وضعيت اشتغال زنان در افغانستان عنوان

 حميد رزاق

نويسنده

 اينترنت

مرجع

 

فقط 25 درصد از مشاغل دولتي افغانستان در اختيار زنان است.

اين يکي از نتايج پژوهش نهاد تحقيقاتي حقوق زنان و اطفال در افغانستان است که در سال 1385 منتشر شده است.

اين پژوهش حاکي از آن است که تعداد زنان شاغل در ادارات دولتي افغانستان در مقايسه با مردان بسيار اندک است به طوري که 75 درصد کارمندان رسمي دولت‌ مردان‌اند و تنها 25 درصد از اين مشاغل را زنان در اختيار گرفته‌اند.

هم‌چنين فقط 11 درصد از زنان در مشاغل خدماتي مشغول به کارند در حالي که اين ميزان در ميان مردان 89 درصد است.

نقش اندک زنان فقط مختص مشاغل خدماتي و دولتي نيست بلکه 73 درصد از معلمان مدارس را مردان تشکيل مي‌دهند و 27 درصد معلم‌هاي مدارس افغانستان، زن هستند.

اين پژوهش فعاليت‌هاي اقتصادي زنان در افغانستان را در چهار بخش کار خانگي، کار در موسسه‌هاي دولتي يا غيردولتي، صنايع خصوصي و تجارت تقسيم‌بندي کرده است.

بر همين اساس در عرصه‌ي کار خانگي از ساليان متمادي زنان عهده‌دار کارهاي خانه بوده‌اند به طوري که مردان همواره توقع دارند زنان کارهاي خانه را انجام دهند و آن‌ها نيروي کار زنان را از آن خود مي‌دانند.

طبق نتايج اين پژوهش بيش از 85 درصد از زنان افغاني بيش‌تر از 12 ساعت در روز کار مي‌کنند و اين در حالي است که 15 درصد ديگر بيش از 14 ساعت در روز به کار خانگي مشغولند که بر اين اساس زنان از دريافت مزد محروم مي‌شوند و هم‌چنين اعتماد به نفس‌شان را براي انجام کارهاي خارج از خانه از دست مي‌دهند. به اين دليل آن‌ها هرچه بيش‌تر متکي به مردان شده و طرز تفکر کار در بيرون از منزل و خودکفايي‌شان از بين مي‌رود.

هم‌چنين 80 درصد زناني که در مشاغل دولتي کار مي‌کنند به استثناي معلمان هشت ساعت در روز کار مي‌کنند اين در حالي است که آن‌ها چهار تا شش ساعت ديگر را نيز براي رسيدگي به امور خانه اختصاص مي‌دهند. اين تحقيق نشان مي‌دهد که در حال حاضر و با توجه به جو سياسي حاکم در افغانستان، زنان بيش از گذشته اشتغال به کار دارند. اما با اين همه مقدار زيادي از دستمزد اين زنان به خانواده‌هايشان تعلق مي‌گيرد و در مجموع نقش مثبتي در خانواده ايفا مي‌کنند.

کار در صنايع خصوصي عرصه‌ي ديگري است که اين تحقيق نشان داده است و محقق بر اين مبنا با زنان خياط، قاليباف، شاغل در صنايع کوچک دستي، کشاورز، گاودار، آرايشگر و نانوا مصاحبه کرده است.

در صنايع خصوصي بيش‌ترين آمار اشتغال به زنان کشاورز و گاودار اختصاص دارد و هم‌چنين زنان قاليباف سومين رديف مشاغل صنايع خصوصي را به خود اختصاص داده‌اند.

در حالي که تعداد کمي از آن‌ها به نانوايي و آرايشگري مشغولند. بخش ديگري که اين تحقيق به آن اشاره کرده، کار زنان در عرصه‌ي تجارت است. طوري که فعاليت زنان در عرصه تجارت در افغانستان در حال افزايش است و تا حدودي هم توانسته‌اند مفهوم کار زنان را از حالت کليشه‌اي آن خارج کنند.

اما 27 درصد زناني که در تجارت مشغول فعاليت هستند عنوان کرده‌اند که تصميم آخر امور تجارتي‌شان را مردان مي‌گيرند و آن‌ها به تنهايي حق تصميم‌گيري ندارند.

هم‌چنين همه‌ي زناني که به کار تجارت مشغولند در اين تحقيق گفته‌اند که به رشد ظرفيت‌هاي خود نياز دارند. به طور مثال نيازمند برنامه‌هاي تجارتي و آشنايي با علم تجارت هستند.

67 درصد اين زنان نيز دليل روي آوردن به شغل‌شان را استقلال اقتصادي مي‌دانند. 32 درصد آن‌ها هم فکر مي‌کنند که نزديکانشان آن‌ها را در پيشرفت کاري‌شان ياري رسانده‌اند در حالي که 35 درصد ديگر براي ادامه‌ي کارهاي تجارتي خود با موانعي از طرف نزديکانشان روبه‌رو هستند.

