Object reference not set to an instance of an object. نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال

صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 


تعداد بازديد: 2773                                               
گفتگو با آقاي مهندس عباس ابراهيمي
گفت و گو منبع
گفتگو با آقاي مهندس عباس ابراهيمي عنوان
مركز كارآفريني دانشگاه شريف نويسنده
1391/12/01 تاريخ

دانش­آموخته مهندسي مكانيك، ورودي 1369 مديرعامل شركت توسعه نيروگاههاي ديزلي پارسيان زمينه فعاليت شركت: تأمين نيروگاههاي برق ديزلي و گازي

خلاصه
مركز كارآفريني دانشگاه شريف مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان
1 2

لطفاً خودتان را معرفي كنيد و بفرماييد ورودي چه سال و چه رشته‌اي هستيد و چه مقاطع تحصيلي را طي نموده‌ايد؟

سال 69 اولين سالي بود كه كنكور دو مرحله‌اي شده بود كه باعث ايجاد مشكلاتي شد. ولي به هر حال و با ياري خدا موفق شدم از سد كنكور عبور كنم و همزمان دو رشته را شروع كردم يكي مكانيك و دومي فيزيك؛ چون به علوم پايه علاقه‌مند بودم و با توجه به اين كه بسياري از بچه‌هاي شريف دورشته‌اي بودند و من هم شرايط لازم را داشتم توانستم در هر دو رشته همزمان تحصيل كنم. چون در مهندسي به نوعي فرد با هندبوكها سروكار دارد اما علوم پايه فرق مي‌كند و «ديد» انسان را گسترده مي‌كند. تا سال حدود 73 و 74 كارشناسي را به اتمام رساندم و بلافاصله در كنار كار اصلي خودم با قطعه‌سازها مشغول به همكاري شدم. قطعات پرايد و زانتيا مثل استاتورها و قالبهاي PROGRESSIVE را توليد مي‌كرديم كه البته به دليل اين كه شركت سايپا به صورت ناگهاني به تأمين‌كنندگان خارجي روي آورد ضرر زيادي متوجه ما گرديد. ولي به هر حال باعث كسب تجربه شد.

 

لطفاً سوابق كاري خودتان را هم بفرماييد.

بعد از اتمام سربازي دوباره مشغول به كار شدم. اما به نظر مي‌‌‌‌‌‌‌‌آمد با ديد صرفاً مهندسي در اداره شركت و كاركنان كاري از پيش نمي‌برم! به همين علت در مقطع كارشناسي‌ارشد، رشته MBA را در سالهاي 83-81 برگزيدم كه در فرايند مديريت و تصميم‌گيري‌هاي بازرگاني، توليدي بسيار به بنده كمك كرد. حتي بيشتر از علوم پايه و به نظر من يكي از اشكالات عمده در كشور ما اين است كه بسياري از مهندسان، مدير هستند اما مديريت نخوانده‌اند و مهندسي كه مديريت بداند خيلي مفاهيم را مي‌تواند درك كند. همان مثالي كه مي‌گويند در گذشته مديران به نيروي انساني مي‌گفتند فكر و ذهنت را بيرون شركت بگذار و جسمت را براي استفاده بياور، ولي امروزه مي‌گويند جسمت را بيرون بگذار و فكرت را وارد شركت كن و اين نكته‌اي است كه ما هم در شركت بسيار به آن پايبند هستيم. البته مي‌توانم بگويم اين رويكرد از مراودات و استفاده از تجربيات همكاران خارجي ما ناشي مي‌شود. هم‌اكنون ما با كشورهاي انگلستان، سوئد، آلمان و به تازگي به علت تحريم با كره‌جنوبي همكاري داريم و چيزي كه من آموخته‌ام اين است كه به جاي اين كه روي رشته تحصيلي و ... تمركز كنيم، بايد پايه و دانش فني لازم را داشته باشيم. به عنوان مثال، شركت نفتي شلامبرگر كه هر سال از دانشجويان شريف آزمون استخدامي مي‌گرفت گزينش را محدود به رشته خاصي نكرده بود و بعدها كه من سيلابس امتحاني آنها را بررسي كردم متوجه شدم آنها به دنبال پارامترهايي غير از رشته تحصيلي بودند. ما هم در مجموعه خودمان نيروي انساني را به عنوان نوعي ارزش و سرمايه مي‌دانيم و بسياري از وقت من براي حل چالشها با نيروي انساني سپري مي‌شود. در حال حاضر افرادي را در مجموعه خودمان داريم كه در زمينه تخصصي خودشان جزو معدود افراد خبره در ايران هستند. زمينه كاري ما تركيبي از برق و مكانيك است. ما ژنراتورهاي مولد برق را كه گازوئيل‌سوز و گازسوز هستند براي مصارف نيروگاهي وارد مي‌كنيم. كار توليد پكيج در ايران هم انجام مي‌دهيم. ساخت تابلوهاي توزيع سامانه‌هاي سنكرون با برق شبكه را انجام مي‌دهيم و به‌تازگي هم از طرف وزارت نيرو در راستاي كوچك كردن بخشهاي دولتي، جزو مراجع تأمين‌كننده مولدهاي برق پراكنده معرفي شده‌ايم. صنايع، بيمارستانها و كارخانجات از جمله مشتريان ما هستند و خلاصه كار ما اين است كه وقتي برق نيست ما هستيم!

