودآوري بيشتر است. معترف، برگزاري کنکور به شيوه کنوني را منبع اضطراب و فشار رواني و علت افسردگي 40 درصد از جوانان مي داند.

ديدن چهره هاي غمگين، گريان و درهم رفته بسياري از کساني که دفترچه کنکور به دست گرفته اند يا در حال ورق زدن آن هستند بر گفته هاي اين جامعه شناس صحه مي گذارد.

اين درحالي است که ما هنوز هم نتوانسته ايم با اينکه بحث و جدل هاي بسياري در رابطه با حذف کنکور مي شود اين مقوله را به مرحله اجرا در بياوريم.

به گفته بسياري از مسوولان و کارشناسان، شتاب زده عمل کردن درخصوص طرح حذف کنکور نيز مي تواند عواقب بدتري داشته باشد و ابتدا بايد روي اين طرح کار کارشناسي کرد، زيرا اجراي يکباره طرح، مطمئناً مشکلاتي را ايجاد خواهد کرد.

در حال حاضر شيوه پذيرش دانشجو در برخي از کشورها به خود دانشگاه ها سپرده شده و متقاضيان ورود به دانشگاه ها بايد مدارک و سوابق تحصيلي خود را به دانشگاه ارائه دهند تا آن دانشگاه درخصوص پذيرش يا عدم پذيرش متقاضي تصميم بگيرد.

ولي سوال اينجاست که آيا در کشور ما هم که تقاضا براي ورود به برخي دانشگاه ها و رشته ها بسيار بالا است اين سيستم مي تواند جوابگو باشد؟ مجلس شوراي اسلامي که چندي پيش طرح حذف کنکور را به تصويب رساند، زمان حذف کنکور را سال پاياني برنامه چهارم توسعه يعني سال 89 عنوان و اعلام کرد براساس زمانبندي، در سال 1390 کنکور حذف مي شود و براساس سوابق تحصيلي دبيرستان، پذيرش صورت مي گيرد اين در حالي است که بسياري از کارشناسان، هنوز هم در اين رابطه که آيا با حذف شدن کنکور مي توان به آينده روشني براي جوانان اميدوار بود يا نه، ترديد دارند...

1