Object reference not set to an instance of an object. نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال

صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 


تعداد بازديد: 3950                                               
در توضيح تفاوت دستمزد بين زنان و مردان
مقاله منبع
در توضيح تفاوت دستمزد بين زنان و مردان عنوان
استيون هورويتز/مترجم: حسن افروزي نويسنده
1389/05/24 تاريخ

فمنيست‌ها و ديگر گروه‌هايي كه به مسائل مرتبط به تفاوت‌هاي جنسي توجه نشان مي‌دهند، اغلب اين بحث را مطرح مي‌كنند كه در جهان غرب زنان به ازاي هر يك دلاري كه مردان دستمزد مي‌گيرند تنها 75 سنت به دست مي‌آورند.

خلاصه
سايت آفتاب مرجع
مقالات مرتبط
بررسي مسائل تاثيرگذار بر كارآفريني زنان
بررسي مسائل تاثيرگذار بر كارآفريني زنان
بررسي توسعه كار آفريني در كشور كانادا
هنر معرفي حرفه اي پروژه به سرمايه گذاران خارجي
مطالعه نقش كارآفريني زنان در كاهش آسيب هاي اجتماعي

    چاپ   ارسال براي دوستان

فمنيست ها و ديگر گروه هايي كه به مسائل مرتبط به تفاوت هاي جنسي توجه نشان مي دهند، اغلب اين بحث را مطرح مي كنند كه در جهان غرب زنان به ازاي هر يك دلاري كه مردان دستمزد مي گيرند تنها 75 سنت به دست مي آورند.

براي بسياري از اين منتقدان، مساله شكاف دستمزد جنسي همچنين نشانه اي از شكست بازار است؛ به گونه اي كه بازار نمي تواند شرايط يكساني را براي مردان و زنان به وجود آورد؛ ولي آيا وجود چنين شكافي لزوما به معناي تبعيض به نفع مردان است؟ و آيا اين مساله مي تواند به معناي آن باشد كه بازار ها منشا تمام تبعيض هاي موجود هستند؟

معناي اين رقم مي تواند متفاوت باشد، ولي در كل اين عدد به اين معني است كه زنان به طور متوسط در هر ساعت به ازاي هر يك دلار دريافتي مردان تنها 75 سنت دريافت مي كنند (گاهي اوقات نيز تنها شغل هاي تمام وقت در نظر گرفته مي شوند). چيزي كه اين آمار از آن غافل است، مقايسه دستمزد زنان و مرداني است كه در يك شغل و در يك سطح از تجربه و سابقه كار مي كنند. اين نكته براي درك اين شكاف بسيار ضروري است.

وقتي اقتصاددانان بخواهند كه به بررسي وجود يك نوع تبعيض در بازار كار بپردازند، كاري كه انجام مي دهند اين است كه تمام دلايل ممكن براي وجود يك شكاف دستمزد را پيدا كرده و بررسي مي كنند كه اين دلايل تا چه حد مي توانند چنين شكافي را توضيح دهند. پس از آن هر مقدار از شكاف را كه اين دلايل نتوانند توضيح دهند، به عنوان تبعيض (يا محدوديت داده ها) تلقي مي كنند. در مورد شكاف دستمزد جنسي، دو قسمت عمده اين «دلايل ديگر» سرمايه انساني و مشخصه هاي خاص زنان و مردان است. آن گونه كه نشان داده شده است، هنگامي كه اقتصاددانان به بررسي اين شكاف مي پردازند، اين دو عامل قسمت عمده اي از اين شكاف را توضيح مي دهند.

سرمايه انساني به مهارت ها، دانش و تجربه فرد اطلاق مي شود كه هر چه بيشتر باشند، بهره وري فرد نيز بيشتر خواهد شد. معمولا هر چه سرمايه انساني يك فرد بيشتر باشد، دستمزد وي نيز بيشتر خواهد بود و همچنين برخي از انواع سرمايه هاي انساني ارزش بيشتري نسبت به انواع ديگر آن دارند. براي مثال مهارت هاي يك دكتر ارزش بيشتري نسبت به مهارت هاي يك پرستار دارد. آن گونه كه بررسي ها نشان داده اند مردان معمولا سرمايه انساني بيشتري نسبت به زنان دارند و از طرفي اين سرمايه هاي انساني به گونه اي هستند كه باعث مي شوند دستمزد متوسط مردان نسبت به دستمزد متوسط زنان بيشتر باشد. مردان تا همين اواخر، نسبتا بيشتر از زنان از تحصيلات دانشگاهي برخوردار بودند و هنوز مي توان ديد كه به طور نسبي سابقه كار بيشتري نسبت به زنان دارند.

