بررسي نقش خوشه‌هاي صنعتي در توسعه پايدار عنوان

 --------------------------------

نويسنده

 روزنامه جهان صنعت

مرجع

 

امروزه توسعه از طريق ابداع خوشه‌اي نقش محوري و بارزي در سياست‌هاي اقتصادي و صنعتي كشورهاي توسعه يافته ايفا مي‌كند.

اگر رويكرد‌هاي گذشته تمركز بيشتري بر اقتصاد كلان داشته‌اند، اينك كسب و كار خرد، احساس مسووليت نسبت به افزايش قابليت رقابت واحدهاي كوچك و متوسط، بهبود ارتباطات شبكه‌اي، تاكيد بر حمايت‌هاي غيرمستقيم در مقابل پرداخت يارانه، تركيب رقابت و همكاري به‌منظور تقويت يادگيري و نوآوري، ارتقاي سطح همكاري واحدهاي كوچك و بزرگ و تقويت مثلث همكاري خوشه‌ها، دولت و دانشگاه مورد تاكيد و توجه بيشتري قرار مي‌گيرد.

هر قدر نگاه به حل مسايل از سطح بين‌المللي، ملي و بخشي به سمت منطقه‌اي و محلي، مبتني بر قابليت‌هاي پوياي سيستم‌هاي اجتماعي‌ شكل يافته بر پايه فرآيندهاي طبيعي پيش مي‌رود، توجه به كسب و كار خرد در قالب شبكه ارتباطي قابل تعريف ذيل بحث توسعه خوشه‌اي از اهميت ويژه‌اي برخوردار مي‌شود.

حدود دو دهه است كه توسعه صنعتي مبتني بر خوشه‌ها، به‌عنوان يك استراتژي نوين مورد توجه برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران در كشورهاي صنعتي و در حال توسعه است. سازمان‌هاي بين‌المللي همچونUNIDO,ILO و بانك جهاني نيز طرح‌هاي متعددي را از طريق توسعه خوشه‌هاي صنعتي در كشورهاي مختلف اجرا و حمايت كرده‌اند.

  • از الگوهاي موفق‌

امروزه در اكثر كشورهاي جهان، صنايع كوچك و متوسط از جنبه‌هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، توليد صنعتي و ارايه خدمات در حال نقش آفريني هستند. همچنين در كشورهاي در حال توسعه، صنايع كوچك و متوسط عامل راهبردي براي توسعه اقتصادي، اشتغالزايي و رقابت‌پذيري صنايع هستند.

اين در حالي است كه در كشور ما با وجودي كه بيش از 90 درصد واحدهاي توليدي در گروه صنايع كوچك و متوسط قرار مي‌گيرند، به‌دليل نداشتن استراتژي توسعه مبتني بر ساختارهاي موجود صنعتي و رها كردن واحدهاي كوچك توليدي به حال خود، اين بنگاه‌ها نتوانسته‌اند سهم قابل توجهي در توليد ناخالص ملي و ايجاد ارزش‌افزوده داشته باشند و از كمبود‌هاي شديدي در رنج هستند.

فقدان مقياس‌هاي لازم از جنبه‌هاي مختلف سرمايه، ‌توليد و بازار يكي از اين موارد است.

فقدان محيط‌هاي مناسب رشد كسب و كار از جنبه‌هاي مختلف حقوقي، قانوني و... فقدان زيرساخت‌هاي نرم‌افزاري و تشكيلاتي از جمله آنهاست.

توليد با فناوري‌هاي كهنه و عدم دسترسي به تكنولوژي‌هاي نوين، فقدان ارتباط منسجم با شبكه‌هاي بانكي و مالي كشور، عدم وجود شبكه‌هاي همكاري ميان بنگاهي و عدم شناخت از بازارهاي هدف از جمله اين موارد است.

خوشه‌هاي صنعتي يكي از الگوهاي موفق سازماندهي صنايع كوچك و متوسط هستند كه كاستي‌هاي صنايع كوچك و متوسط را رفع و مزيت‌هاي مختلف صنايع كوچك، چون‌ انعطاف پذيري و تنوع را تقويت مي‌بخشند.

خوشه صنعتي مجموعه‌اي از بنگاه‌هاي توليدي و خدماتي در يك رشته صنعتي است كه با تكيه بر سرمايه‌هاي قوام يافته اجتماعي در مناطق مختلف جغرافيايي در كنار نهادهاي پشتيبان و از طريق روابط متراكم ميان بنگاهي شكل مي‌گيرد.

  • سابقه تشكيل خوشه‌هاي صنعتي

نظر به اينكه ميزان مطالعات و تجربيات در خصوص توسعه خوشه‌هاي صنعتي، مسبوق به مدت بسيار كمي است، در برنامه‌هاي كوتاه مدت توجه خاص به زمينه‌سازي، فرهنگ‌سازي و نشر دانش تئوريك و تجربه به ساير ملل در اين زمينه از اولويت خاصي برخوردار است.

