Object reference not set to an instance of an object. نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال

صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 


تعداد بازديد: 2473                                               
آيا كارآفرينان بايد دروغ بگويند؟
مقاله منبع
آيا كارآفرينان بايد دروغ بگويند؟ عنوان
دانيل آيزنبرگ - مترجم: عاطفه كردگاري نويسنده
1389/01/31 تاريخ

يكي از مديران باتجربه اخيرا به من گفت كه اگرشخصي نداند چگونه در موقع لزوم به طور جدي حقيقت را بپيچاند نمي‌تواند يك كارآفرين شود.

خلاصه
روزنامه دنياي اقتصادي مرجع
مقالات مرتبط
آيا رتبه‌بندي كاركنان به نفع سازمان است؟
آثار گردشگري بر اشتغال
توسعه كارآفريني اجتماعي؛ آسيب‌ها، عوامل مؤثر و راهكارها
هفت مشخصه اساسي شركت‌هاي نوآور
نقش عوامل فرهنگي در گرايش به كارآفريني

    چاپ   ارسال براي دوستان

من گفت‌وگوهاي زيادي با كارآفرينان در مورد دروغ گفتن داشته‌ا‌م. همه آنها از نظر تئوريك با دروغگويي مخالفند، اما در موقعيت‌هاي اجرايي، بيشتر آنها تا حدودي آن را به كار مي‌گيرند.

بعضي از آنها واژه «دروغ گفتن» را دوست ندارند و ترجيح مي‌دهند كه آن را اغراق در واقعيت يا حتي بازاريابي بنامند، اما بديهي است كه بسياري از كارآفرينان احساس مي‌كنند بايد حقيقت را بپيچانند يا آن را به زعم خود پيرايش كنند، يا آشكارا برخي عبارت‌هاي «دوستانه» را جعل كنند تا ميدان فعاليت اقتصادي براي آنها هموار شود.

آيا پيچاندن حقيقت توسط كارآفرينان قابل اغماض است؟ آيا اعتقاد افراطي به گفتن حقيقت يك كار لوكس است كه فعالان اقتصادي تازه وارد نمي‌توانند از عهده آن برآيند؟ اگر چنين است آيا ما بايد به كارآفرينان ياد بدهيم كه كي و چگونه دروغ بگويند يا بايد همان استاندارد‌هايي كه براي شركت‌هاي جاافتاده در نظر مي‌گيريم براي تازه كارها هم تعميم بدهيم ؟

چند سال پيش با كارآفريني كار مي‌كردم كه سرمايه اوليه ناچيز خود را به 10 ميليون دلار افزايش داده بود. يك عنصر كليدي در پيشبرد سرمايه‌گذاري‌هاي او روابط استراتژيك وي با يك مشتري چند مليتي بود. يك روز قبل از نهايي كردن سرمايه‌گذاري، آن مشتري اطلاع داد كه كنار كشيده است.

به دوستم پيشنهاد كردم كه شركاي سرمايه‌گذار خود را از اين خبر مطلع كند، اما او ترجيح داد كه آنها در اولين جلسه هيات مديره پس از واريز پول به بانك از اين موضوع باخبر شوند. نمي‌دانم او چگونه به آنها اطلاع داد، اما هيچ‌گونه بازخورد منفي آشكاري وجود نداشت.

اگر من در آن شرايط بودم ممكن بود از روي خامي‌ و بي تجربگي به خاطر مشتري از دست رفته جنجال و هياهوي زيادي به راه مي‌انداختم و اين كار من منجر به فروپاشي شركت مي‌شد. ريسك‌پذيري اين كارآفرين در آن شرايط خاص عوايد زيادي براي او به همراه آورد. آيا گفتن اين دروغ براي كارآفرين مورد نظربراي حفظ منافع خودش قابل قبول بود؟

با كارآفرين ديگري كار كردم كه گروه بازاريابي او بروشورهايي در زبان‌هاي مختلف براي محصولات جديدي چاپ كرده بود با اين مضمون كه آن محصولات با موفقيت مرحله آزمايشي را طي كرده است.

