Object reference not set to an instance of an object. نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال

صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 


تعداد بازديد: 7312                                               
هفت مشخصه اساسي شركت‌هاي نوآور
مقاله منبع
هفت مشخصه اساسي شركت‌هاي نوآور عنوان
Jeffrey baumgartner - مترجم: الهام اعلائي نويسنده
1393/08/03 تاريخ

در اين مقاله، هفت مشخصه اساسي شركت‌هاي نوآور ارائه مي‌شود. شما مي‌توانيد چگونگي عملكرد شركت خود را به كمك اين مشخصه‌ها ارزيابي كنيد.

خلاصه
روزنامه دنياي اقتصاد مرجع
مقالات مرتبط
آيا رتبه‌بندي كاركنان به نفع سازمان است؟
آثار گردشگري بر اشتغال
توسعه كارآفريني اجتماعي؛ آسيب‌ها، عوامل مؤثر و راهكارها
نقش عوامل فرهنگي در گرايش به كارآفريني
دانشگاه كارآفريني در اقتصاد جديد

    چاپ   ارسال براي دوستان

آنچه موجب نوآور بودن يك شركت مي‌شود چيست؟ مسلما يك ابتكار خلاقانه كافي نيست. اينكه لغت نوآوري در شركت يا وب‌سايتي به شكل شعار وجود داشته باشد، كفايت نمي‌كند. به علاوه اين مقاله نشان مي‌دهد كه هرگونه تمركز بر نوآوري به‌عنوان هدف، مي‌تواند زيانبار باشد. خلاقيت، ابزاري است كه توانايي دستيابي شركت‌ها به اهداف راهبردي منحصربه‌فردي را فراهم مي‌سازد.
در اين مقاله، هفت مشخصه اساسي شركت‌هاي نوآور ارائه مي‌شود. شما مي‌توانيد چگونگي عملكرد شركت خود را به كمك اين مشخصه‌ها ارزيابي كنيد.

1- راهبرد مناسب و منحصربه‌فرد
مسلما بارزترين مشخصه يك شركت نوآور حقيقي، دارا بودن يك راهبرد مناسب و يكتا است. همه ما مي‌دانيم كه شركت‌هايي مانند اپل، فيس‌بوك و گوگل به همين روش عمل مي‌كنند. زيرا راهبردهاي شفاف و بي‌پاياني را خلق مي‌كنند و اين روند همواره ادامه دارد. ممكن است يك شركت نوآور كوچك‌تر در سطح جهاني مطرح نباشد؛ اما مديران، كارمندان، شركاي تجاري و مشتريان آن، همگي درك شفافي از روش كار شركت دارند. اگر شركتي داراي راهبرد منحصربه‌فرد بارزي نباشد، نوآور نخواهد بود. راهبردهاي كلي نظير «بهترين بودن»، مسير نوآوري را مانند راهبردهاي شفاف‌تري نظير «كوتاه كردن مسير دستيابي به فناوري ارتباطي تلفن همراه»، «توليد ايمن‌ترين خودروهاي جهان» يا «تحويل همه چيز به همه جا» ارائه نمي‌دهند. اگر روش شما مبهم است يا در جهت متمايز ساختن شركتتان در بازار رقابت، موفق عمل نمي‌كند، بايد هرچه سريع‌تر آن را تغيير دهيد.

2- نوآوري، ابزاري جهت دستيابي به اهداف راهبردي است
شركت‌هاي بسيار خلاق، به نوآوري به شكل يك هدف نمي‌نگرند؛ بلكه آن را وسيله‌اي براي دستيابي به اهداف راهبردي مي‌دانند. همان‌گونه كه يك دوربين عكاسي خوب، ابزاري ضروري است كه به عكاس امكان مي‌دهد تا تصاوير حرفه‌اي را ثبت كند و همان‌طور كه اره، وسيله اصلي كار نجار است، نوآوري نيز براي شركت‌هاي داراي بصيرت، ابزاري اساسي در راستاي دستيابي به اهداف راهبردي‌شان است. از اين گذشته، اگر وب سايت‌هاي خلاق‌ترين شركت‌هاي جهان را بررسي كنيد، مي‌بينيد آنها نوآوري‌هاي خود را با بوق و كرنا اعلام نمي‌كنند، بلكه بيشتر به آگاهي جمعي مي‌پردازند.