اما اين تحقيق تاکيد مي‌کند که تجارت براي زنان هنوز يک شغل شهري محسوب مي‌شود و زنان در روستاها به آن دسترسي ندارند.

  • موانع اشتغال زنان افغان

زني که در هرات زندگي مي‌کند پنج سال است که از رشته‌ي اقتصاد فارغ‌التحصيل شده است و درباره مشکلاتش مي‌گويد: «هر چند در يک اداره دولتي کار مي‌کنم، اما چون چهار فرزند دارم دايما در محل کار فکرم متوجه آن‌ها‌ست که مبادا اتفاقي برايشان بيفتد، در اين حالت چطور مي‌توانم کار کنم؟»

زن ديگري که در کابل زندگي مي‌کند، از بي‌کاري شوهرش گلايه‌مند است: «شوهرم با اين‌که بي‌کار است حاضر نيست از فرزند شيرخواره‌مان نگه‌داري کند. من در يکي از موسسه‌هاي خارجي کار مي‌کردم اما به دليل اين مشکلات مجبور شدم کارم را رها کنم.»

به همين ترتيب بر اساس نتايج همين پژوهش زنان روستايي در افغانستان نيز با مشکلات فراواني در اشتغال مواجه‌اند. زني که در روستاي «جوزجان» زندگي مي‌کند درباره مشکلاتش مي‌گويد: «هنگام بافتن قالي بايد از فرزندانم نيز نگه‌داري کنم تا بچه‌هاي کوچکم را بخوابانم وگرنه نقشه‌هاي قالي را به هم مي‌ريزند.»

يک زن کشاورز از روستاي «پروان» نيز مي‌گويد: «براي نگه‌داري از بچه‌ها‌يم کسي را ندارم. زماني که براي کار به مزرعه مي‌روم بچه‌ام را به پشتم مي‌بندم.»

  • دستمزد زنان افغان

ميزان دستمزد زنان در فعاليت‌هاي اقتصادي در افغانستان متفاوت است. طبق نتايج اين پژوهش ادارات دولتي در افغانستان دستمزد مشابه مردان به زنان مي‌پردازند اما زنان از دسترسي به پست‌هاي بالا محروم‌اند و به همين دليل دستمزد کم‌تري از مردان دريافت مي‌کنند.

اکنون بيش‌تر زنان شاغل در ادارات دولتي به شغل‌هاي منشي‌گري و يا ساير پست‌هاي پايين‌تر از مردان مشغول به کارند.

زني که در «مزار شريف» زندگي مي‌کند در اين باره مي‌گويد: «زندگي خانوادگي و کارهاي خانه مانع از اين بود که به تحصيلاتم ادامه دهم. به همين دليل در يکي از ادارات در شغل منشي‌گري مشغول به کار شدم و حالا دستمزدم حدود دو هزار و 700 افغاني است.»

زنان روستايي نيز وضعيتي مشابه زنان شهري دارند علاوه بر آن، فشار کاري آن‌ها بيش از زنان شهري است. يکي از آنان مي‌گويد: «علاوه بر کارهاي خانه و کارهاي مزرعه، هر صبح زود بايد به گاوها و گوسفندها نيز رسيدگي کنم.»

  • دلايل برابر نبودن استقلال اقتصادي زنان در افغانستان

بر اساس نتايج اين تحقيق نبود استقلال اقتصادي زنان با عواملي چون عرف و رسوم موجود در جامعه ارتباط دارد. به طوري که 58 درصد از زنان نيز اجازه نداشتن از طرف خانوارده را عامل اصلي کار نکردنشان قلمداد مي‌کنند، در حالي که تنها 26 درصد از زنان مشکلات ناشي از عدم امنيت و 16 درصد مشکلات مراقبت از فرزندان خود را دليل کار نکردن خود بيان کرده‌اند.

نبود امکانات از ديگر مواردي است که رشد اقتصادي زنان و کار نکردن در بيرون از خانه را در افغانستان ايجاد کرده است. در نتيجه بسياري از زنان افغاني به کارهايي مثل سوزن‌دوزي، خياطي و تهيه‌ي لبنيات مشغول شده‌اند که اين مشاغل با وجود دقت و انرژي زياد دستمزدي را براي آنان به دنبال ندارد به همين دليل زنان از نظر اقتصادي در مجموع موقعيت ضعيف‌تري نسبت به مردان دارند.

محدوديت‌دسترسي دختران به آموزش عالي يکي ديگر از دلايل ناتواني اقتصادي آنان محسوب مي‌شود.

هم‌چنين ازدواج‌هاي زودهنگام دختران، فقر خانواده‌ها و تبعيض در عرضه‌ي امکانات مساوي ميان فرزندان دختر و پسر از عواملي است که زنان را از فرصت‌هاي مساوي براي دسترسي به امکانات اقتصادي محروم مي‌کند.

1