اولين نياز كارآفريني خودباوري است عنوان

 فرارو

نويسنده

 فرارو

مرجع

 

اشتغال زنان امروز ديگر از سوي جامعه ايراني كاملا پذيرفته شده، اغلب دختران حداقل در تهران و شهرهاي بزرگ تحصيلاتي دانشگاهي دارند و مشغول به كار هستند. آن‌ها «كار» مي‌كنند، اما «كارآفريني» و ورود به فعاليت‌هاي اقتصادي هنوز آنقدر‌ها مورد توجه زنان نيست.
 
درصد كمي از زنان بعد از اتمام تحصيلاتشان به اين فكر مي‌افتند كه كاري براي خود راه اندازي كنند. بدون شك شنيدن حرف‌هاي زناني كه در اين راه پيش رو بوده‌اند و يا در موقعيت‌هاي خاص زندگي خود اين راه را انتخاب كرده‌اند مي‌تواند چشم انداز بهتري را در عرصه كار زنان به نمايش گذارد.
 
سيده فاطمه مقيمي، مديرعامل شركت كشتيراني و حمل و نقل بين المللي «سديد بار» يكي از زنان موفق و كارآفرين است كه اكنون رييس هيات مديره كانون بانوان بازرگان و كارآفرين ايران و رييس دوره ايي كميته بانوان كارآفرين عضو اكو است.

اين زن، در دفا‌تر امور بانوان اتاق‌هاي بازرگاني ايران، تهران و دانشگاه شريف فعاليت دارد. مقيمي در سال ???? موفق به اخذ عنوان كارآفرين بر‌تر كشورهاي اسلامي شده است. در ادامه گفت‌و‌گوي «فرارو» با او را مي‌خوانيد:
 
از تعريف كار آفريني آغاز كنيم، به ما بگوييد كارآفريني چيست و چه طور بايد وارد اين عرصه شد؟
كارآفريني در علم به معني ايجاد و استفاده از فرصت هاست. فرصتي كه با نوآوري و خلاقيت عجين شده باشد اما متاسفانه در ادبيات محاوره‎اي كارآفريني و اشتغال زايي با هم اشتباه گرفته مي‌شود در صورتي كه اين دو مقوله كاملا از هم جداست. اشتغال زايي نيز مقوله مهم و ارزشمندي است اما با كارآفريني تفاوت دارد زيرا كارآفرين حتما بايد يك ايده نو و خلاق را بپردازد. اين نگاه نو و خلاقانه است كه مي‌تواند فرصت‌هاي بسيار خوبي را براي جواناني كه وارد فضاي كسب و كار مي‌شوند، با الگوهاي مدرن و جديد مهيا مي‌كند.

در مورد كارآفريني زنان بگوييد.
به اعتقاد من كارآفريني اصلا تفكيك جنسيتي ندارد و گفتن كارآفريني زنان معنا ندارد. كارآفريني يك ادبيات مشترك براي ايده داشتن و انگيزه ايجاد كردن در تفكر زن و مرد است. ممكن است نوع انديشه و كارآفريني تفاوت داشته باشد اما لزوما اين طور نيست.
 
شما در همه دفا‌تر مربوط به كار آفريني پست مديريتي داريد، بفرماييد فعاليت در عرصه بازرگاني و كار آفريني را از كجا آغاز كرديد كه امروز در اين سمت‌ها هستيد؟
كار اقتصادي من در صنعت حمل و نقل است. به عنوان اولين زن در اين حوزه شركت كشتيراني و حمل و نقل راه اندازي كردم كه امروز جزء يكي از بنگاه‌هاي موفق كشور است.

چند سال است كه در اين حوزه فعاليت مي‌كنيد؟
سي و چهار سال قبل كارم را شروع كردم و از آن زمان مديريت و مالكيت شركت را داشته‌ام.

سي و چهار سال قبل كه كار را شروع كرديد، تصميم گرفته بوديد كه كارآفرين شويد؟
اينكه بگوييم خواستم كه كارآفرين شويم مثل اين است كه بگوييم خواستم كه نخبه شوم. خيلي چيز‌ها با برنامه اوليه و خواستن پيش نمي‌آيد اما وقتي شما در يك جريان قرار مي‌گيرد، براي تكميل شدن و رسيدن به هدف است كه خواست شما اهميت پيدا مي‌كند.