همچنين نوع سرمايه انساني مردان نيز با زنان متفاوت است. مرداني كه به دانشگاه مي روند معمولا در رشته هايي تخصص مي يابند كه دستمزد بالاتري را از آن ايشان مي سازد (براي مثال علوم كامپيوتر و مهندسي) در حالي كه زنان بيشتر در رشته هاي روانشناسي و آموزش تحصيل مي كنند كه به اندازه رشته هاي تحصيلي مردان درآمد ندارند. (مي توان اين ايراد را به اين مساله وارد كرد كه چون اين رشته ها بيشتر در اختيار زنان هستند دستمزد كمتري دارند. به هر حال، در دفاع از اين بحث مي توان به اين مساله اشاره كرد كه زنان تحصيلكرده در رشته اي مثل علوم كامپيوتر به اندازه مردان اين رشته درآمد دارند يا مردان تحصيلكرده در زمينه آموزش به اندازه زنان اين رشته درآمد كسب مي كنند.)

همچنين زنان بيشتر از مردان اوقات خود را صرف نگهداري از فرزندان خود مي كنند. زنان (و مرداني) كه چنين مي كنند معمولا كمتر از همكاران خود مي توانند مدارج ترقي را طي كنند. نتيجه اين امر اين خواهد بود كه آنها دستمزد كمتري نسبت به كساني كه مقدار بيشتري از اوقات خود را صرف كار خود مي كنند، كسب خواهند كرد. تمام اين انتخاب هايي كه بر سرمايه انساني تاثير مي گذارند، روي دستمزد افراد نيز اثر دارند. به درجه اي كه مردان و زنان در سرمايه انساني تفاوت دارند، دستمزد آنها نيز متفاوت خواهد بود، نه به خاطر اينكه در سيستم تبعيض وجود دارد، بلكه به خاطر اينكه بهره وري آنها و همچنين ارزش كارشان متفاوت است.

زنان همچنين در كل در مورد شغل رجحان هاي متفاوتي نيز نسبت به مردان دارند. دليل برخي از اين رجحان ها به اين مساله باز مي گردد كه زنان مسووليت بيشتري را در نگهداري از فرزندانشان بر عهده گرفته اند. براي مثال، زنان شغل هاي با ساعات كار منعطف و با مسافرت هاي كاري كمتر را بيشتر ترجيح مي دهند. چنين شغل هايي معمولا دستمزد كمتري نسبت به شغل هاي با ساعات كاري منعطف كمتر و مسافرت هاي كاري بيشتر دارند. زنان همچنين نسبت به مردان علاقه بيشتري به شغل هاي پاره وقت داشته و كمتر مايل به اضافه كاري هستند. بديهي است كه شغل هاي پاره وقت و با اضافه كاري كمتر دستمزد كمتري نسبت به شغل هاي تمام وقت و با اضافه كاري بيشتر دارند. بنابراين زنان بيشتر شغل هايي را ترجيح مي دهند كه دستمزد كمتري دارند و بدين ترتيب مي توان بخشي از اين شكاف را با توجه به رجحان هاي زنان توضيح داد.

جدا از سرمايه انساني، زنان شايد به صورت ذهني بيشتر شغل هايي را در زمينه آموزش، خدمات اجتماعي و غيره ترجيح دهند كه نسبت به صنايع و زمينه هاي ديگر شغلي درآمد كمتري دارند. اگر به هر دليلي زنان چنين شغل هايي را بيشتر ترجيح دهند، درآمد متوسط آنها نسبت به مردان كمتر خواهد بود.

هنگامي كه اقتصاددانان در مورد ريشه هاي وجود اين شكاف مطالعه انجام مي دهند، كاري كه انجام مي دهند اين است كه اندازه گيري هاي خود از سرمايه انساني و مشخصات را ثابت در نظر مي گيرند. به عبارت ديگر، اگر ما دو كارمند را از لحاظ سرمايه انساني و مشخصات يكسان در نظر بگيريم و تنها از لحاظ جنسي آن ها را متفاوت فرض كنيم، چه دليلي وجود دارد كه دستمزد آنها متفاوت باشد؟ آن گونه كه نتايج نشان مي دهند با انجام چنين مطالعه اي چيزي نزديك 60 تا 98 درصد اين شكاف دستمزد توضيح داده مي شود.

