هدف بايد چراغي باشد در انتهاي راه عنوان

 مدرسه كارآفريني خورشيد

نويسنده

 مدرسه كارآفريني خورشيد

مرجع

 

شيرين پارسي با تاسيس شركت نوكشت شالي‌كاران خزر كشاورزي را در طالش احيا كرده است. او پس از بازگشت از فرانسه مدتي به كار ترجمه و تدريس مشغول شد كه هيچكدام راضيش نكرد. سروكارش با رويش است و پس از آنكه مزرعه‌اش در اثر بي‌آبي سوخت، با تغيير مديريت منابع آب و مديريت منابع انساني، در سال 83 توانست كارش را احيا كند و به ثمر برساند.

 وقتي كه بچه بوديد مي خواستيد بزرگ شديد چه كاره شويد؟
 چيز خاصي يادم نيست.

 چه انگيزه اي باعث شد كه شما بخواهيد يك كارآفرين شويد؟
من دوست نداشتم كار دولتي داشته باشم. همسر من گيلاني است و پدرشوهرم جزو اولين فارغ التحصيلان رشته كشاورزي است كه درمنطقه طالش زمين هاي زيادي داشت و البته ديگر كشاورزي نمي كرد. من و همسرم ديديم يك موقعيتي فراهمه بلكه بتونيم كشاورزي را دراين زمين ها احيا كنيم.

 زندگي شما قبل از اينكه به يك كارآفرين تبديل شويد، چگونه بود؟
 ازفرانسه كه برگشتم، هم زبان فرانسه تدريس مي كردم وهم براي وزارت ارشاد بعضي متون را ترجمه مي كردم و بعد مدرس كارآفريني شدم و البته اينها منو راضي نمي كرد.

 يك روز عادي براي شما چگونه سپري مي شود؟
 فصل كار بايد صبح زود بلند شد تا به كارگرها صبحانه بديم و راهي شون كنيم. كار درهر مرحله اي كه باشد، نشا، برداشت، يا خرمن كوبي و ... سركشي مي خواهد. بخشي از كارها هم اموراداري مربوطه و بيمه براي خسارت است كه بايد به اونها رسيد. البته ما يك خانواده كشاورزيم كه همه باهم همكاري داريم. دوبچه من كشاورزي خوندند. يكي رشته آب وديگري هم ماشين آلات كشاورزي و اين موضوع خيلي به ما كمك مي كنه كه كارارو پيش ببريم.

 چطور بين كار خانه و كار بيرون تعادل برقرار مي كنيد؟
 با تنظيم وقت مي شه هم به خونه و هم كار و هم استراحت رسيد.

 براي استراحتتان چه كار مي كنيد؟
 مي رم توي مزرعه.

چه بخشي از كارتان بيشتر برايتان لذت بخش است؟
 سروكار من با رويشه. ازاولين مرحله كه دانه را بكاريم تا سبزكنه و تابرداشت محصول، همش خيلي لذت بخشه.

 تا حالا شكست خورده ايد؟ چه راه هاي خلاقانه ي را امتحان كرده ايد كه تضمين كننده سلامت و پيشرفت كارتان باشد؟
 بله باخطر روبرو شديم. يك بار دراثر بي آبي همه مزرعه سوخت و همه چيز ازبين رفت. ما در مديريت تجربه نداشتيم ولي فكر كردم مگر ما تنها كساني هستيم كه ضرر ديديم، چرانااميد باشيم. اين بود كه به فكر چاره افتاديم و فكر مي كنم آدم نبايد خودش را در بن بست ببينه. به فكر تغيير مديريت در استفاده از منابع آب و نيروي انساني افتاديم. ما براي شخم زدن، موتور كوچكي داشتيم كه به درد كرت هاي كوچك مي خورد. كرت هاي كوچك آب بيشتري هم مصرف مي كنه. براي آوردن محصول هم از اسب استفاده مي كرديم. حالا كرت ها رابزرگتر كرديم و تراكتور هم خريديم و كار را مكانيزه كرديم. به فكر گرفتن مجوز براي حفر چاه عميق افتاديم. بچه هام براي اين كار خيلي كمك كردند. ما آب تضمين شده مي خواستيم كه به روش تلفيقي، يعني استفاده از رودخونه دردرجه اول و اگر كفاف نداد استفاده از آب چاه، عمل كنيم. خود برنامه چاه داستاني داره كه بايد كتابش كنم. سال 78 مجوز را طبق ضوابطي كه بود گرفتم و كار را شروع كردم اما 83 به ثمررسيد. همان كار مارو خيلي اذيت و معطل كرد.

 چه انگيزه اي موجب شد در ايران بمانيد و به كارتان ادامه دهيد؟
 ايران وطن منه. هيچ كس نمي تونه درغيرجايي كه به اون تعلق داره همه انرژي رو به كاربگيره. منم به اين سرزمين تعلق دارم.

 چه توانايي و قابليتي در شما باعث موفقيتتان شده است؟
 هدف آدم بايد يه چراغي باشه در انتهاي راه، تا تو نور اونو ببيني واز شكست و سختي نترسي. فكر مي كنم من شكست ناپذير، سرسخت و صبورم.

 وقتي كه كارتان را تازه شروع كرده بوديد، دلتان مي خواست چه نصيحتي به شما مي شد؟
 براي هركاري بايد توانايي عملي داشته باشيم. غيرازاين آموزش ها، بايد بااصول مديريت هم كاملاً آشنا باشيم.

1