چه شد كه حمل و نقل را به عنوان مسير اوليه خود انتخاب كرديد؟
رشته اوليه من عمران بود و با برنامه ريزي حمل و نقل را انتخاب نكردم، اين بر حسب يك اتفاق بود اما بعد از دو سال فعاليت كه متوجه شدم به اين كار علاقه‌مند هستم به فكر توسعه كارم افتادم. اين توسعه را از استقال در كار شروع كردم و از آنجايي كه اولين زن بودم توانستم يك فرايند تحول را شكل و بسط دهم. در ادامه كار با تغييراتي كه در روش‌هاي مديريتي اين نوع بنگاه‌ها مي‌توان ايجاد به جايي رسيدم كه يك كار موفق را با مديريت زنانه عرضه كنم. همين بسط و توسعه كار باعث شد كه امروز من را در اين جايگاه ببينيد.

آن اتفاقي كه شما را وارد حوزه حمل و نقل و كشتي راني كرد برايمان تعريف كنيد.
من سال اول انقلاب بعد از آنكه تحصيلاتم را در انگلستان تمام كردم به ايران آمدم. آن زمان فضاي كار در رشته مهندسي عمران برايم فراهم نبود، به همين خاطر تصميم گرفتم از زبان انگليسي كه بلد بودم استفاده كنم و وارد يك شركت حمل ونقل شدم. اين‌‌ همان اتفاقي بود كه باعث شد سال‌ها در اين عرصه فعاليت كنم.

شما سي و چهار، پنج سال قبل و با يك پشتوانه تحصيلي و مالي قوي وارد حوزه كارآفريني شديد و مي‌دانيم كه داشتن اين پشتوانه قوي هنوز هم براي همه زنان كشور فراهم نيست، آيا شما لازمه فعاليت‌هاي بازرگاني و كارآفريني را داشتن چنين پايه و پشتوانه ايي مي‌دانيد؟
اتفاقا به نظر من شرايط امروز خيلي بهتر از آن زمان است. در آن سال‌ها شروع كسب و كار در شرايطي بسيار بد‌تر از امروز بود. كار كردن زنان بعد از انقلاب هنوز خيلي مشكل بود، آن هم در يك فضاي كاملا مردانه مثل صنعت حمل و نقل. امروز نسبت به آن زمان يك زن را در اين صنعت خيلي راحت‌تر مي‌پذيرند. اكنون كه ?? درصد دانشجويان را زنان تشكيل مي‌دهند نمي‌توانيم بگوييم مهندس بودن در آن زمان امتيازي بود كه حالا ديگر نيست. من در طي اين سال‌ها توانستم كارم را ادامه دهم و موفق شوم، ازدواج كردم و بچه دار شدم، ادامه تحصيل دادم و دو تا كار‌شناسي ارشد، يك دكتري گرفتم و اكنون دوباره دانشجو دكتري هستم. پس مشكل از همت افراد است نه شرايط جامعه.

سوال من اين نبود و قصد مقايسه جامعه امروز و سي و پنج سال قبل را نداشتم. به من بگوييد اگر زني پشتوانه تحصيلي، مالي وحمايتي را كه شما آن زمان داشتيد، نداشته باشد مي‌تواند به كارآفريني فكر كند و وارد اين حوزه شود؟
حتما مي‌تواند وارد شود اما سطح كار‌ها متفاوت است. من اينجا يك اتاق فكر دارم كه در آنجا يك طوفان فكري راه مي‌اندازيم، يعني هر ايده‎اي را كه هر چه قدر كوچك باشد مطرح مي‌كنيم و از تلفيق اين ايده‌ها با سرمايه گذاري‌هاي جديد به موفقيت مي‌رسيم. نمونه آن همين كاري است كه گوشه اتاق من مي‌بيند (اشاره به گلدان كنار پنجره)؛ اين‌ها كسب و كارهاي خانگي است. همه كسب و كار چيزي نيست كه خانم مقيمي انجام داد و موفق شد. روزي كه من شروع كردم كسي فكر نمي‌كرد زني وارد عرصه حمل و نقل شود و موفق هم باشد. امروز هم خيلي از كار‌ها همين طور است.