ذيل بحث فرهنگ‌سازي و اطلاع‌رساني مي‌توان به انتشار كتب، مقالات و.. تهيه جزوات و كتب راهنماي عملي آموزش مستقيم دست‌اندركاران بخش‌هاي دولتي و خصوصي و... پرداخت.

بديهي است اين امر بايد از يكسو نقش كارآفرينان در سطح سياست‌گذاري و از سوي ديگر ذي‌نفعان خوشه‌هاي صنعتي را دربرگيرد. نيازها و تعريف روش‌هاي فرهنگ‌سازي و اطلاع‌رساني از جمله كاركردهايي است كه مورد توجه قرار گرفته است.

به منظور ايجاد تصويري جامع از وضعيت خوشه‌هاي صنعتي موجود كشور، شناسايي آنها و تعريف حجم فعاليت مورد نياز كه پايه‌اي براي سياست‌گذاري است، تهيه نقشه كشوري خوشه‌هاي صنعتي ضروري خواهد بود. اين نقشه كه تعيين‌كننده توزيع جغرافيايي و مشخصات كلي هر يك از خوشه‌ها در مناطق مختلف است، در واقع هم تصويري از وضع موجود و هم ابزار برنامه ريزي خواهد بود.

به‌منظور انتقال تجارب كشورها و سازمان‌هاي پيشرو و از سوي ديگر توليد دانش و الگوي بومي در زمينه توسعه خوشه‌هاي صنعتي، اجراي پروژه‌هاي توسعه خوشه‌هاي صنعتي با همكاري سازمان‌هاي بين‌المللي مثل يونيدو، كشورهاي پيشرو مثل ايتاليا و متخصصان خبره داخلي از برنامه‌هاي در دستور كار سازمان صنايع كوچك و شهرك‌هاي صنعتي است.

از فعاليت‌هايي كه ذيل اين بخش صورت مي‌گيرد، مي‌توان به تهيه چارچوب اجراي پروژه، شناسايي شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي قادر به پياده‌سازي پروژه‌ها، همكاري با سازمان‌هاي بين‌المللي، آموزش دست‌اندركاران بخش دولتي و خصوصي، تعريف نظام هدايت و نظارت بر پروژه‌ها، ايجاد هماهنگي بين سازمان‌هاي ذي‌ربط و عوامل توسعه خوشه‌هاي صنعتي و در نهايت مستندسازي نتايج و توليد دانش اشاره كرد.

ماموريت اصلي سازمان صنايع كوچك در حوزه توسعه خوشه‌هاي صنعتي را مي‌توان تمهيد و تسهيل توسعه خوشه‌هاي صنعتي تعريف كرد. به‌طور بديهي به‌منظور حركت در چارچوب اين ماموريت، نيازمند تعريف فرآيندهاي كاري و نقش‌هاي هريك از نقش‌آفرينان ذي‌ربط در انجام اين ماموريت هستيم.

بنابراين طراحي فرآيندها و گردش كارها و همين طور ساختار در سطوح ملي و زيرملي به‌عنوان پيش نياز انجام وظايف سازماني شناخته مي‌شود. اين ساختار و فرآيندها بايد به‌گونه‌اي باشند كه ضمن پرهيز از مداخله با رويكرد دستوري، حداكثر اثربخشي را در تمهيد، تسهيل، هدايت و نظارت بر توسعه خوشه‌هاي صنعتي داشته باشد.

به‌علاوه از فراگيري لازم از نظر بخشي، رشته فعاليت، قانوني، در سطح ملي و زيرملي، تحت پوشش قراردادن بخش‌هاي خصوصي، عمومي و دولتي و همين‌طور مقياس‌هاي مختلف خوشه‌ها برخوردار بوده و در عين حال حداقل تداخل، تناقض و تزاحم را با ساير بخش‌ها يا قوانين و سياست‌هاي جاري كشور داشته باشد.

  • وجود قوانين مناسب ضروري است‌

به‌منظور بسترسازي، هدايت و حمايت از خوشه‌ها، به‌طور قطع وجود قوانين و مقررات متناسب ضروري خواهد بود چراكه علاوه بر تاكيد بر كاهش موانع قانوني، ضرورت وجود ضوابط تسهيل‌كننده توسعه صنايع كوچك و خوشه‌هاي صنعتي كاملا احساس مي‌شود.

در بسياري از كشورهاي پيشرو وجود چارچوب حقوقي مناسب، بيشترين نقش را در جهت‌گيري صحيح و ارزش‌زايي صنايع غذايي فراهم آورده است بنابراين حتي با فرض وجود كمترين موانع در قوانين و مقررات موجود، حداقل انتظار آن است كه رويكردي حمايتي بر قوانين و ضوابط موجود كشور حاكم شود. يكي ديگر از پايه‌هاي توسعه خوشه‌اي با رويكرد غيردستوري، نهاد‌سازي است.

در صورتي كه بخواهيم امكان توسعه صنايع كوچك و خوشه‌ها فراهم آيد، لازم است خدمات مورد نياز (اعم از خدمات تكنولوژيك، بازار، مالي و...) در اختيار آنها گذارده شود. اما بر اساس اصول مبتني بر رويكردهاي اخير اغلب اين خدمات نمي‌تواند به‌طور مستقيم در اختيار واحدها و خوشه‌ها گذارده شود.