3- نوآوران، پيشتاز هستند
مساله‌اي كه نوآوري، آن را بيش از هر چيز ديگري ارائه مي‌دهد، پيشتازي در كسب‌وكار است. هنگامي كه شركت‌ها براي دستيابي به اهداف راهبردي از نوآوري بهره مي‌برند، بدون شك پيشتاز در كسب‌وكارشان مي‌شوند.
 متاسفانه اين هميشه به معناي موفق‌ترين يا سودآورترين بودن، نيست. شركت‌هاي كمي مانند وب‌سايت آمازون با ايجاد بسياري از استانداردهاي تجارت الكترونيك، از آغاز، يك شركت نوآور باشند.
از سوي ديگر، سال‌ها طول مي‌كشد تا يك شركت به سودآوري برسد. كورد (Cord) يكي از خلاق‌ترين شركت‌هاي خودروسازي جهان در دهه‌هاي 1920 و 1930 بود كه نوآوري‌هاي كارآمدي مانند انتقال‌دهنده نيرو به چرخ جلو و چراغ جلوي اتوماتيك را عرضه كرد. اما هرگز موفقيت مالي چشمگيري به دست نياورد و در سال 1938 از چرخه تجارت خارج شد. درحالي‌كه شركت‌هاي نوآوري مانند اپل و گوگل به‌دليل خلاقيت‌شان از نظر اقتصادي نيز موفق بوده‌اند. خلاصه كلام اينكه نوآوران، پيشتازند اما هميشه سودآور نيستند.

4- عمل‌گرايي نوآوران
اغلب شركت‌هاي تجاري داراي كارمندان خلاق با ايده‌هاي فراوان هستند. حتي تعدادي از اين ايده‌ها متناسب با نيازهاي شركت هستنند. اما آنچه نوآوران را از افرادي كه مي‌خواهند نوآور باشند متمايز مي‌سازد، اين است كه آنها، ايده‌ها را به مرحله عمل درمي‌آورند. شركت‌هاي خلاق اندكي وجود دارند كه درباره ايده‌ها بيشتر از اجراي آنها گفت‌وگو كنند.

5- امكان شكست وجود دارد
بنا به استدلال بومگاردنر، مهم‌ترين مولفه فرهنگ كسب‌وكار براي يك شركت نوآور اين است كه به كارمندانش آزادي و شهامت مواجهه با شكست را بدهد. اگر كارمندان باور داشته باشند كه مي‌توانند بدون در خطر افتادن موقعيت شغلي‌شان با شكست روبه‌رو شوند، گرايش بيشتري به اجراي پروژه‌هاي خلاقانه و پرخطري كه مي‌توانند امتيازهاي بالقوه بسياري براي شركت هايشان به ارمغان بياورند، نشان مي‌دهند. به عبارت ديگر، درصورتي كه كارمندان باور داشته باشند كه حضور آنها به‌عنوان بخشي از يك پروژه شكست خورده، برايشان پيامدهاي شغلي به بار خواهد آورد، از خطر كردن و بنابراين از نوآوري مانند يك بيماري مهلك اجتناب مي‌كنند.

مهم‌تر از همه اينكه، اگر مديران ارشد هنگام شكست، پاداش در نظر بگيرند، كارمندان گرايش بيشتري پيدا مي‌كنند تا قبل از اينكه آن شكست موجب خسارت بيشتري شود، پروژه‌ها را به شكل منظم ارزيابي كنند و پروژه‌هاي ناموفق را متوقف سازند.
اين امر موجب مي‌شود كه منابع و بودجه، آزاد شده و به تلاش‌هاي خلاقانه جديد اختصاص يابند. به هر حال، در كسب وكاري كه امكان شكست وجود نداشته باشد، كارمندان معمولا پروژه‌هاي ناموفق را ادامه مي‌دهند و حتي به اين اميد كه پروژه با گذشت زمان به موفقيت خواهد رسيد، بيشتر در امور مالي سرمايه‌گذاري مي‌كنند. در اين صورت، خسارت‌ها افزايش مي‌يابند و اعتبار شركت از بين مي‌رود. بنابراين شركت‌هايي كه بابت شكست مجازات در نظر نمي‌گيرند و حتي افراد را تشويق مي‌كنند، اغلب كمتر از آنهايي كه مانع شكست مي‌شوند، ناموفق هستند.