اولين توصيه شما براي موفقيت در كارآفريني چيست؟
شما اگر وارد كاري شويد و بتوانيد آن را مديريت كنيد حتما موفق مي‌شويد به همين دليل توصيه مي‌كنم كه اول به آن كار علاقه‌مند شويد. من هميشه قبل از ورود به هر كار عاشق آن مي‌شوم. يعني اگر قرار باشد شيشه پاك كنم اول عاشق شيشه پاك كردن مي‌شوم.

بعد از علاقه، گام دوم چيست؟
مرحله بعدي، آموزش است. يك كار هيچ وقت ثابت نيست. در علم فيزيك مي‌گويند ثابت بودن، سقوط است. شما يك سيب را ببينيد كه اگر در هوا ثابت نگه داريم سقوط مي‌كند اما اگر به صورت پاندولي حركت كند اين طور نمي‌شود. اين حركت به دنبال خود تكامل مي‌آورد. آموزش دايمي در هر كاري همين نقش را دارد و مي‌تواند فرد را به جايي برساند كه در حوزه كار خود حرفي براي گفتن داشته باشد.
علاوه براين از موضوع بومي‎سازي نيز نبايد غافل شد. شما بايد با ادبيات محل خود و خواستگاه مصرف كنندگان خود پيش رويد بنابراين بومي سازي مرحله بعدي است.
 
شما از اهميت آموزش گفتيد و خودتان نيز سابقه تدريس داريد، بفرماييد شرايط آموزش در كشور ما چگونه است و ما با آنچه كه مورد نياز است چقدر فاصله داريم؟
ما يك مبحث به عنوان آموزش و مبحث ديگري به نام پرورش داريم. ما امروزه در كشورمان آموزش را داريم اما خبري از پرورش نيست.

يعني همه چيز تئوري است؟
بله، درصورتي كه الان آموزش همراه با كار بيشتر جواب مي‌دهد مثل كارورزي‌هايي كه دوره ايي در دبيرستان‌ها بود. اگر تئوري و اجرا همگام با هم پيش رود به نتيجه بهتري خواهيم رسيد.

توجه به اين امر را از چه كسي بخواهيم؟
نظام آموزشي بايد به اين فكر باشد. به نظر من موسسات علمي و كاربردي اين روز‌ها بهتر عمل مي‌كنند. بايد افقي كار كرد يعني فقط به اين فكر نباشيم كه تحصيلات را به صورت عمودي بالا ببريم. به اعتقاد من بايد تحصيلات را همزمان با تجربه كار پيش ببريم زيرا يك مدير وقتي موفق مي‌شود كه همزمان با تحصيلات، كار كند و اشكالات هر يك را در ديگري پيدا كند.

مي‌خواهم نگاه در بحث كارآفريني بيشتر به زنان توجه كنيم. آماري هست كه بگويد چند درصد از كارآفرينان زن هستند و يا چه تعداد زن فعال در اين عرصه داريم؟
نمي‌توانيم آمار درستي در اين زمينه بگوييم زيرا مركز آماري در اين خصوص نيست. حتي اگر حدودي هم رقمي را بگويم شما امكاني براي رصد كردن آن نداريد.

در مورد نوع كارهايي كه بيشتر زنان انجام مي‌دهند، چطور؟ مي‌توان گفت كه زنان به كدام كار‌ها بيشتر تمايل دارند؟
واقعيت اين است كه محدوديتي كه در اقتصاد دنيا به وجود آمده است، بيشترين نوع كار در دنيا، كارهاي خدماتي است و زنان نيز بيشتر در همين حوزه فعال هستند زيرا زنان در اين حرف تبحر‌هاي مديريتي بيشتري دارند. در حوزه كارآفريني نيز زنان بيشتر به كسب و كار خانگي مي‌پردازند اما عدد و رقمي در اين خصوص نمي‌توانم ارايه كنم.