براي مشتريان آمريكايي، اين موضوع قابل درك بود، اما مشتريان ژاپني وقتي دريافتند كه مشخصات محصول به صورت فرضي نوشته شده است خيلي شوكه شدند و اين امر منجر به بحران در اعتماد طرفين شد، ولي اين كارآفرين نيز مسير خود را طي كرد. آيا با تكيه بر فرهنگي كه در آن كار مي‌كنيم مي‌توانيم دروغ بگوييم؟ اگر بله چگونه؟

هزاران كارآفرين عمدا پيش‌بيني‌هاي خود را بالا مي‌برند با اين انتظار كه سرمايه‌گذاران حداقل نيمي‌از اين پيش‌بيني‌ها را باور خواهند كرد؛ با وجودي كه يقين دارند اگر خوب بازي نكنند جريمه خواهند شد.

همان طور كه يك كارآفرين پيشگام و موفق كه فروش واقعي او حدود نصف پيش‌بيني اوليه‌اش بود به من گفت كه اين يك بازار كاملا جديد است و ما هيچ اطلاعي از آن نداشتيم و به همين دليل آنگونه كه مشتريان دوست داشتند عمل كرديم، يعني آماري اعلام كرديم كه آنها منتظر شنيدنش بودند. آيا غلو در گفتن واقعيت صحيح است هنگامي‌كه طرف مقابل واقعيت غلو شده را انتظار مي‌كشد؟

كارآفريني را مي‌شناسم كه در آفريقا زندگي مي‌كند و سياست «رشوه نگيريد، رشوه ندهيد» را در دستور كار قرار داده است. او خودش اصلا اهل رشوه دادن نيست، اما استدلال مي‌كند كه با اين روش ما مي‌توانيم بسياري از مشكلاتمان را فورا حل كنيم.

او مي‌گويد: «من حل شدن مشكلاتم را از اين طريق دوست ندارم، ولي رشوه دادن در بسياري از كشورها يكي از راه‌هايي است كه مردم كار خودشان را با آن پيش مي‌برند.» دوست من پي‌ريزي كرده است كه بودجه مشخصي را براي توزيع‌كنندگان تعيين كنند تا آنها توان مالي لازم را براي پرداخت‌هايي از اين نوع كه به «پرداخت‌هاي آسان‌سازي» معروف هستند براي مواقعي كه خيلي ضروري است، داشته باشند. آيا شما فكر مي‌كنيد اين سياست براي كارآفرينان تازه وارد خوب است؟

وقتي كه من و دو شريك ديگرم در سال 1990 شركت خود را در حوزه تكنولوژي تاسيس كرديم در گفتن اينكه چه تعداد پروژه انجام داده‌ايم و آنها تا چه حدي موفق بودند اغراق كرديم.

با گذشت سال‌ها ما در انجام پروژه‌هايمان تا آن حد موفق شديم كه ما را از دروغ گفتن بي‌نياز كرد كه براي ما آسودگي خاطر زيادي به ارمغان آورد. ادامه دادن به تبليغات اغراق‌آميز درباره شركت خيلي وسوسه‌انگيز بود، اما رفته رفته احساس كرديم توانايي آن را داريم كه براي گفتن حقيقت سختگيري كنيم. آيا دروغ گفتن در زماني كه تصميم داريد پس از برطرف شدن نيازتان آن را متوقف كنيد قابل تاييد است؟

من پاسخ صحيح را ندارم، اما باور دارم كه دروغگويي‌هاي كارآفريني، با هر اسمي ‌كه روي آن بگذاريم، خيلي رايج‌تر از آن است كه ما تصور مي‌كنيم. ما همچنان شاهد بحث‌هاي جدي در اين زمينه هم از نظر تئوريك وهم در دنياي واقعي خواهيم بود.
بنابراين بياييد از همين جا شروع كنيم: شما چه فكر مي‌كنيد؟



 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است