6- محيط سرشار از اعتماد
شركت‌هاي نوآور، محيطي مملو از اعتماد براي كارمندانشان فراهم مي‌كنند. نوآوري، ريسك قابل توجهي به همراه دارد. ايده‌هاي بسيار خلاق، در ابتدا احمقانه به نظر مي‌رسند. اگر كارمندان نگران مسخره شدن به‌دليل تبادل ايده‌هاي نامتعارف باشند، چنين نظراتي را با كسي مطرح نمي‌كنند. به اين ترتيب، اگر كارمندان از سرزنش شدن بابت مشاركت در پروژه‌هاي ناموفق هراس داشته باشند، مشاركتي نخواهند داشت (گزينه شماره 5 را در بالا ملاحظه كنيد).
هنگامي كه كارمندان به يكديگر اعتماد نداشته باشند، ناچارند كه هميشه به اطرافشان دقت كنند و آن را زيرنظر داشته باشند. اگر آنها واهمه داشته باشند كه ممكن است مديران، ايده‌هايشان را دزديده و به‌عنوان نظرات خود مطرح سازند، افكارشان را با كسي درميان نمي‌گذارند.

 از سوي ديگر، در صورتي كه كارمندان باور داشته باشند كه مي‌توانند بدون هيچ ترسي، مسووليت ريسك‌ها را به عهده بگيرند، اينكه از ايده‌هاي نامتعارف استقبال مي‌شود، اينكه مديران از نظرات آنها حمايت مي‌كنند و به آنها بابت چنين افكاري بها مي‌دهند، آنگاه اين كارمندان مي‌توانند خلاق باشند، ايده‌ها را به مرحله اجرا درآورند و شركت را به سوي نوآوري هدايت كنند. به‌طور خلاصه، هنگامي كه افراد در يك سازمان به يكديگر و به سازمانشان اعتماد داشته باشند، خلاقيت و نوآوري توسعه مي‌يابد.


7- استقلال
همراستا با مساله اعتماد، استقلال فردي و گروهي نيز، يكي از مولفه‌هاي اساسي نوآوري است. هنگامي كه اهدافي شفاف با آزادي عمل به افراد و گروه‌ها ارائه مي‌شود تا مسير خود را جهت دستيابي به آن اهداف بيابند، زمينه مساعدي براي نوآوري ايجاد مي‌شود.
اما درصورتي كه مديران هميشه مراقب اعمال افراد زيردست خود باشند و همه حركات آنها را به دقت كنترل كنند، ايده‌هاي شخصي و خلاقيتي كه لازمه نوآوري است، سركوب مي‌شود. آنچه كه مسلم است، استقلال دادن به كارمندان احتمالا موجب پيش آمدن اشتباهاتي توسط آنها و برگزيدن روش‌هاي نامناسبي براي دستيابي به اهداف مي‌شود. در بدترين صورت قضيه، آنها از خطاها و ناكارآمدي هايشان درس مي‌گيرند و در بهترين حالت، روش‌هاي تازه و مناسب‌تري را جهت تحقق بخشيدن به اهداف كشف مي‌كنند.

مهم‌تر از همه اينكه اگر شركت‌ها افراد باهوش، توانمند و خلاق را استخدام كنند و به آنها در جهت حل مشكلات، آزادي عمل دهند، در اين صورت آنها بهترين راهبردها را يافته و اجرا مي‌كنند و با اين كار، نوآوري را بهبود بخشيده و نهايتا موجب پيشرفت كل سازمان مي‌شوند.

 



 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است