خاص‌ترين بخش‌هايي كه مورد توجه زنان قرار گرفته است، چيست؟
اين را من نبايد بگويم اما فكر مي‌كنم يكي از آن‌ها كارهاي سنگين مثل همين صنعت حمل و نقل است كه من به آن وارد شدم. من اسم نمي‌دانم اما مي‌دانم كه در ساخت تونل نواب گروه خانم‌هاي مهندس كار مي‌كردند (اطلاعات بيشتري ندارم كه پيمانكار بودند يا كار مستقل خودشان بود). پانزده سال قبل كتابي با عنوان «اولين زنان» منتشر شد كه من نيز در آن بودم اما اطمينان دارم كه پس از آن خانم‌هايي وارد شدند و كارهاي بزرگتري كردند. متاسفانه اطلاعات من در اين زمينه محدود است و توصيه مي‌كنم در مورد آن جست‌و‌جو كنيد.

متوسط سن خانم‌هاي فعال چيست؟
در كارآفريني آمار نشان مي‌دهد كه بين ?? تا ?? سال سن شروع و شكوفايي كارآفريني است. اين متوسط سن است و محدوديتي در كار نيست. من خودم در بيست و يك سالگي كار را آغاز كردم و كسي هم ممكن است در شصت سالگي وارد عرصه كارآفريني شود.
فراموش نكنيد كه اگرچه از ايده خلاق به عنوان بستر كارآفريني صحبت مي‌كنيم اما نياز جامعه و نياز شخص كارآفرين اهميت ويژه اي دارد، پس ممكن است در يك برهه زماني نياز شخص انگيزه كارآفريني را ايجاد كند.

شما در دفا‌تر مختلفي كه داريد چطور به خانم‌هايي كه قصد ورود به كار بازرگاني و كارآفريني را دارند، كمك مي‌كنيد؟
ما يكي از كارهايي كه مي‌كنيم، مشاوره رايگان است. در طول هفته بين ?? تا ?? نفر براي مشاوره مي‌آيند. كار ديگري كه مي‌كنيم آموزش است. بورسيه‌هاي يك هفته ايي و ده روزه خارج از كشور براي كارگاه‌هاي آموزشي نيز از ديگر فعاليت‌هاي ما در اين دفا‌تر است. اتاق فكر كه هر هفته برگزار مي‌شود نيز مقوله ديگري است كه البته مختص به خانم‌ها نيست.

خيلي بر موضوع آموزش تاكيد كرديد اما مي‌خواهيم اشاره‎اي هم به آگاهي و اطلاع رساني بفرماييد.خانم‌هاي جامعه ما چقدر با توانايي‌هاي خود براي ورود به اين عرصه آشنا هستند و به نظر شما چقدر در اين رابطه خوب عمل شده است؟
من در طول ماه يك يا دو برنامه در راديو و تلويزيون دارم، علاوه بر اين سايتي داريم كه هر روز به روز مي‌شود. توجه داشته باشيد كه ما يك NGO هستيم و حتي اتاق بازرگاني بخش خصوصي و تا حدي مي‌تواند به موضوع ورود كند و بيشتر از آن توان و امكان و زمان ندارد. ارتباطات ما با مجموعه‌هاي دولتي مثل دفتر آموزش زنان و خانواده، دفتر معاونت زنان رياست جمهوري، دفتر امور زنان در وزارت خانه‌هاي مختلف و... مي‌تواند به واسطه امكان آن دفا‌تر براي فعاليت‌هاي بيشتر، مفيد باشد.

به اين ترتيب شما با آن گروه از بانواني در ارتباط هستيد كه در حال حاضر كارآفرين و بازرگان هستند.
نه خير، اين طور نيست.

يعني شما جذب هم داريد؟ كساني در ابتداي راه هستند نيز از طريق مجموعه‌هاي تحت مديريت شما كار خود را شروع مي‌كنند؟
وقتي ما كارگاه آموزشي برگزار مي‌كنيم، نمي‌گوييم كه فقط فعالين حوزه در كلاس شركت كنند.

شما اين را نمي‌گوييد اما در عمل كساني كه شركت مي‌كنند جزء فعالين هستند يا علاقه مندان؟
فعالين هر حوزه ايي بيشتر از خدمات مشاوره ايي ما بهره مي‌گيرند و اين علاقه مندان و دانش آموختگان دانشگاهي هستند كه از كارگاه‌هاي آموزشي استقبال مي‌كنند. ما حتي در استان‌ها نيز دفاتري داريم و فرصت‌ها را براي جذب به فرصت‌هاي موجود در پايتخت محدود نمي‌كنيم.