در اين سالها گواهي‌نامه‌هاي زيادي از شركتهاي خارجي گرفته‌ايم و در زمينه صنعت خودمان جزو اولين‌ها و برترين‌ها هستيم. روش كاري ما روش شفاف‌سازي بوده است؛ يعني اطلاعات دادن به مشتري و صنعت نه اين كه بدون اطلاع دادن به آنها منفعت ببريم. اگر مشتري، دانايي كافي نداشته باشد ما نمي‌توانيم موفق باشيم و در مناقصاتي كه مشتري علاقه‌مند به شفاف‌سازي نيست ما قادر نيستيم موفق باشيم. مشتري بايد از عهده دانش فني كه شما در اختيار آنها قرار مي‌دهيد بر آيد. در حال حاضر ميان تمام مشتريان از فرد گرفته تا شركتهاي كلان چه در داخل يا خارج كشور، مشاوره بخشي از كارهاي ماست و سرمايه زيادي در اين زمينه خرج مي‌شود. البته ما گاهي به علت اين كه فرهنگ مشاوره در ايران ضعيف است مشاوره را به صورت رايگان انجام مي‌دهيم و تلاش مي‌كنيم صداقت و سلامت را رعايت كنيم و برخلاف آنچه در ايران امروز رخ مي‌دهد كه افراد، همه جور كاري را انجام مي‌دهند ما به اين صورت عمل نمي‌كنيم و صرفاً در زمينه تخصصي كار خودمان فعاليت مي‌كنيم. دوستي مي‌گفت ما به جاي اين كه اقيانوسي باشيم به عمق نيم‌متر، درياچه‌ كوچكي هستيم به عمق 100 متر.

 

آيا در شرايط امروز ايران، زمينه فراهم هست كه شما در كار تخصصي خودتان عميق شويد و به اندازه كافي هم پروژه داشته باشيد؟