انتظار بر آن است كه اين نقش به درستي از سوي نهادهاي موجود و قابل ايجاد در خوشه، ايفاد شود. از جمله اين نهادها مي‌توان به مراكز ارايه خدمات توسعه كسب و كار( BDS providers ) ، موسسات پژوهشي و... اشاره كرد. بنابراين گسترش، توسعه و تقويت نهادها و تعريف مكانيسم‌هاي اختصاصي آن يكي از دستورات كار توسعه خوشه‌هاست.

  • راهكارهاي تشكيل خوشه‌هاي صنعتي

در طول دهه 90 بهترين شيوه‌هاي توسعه اقتصاد منطقه‌اي، تاكيد بر دولت‌ها براي ايجاد و هموارسازي كسب‌وكار و گسترش خوشه‌هاي صنعتي به شمار مي‌رفت.

به‌طور كلي دولت‌ها به‌عنوان متولي فراهم‌سازي امكانات اوليه براي رونق فعاليت‌هاي صنعتي و به ويژه خوشه‌هاي صنعتي تلقي مي‌شوند و مي‌توان عوامل كليدي و موفقيت آميزي را كه نقش اساسي در تشكيل خوشه‌هاي صنعتي دارند به شرح زير عنوان كرد:

  • الف) رهبري استراتژيك و زيرساخت‌ها
  • ب) شبكه‌سازي (شبكه‌اي شدن )
  • ج) ارتباط هوشمندانه با بازار و كسب اطلاعات از آن
  • د) ظرفيت‌سازي
  • ه) حداكثر‌سازي استفاده از منابع

بايد توجه كرد كه تشكيل خوشه‌هاي صنعتي فرآيندي آموختني شامل شناسايي زمينه‌هاي تشكيل خوشه، گسترش و تامين مهارت‌هاي خاص هر فعاليت، دانش، نيروي كارآمد، تكنولوژي، منابع و امكانات، زيرساخت‌ها، بازار و مديريت است. همگي اين موارد در تشكيل، حمايت و رشد خوشه‌هاي صنعتي موثر هستند.

به‌طور كلي همه خوشه‌هاي صنعتي به يك معماري استراتژي ك نياز دارند اما از هر خوشه به خوشه ديگر در ين معماري تفاوت‌هايي وجود خواهد داشت كه بايد به آن دقت كرد. تمامي مناطقي كه به دنبال تشكيل خوشه‌هاي صنعتي هستند بايد توجه ويژه‌اي به رقابت‌هاي اصلي، زيرساخت‌هاي اساسي و سيستم‌هاي اطلاع‌رساني دقيق بازار كنند.

خوشه صنعتي چيزي نيست كه سريعا تشكيل شود بلكه نياز به يادگيري دارد و تشكيل يك خوشه موفق به زمان نياز دارد. فرآيند تشكيل خوشه براي رسيدن به بلوغ نياز به مراقبت و پرورش دارد و از يك زمان به زمان ديگر تغيير مي‌كند.

مثلا بنگاه‌ها بايد رقابت در عين همكاري را بياموزند و به اين درك برسند كه رونق كسب و كارشان مستلزم وجود شبكه‌هاي پشتيباني و توزيع مشترك است و از اين راه به صرفه‌هاي مقياس، انتقال سريع تكنولوژي و كارايي از طريق تامين منابع و مواد اوليه دست خواهند يافت.

  • توجه به بازار

بايد يادآوري كرد كه كسب و كار بدون توجه به بازار به اهداف مطلوب خود دست نخواهد يافت و اين موضوع در مورد خوشه‌هاي صنعتي نيز بايد مورد عنايت قرارگيرد. نكته مهم اينكه چون در خوشه‌هاي صنعتي رقابت در عين همكاري صورت مي‌گيرد. كسب اطلاعات عقلايي از بازار جهت دستيابي به مزيت‌هاي توليد انبوه، مزيت هدف هم در تداوم حركت خوشه موثر است و هم در زمينه تحكيم رقابت و همكاري در داخل خوشه اثرگذار خواهد بود.

عامل اساسي ديگر در تشكيل خوشه‌هاي صنعتي اين است كه پس از بررسي فعاليت‌هاي داراي قابليت خوشه‌اي شدن و ارزيابي زيرساخت‌هاي مناسب بايد در زمينه تكميل زنجيره توليد مرتبط با خوشه و رفع نواقص زيرساختي ظرفيت‌سازي كرد.

پس از طي كردن مراحل قبل و انجام اقدامات مرتبط با آنها بايد راهكاري اتخاذ كرد كه از تمام امكانات و منابع حداكثر استفاده صورت گيرد تا هم هزينه فرآيندهاي توليدي در خوشه صنعتي حداقل شود و هم اينكه تا حد امكان قابليت‌هاي منطقه مورد نظر در زمينه تشكيل خوشه صنعتي و بهبود عملكرد آن نمايان شود.

1