سرمايه لازم براي ورود به كارهاي بازرگاني و كارآفريني چقدر است؟
كسب وكار‌هاي خانگي را برايتان مثال زدم، همه چيز در حد كارهاي صنعتي نبينيم كه بعد نگران باشيم سرمايه تاسيس كارخانه يا شركت تعاوني و... را نداريم. كسب و كار‌هاي كوچك خانگي با حداقل‌هاي سرمايه هم مقدور است و ما در اين زمينه هيچ پيشنهادي نمي‌دهيم بلكه آنچه كه در ذهن افراد است را متبلور مي‌كنيم. من نمي‌توانم به شما بگويم كه اكنون درآمدزايي در حرفه عكاسي خوب است پس عكاسي را دنبال كن زيرا اگر به اين حرفه علاقه‌مند نباشيد به دنبال آن نمي‌رويد. ما فقط در ايجاد انگيزه تمركز مي‌كنيم.

اگر به سال‌هاي گذشته برگرديد باز هم حوزه حمل و نقل را به عنوان كار مورد علاقه خود انتخاب مي‌كنيد؟
حتما همين كار را مي‌كنم اما مطمئن هستم كه با ورود در هر كاري كه زندگي، شرايط و جامعه جلوي پايم بگذارد نيز مي‌توانم بهترين باشم.

بدون شك كار بازرگاني و كارآفريني پر از مشكل و سختي‌هاي مخصوص به خود است. آيا زن بودن در اين عرصه مشكلات مضاعفي به همراه مي‌آورد؟
اين فقط به ايران محدود نمي‌شود و در همه دنيا كار خارج از منزل براي زنان يك مشكل بيشتر از مشكلات مردان دارد، زيرا وظيفه، عاطفه و مسئوليت در قبال خانواده نيز به آن اضافه مي‌شود. در ايران يا كشورهاي اسلامي كه تعهدات ريشه ايي تري نسبت به خانواده دارند اين مشكل كمي بيشتر مي‌شود. در كشورهاي اروپايي بعد از يك سني بچه‌ها مستقل مي‌شوند و پدر ومادر‌ها از برخي مسايل در مورد نگهداري بچه‌ها‌‌ رها مي‌شوند اما در اينجا اين طور نيست و ما تا زماني كه بچه‌هايمان ازدواج كنند و بچه دار شوند و... هنوز حس تملك مادري و پدري كه ناشي از احساس مسئوليتمان است را داريم. بنابراين حتما يك دغدغه اصلي براي هر كدام از خانم‌ها خانه و خانواده است. به همين علت مسئوليت خانم‌ها در پذيرش جايگاه در اجتماع نسبت مردان سخت‌تر است و از همين رو براي كار كردن همپاي مردان در جايگاه مشابه فشار بيشتري به خود وارد مي‌كنيم. نگاه بيروني نيز وجود دارد كه هميشه زنان را جنس ضعيف قلمداد مي‌كنند و فكر مي‌كنند كه نمي‌تواند مسئوليت قبول كند و يا مشكلات بيشتري دارد و روي زن نمي‌شود حساب كرد. مي‌گويند كه اين طور نيست اما شما به روشني مي‌بينيد كه مردان در يك كار مشابه بيشتر از زنان حقوق مي‌گيرند يعني حقوق يك مديركل زن و مديركل مرد در يك سازمان با هم متفاوت است. نمي‌خواهم وارد جزييات اين مسايل بشوم اما حتي مسايل مربوط به بازنشستگي يا پرداخت حقوق به وراث به قوانيني برميگردد كه ما به عنوان بخش خصوصي يا زنان ننوشته‌ايم و مردان در جايگاهي كه نوشته (پارلمان) اكثريت را دارند.

در پايان اين بحث و با همه اين تفاسير اگر قرار باشد حرفي بزنيد كه تلنگري براي زنان باشد و بتواند نگاه آنان را تغيير دهد، چه خواهيد گفت؟
تغيير نگاه در زنان با شكل گيري خودباروي به وجود مي‌آيد. اين يعني توانمند شدن زنان با حفظ تمام چارچوب‌هايي كه گفتم. ما انتظار نداريم زني كه توانمند مي‌شود و در جامعه كار مي‌كند اصالت و ريشه خود را فراموش كند و بايد با حفظ آن كيان به فعاليت‌هاي خود ادامه دهد.

1