به عبارت ديگر، از 25 سنت تفاوتي كه وجود دارد، حدود 1 تا 10 سنت را نمي توان با سرمايه انساني و مشخصات توضيح داد. براي مثال در يك مطالعه روي افراد 27 تا 33 سال كه هيچ يك متاهل نبوده و فرزندي نداشته اند، تفاوت دستمزد فقط 2 سنت بوده است. مفهوم پشت اين آمار اين است كه وقتي زنان تصميم مي گيرند كه به اندازه مردان درآمد داشته باشند، بايد سرمايه انساني و مشخصات خود را در حد رقباي خود بالا ببرند.

نقدي كه بر اين بحث مي توان وارد كرد اين است كه «شايد دليل اينكه زنان به اندازه مردان از سرمايه انساني برخوردار نيستند، تبعيض جنسي است كه آنها را به سوي كارهايي مي راند كه به عنوان كارهاي زنانه شناخته مي شوند». اين نقد از آنجايي كه هيچ تناقضي با گفته هاي من ندارد، مي تواند نقد بجايي باشد.

همين سخن را مي توان در مورد نقد ديگري كه مي تواند بر اين بحث وارد شود، مطرح كرد: «آيا اين تبعيض جنسي نيست كه زنان بايد مسوول نگهداري از كودكان باشند؟» با اينكه اين نقدها مي توانند وارد باشند، ولي نبايد از يك مساله مهم غافل شد: اگر اين نقد ها صحيح و وارد باشند، در اين صورت ديگر نمي توان گفت كه بازارها مسوول اين بي عدالتي هستند يا اينكه منشا اين تبعيض در بازار كار است. در بازار كار هركس به اندازه ارزشي كه ايجاد مي كند، درآمد كسب مي كند.

سرمايه داري و استخدام كنندگان هيچ تفاوتي از لحاظ جنسي بين افراد قائل نيستند. شايد افراد ديگر معتقد به تبعيض جنسي باشند، ولي اين به آن معني است كه بايد براي تغيير عقيده اين افراد تلاش كنيم نه براي تغيير بازاركار. به عبارت ديگر، اگر شكاف را به معناي تفاوت رجحان هاي مردان و زنان در نظر بگيريم و اگر زنان خود آزادانه بيشتر از مردان ترجيح دهند كه اوقات بيشتري را صرف نگهداري از فرزندانشان بكنند، در اين صورت ديگر جايي براي نگراني وجود ندارد.

ولي اگر نتيجه گرفتيم كه مساله چيز ديگري است و اگر واقعا خواهان از بين بردن اين شكاف هستيم، آنگاه بايد در سطحي بسيار عميق تر كار كنيم، به اين معني كه پسران و دختران جوان را تشويق كنيم كه فرآيند تحصيلي مشتركي را طي كنند و به دنبال مشاغل همساني باشند و مهم تر از آن، بايد مردان را تشويق كنيم كه بيشتر از قبل خود را موظف به نگهداري از فرزندانشان بدانند و بنابراين به جاي اينكه زن ها به صورت پيش فرض نگهدار اصلي فرزندان باشند، زوج ها مي توانند تصميم بگيرند كه چه كسي عهده دار اصلي نگهداري از فرزندان باشد.

اگر زنان بيشتري براي مثال در رشته علوم كامپيوتر تحصيل و كار كنند و اگر مردان بيشتري به دنبال زمينه كاري آموزش بروند و اگر مردان بيشتري مايل به اشتغال در كار هاي با ساعات منعطف شوند، بدين ترتيب خواهيم توانست در جهت كاهش اين شكاف گام برداريم. هر كسي در بازار به اندازه ارزشي كه ايجاد مي كند درآمد كسب مي كند، حال منشا اين ايجاد ارزش زن باشد يا مرد. به عبارت ديگر اگر از بين بردن اين شكاف به هر قيمتي مهم است، كافي است تفاوت هاي زنان و مردان را از بين ببريد تا شكاف دستمزد جنسي نيز از بين برود!



 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است