بله، ما اين‌گونه هستيم. اگر پروژه‌هاي انجام شده در اين زمينه را در ايران بررسي كنيد بهترين‌هايشان را ما انجام داده‌ايم. به عنوان مثال كل نيروگاه برج ميلاد را ما احداث كرده‌ايم يا كل پروژه فرودگاه امام خميني، بانك سينا، بانك پاسارگاد،‌ ساختمان بورس و همچنين در بيمارستانها و صنايع نفت. خيلي راحت بگويم وقتي كه ما پكيجهاي كاري خودمان را به مشتري ارائه مي‌دهيم اصلاً قيمت را فراموش مي‌كند! ما به جاي اين كه قيمت را ملاك قرار دهيم كيفيت را مد نظر قرار داده‌ايم و در شرايطي كه بسياري از شركتهاي همكار ما در بحران به سر مي‌برند، ما فرصت جواب دادن به خيلي از مشتريان را نداريم كه در نتيجه همان سياست عميق شدن در حوزه كاري خودمان بوده است و اگر پروژه‌اي باشد كه مشاور يا كارفرما در آن «آگاهي» نداشته باشد اصلاً واردش نمي‌شويم! ما منافع كوتاه‌مدت را فداي منافع درازمدت مي‌كنيم. چون كالاي ما يك كالاي ديرمستهلك‌شونده است و هميشه به مشتريان مي‌گوييم كه محصولات ما 20-30 ساله است و اين باعث مي‌شود كه مدت زيادي با مشتريان خود درگير باشيم و اين به معناي وجود نوعي تعامل مثبت بين ما و مشتريان است. به عنوان مثال، بخشي به نام «صداي مشتري» داريم كه هزينه آن براي ما شايد هزينه يك تلفن باشد ولي بار ارزشي كه براي مشتري دارد بسيار بالاست و به نظر من تنها عاملي كه در برجسته بودن، تأثير به‌سزايي دارد اين است: «متفاوت باشيد»! اين نكته‌اي است كه من همواره به كارمندان خودم يادآوري مي‌كنم. اين كه متفاوت باشيد يعني «صادق» باشيد و با موضوعات فني، عميق برخورد كنيد. متأسفانه در جامعه ما اين ايراد وجود دارد كه مردم بر اساس مستندات، صحبت نمي‌كنند و اين حتي در دانشگاهها نيز وجود دارد. به اين معنا كه وقتي فردي درباره موضوعي با شما صحبت مي‌كند بايد از او بخواهيد كه بگويد بر چه اساسي اين اطلاعات را به شما مي‌دهد؟ نبايد حرفهاي بدون پشتوانه را بپذيرد. در حوزه كاري ما بسياري از افراد فعاليت مي‌كنند اما خودشان نمي‌دانند كه چه كار مي‌كنند و بر اساس يك سري شنيده‌ها صحبت مي‌كنند.

 

يعني نمي‌دانند چه مي‌گويند، بلكه آنچه را نمي‌دانند مي‌گويند ...

اگر ياد بگيريم كه بر اساس مستندات صحبت كنيم، حتي در عرصه خانوادگي نيز تأثير مثبت خود را به جا خواهد گذاشت. در اين صورت است كه هر كسي به راحتي چيزي را از ديگران قبول نمي‌كند و اگر مشتريان در برابر پيشنهادهايي كه فروشندگان به آنها مي‌دهند مستنداتي بخواهند، يقين داشته باشيد كه هر دو طرف، سود خواهند برد و ريشه اين امور در صادق بودن و فني بودن نهفته است و درباره اين كه پرسيديد آيا مي‌توان عميق بود و موفق هم بود، من مي‌گويم بله! قطعاً در زماني كه ما كار خودمان را از حالت ركود آغاز كرديم مشكلات زيادي داشتيم و گاهي بايد به دنبال مشتري و يا حتي شركتهاي خارجي مي‌رفتيم. در آن شرايط من ايده‌اي داشتم و آن هم اين بود كه در خودت فرو برو و خودت را قوي كن و در زماني ديگر، ديگران به سراغ شما مي‌آيند. همه مردم و شركتها به مشتريان امتياز مي‌دهند و حتي در خيابان كه عبور مي‌كنيد، در محل زندگي و كار، مردم به صورت گذرا به شما امتياز مي‌دهند و شما را ارزيابي مي‌كنند. مثلاً بر اساس لباس، نوع نگاه كردن، نوع مو شانه كردن و ... در حوزه‌هاي كاري هم همين طور است؛ شركتهاي زيادي در سطح كلان يا بين‌المللي كار مي‌كنند ولي شما همه را ارزيابي مي‌كنيد و امتياز مي‌دهيد. حتي با وجود تحريمها در حال حاضر شركتهاي بزرگي هستند كه زماني ما آرزو داشتيم كه با ما كار كنند و حالا آنها به سراغ ما آمده‌اند و اين به واسطه وجود نظام ارزشيابي قوي آنهاست. به نظر من آنها در هر كشوري بهترينها را پيدا مي‌كنند. به جاي اين كه داد بزنيد كه من خوبم، طوري «رفتار» كنيد كه ديگران داد بزنند كه شما خوب هستيد. بايد شايستگي را در خودتان ايجاد كنيد به جاي اين كه فرياد بزنيد كه من شايسته‌ام. وقتي شما مديريت مي‌خوانيد در بحث اصول و فنون مذاكره، نوع عطر شما، نوع لباس شما، نوع دست دادن، نحوه كارت ويزيت دادن و حتي شكل و قيافه كارت ويزيت شما نشانگر ارزش كار شماست.

 

لطفاً درباره ارزشهاي كاري خودتان كمي بيشتر توضيح دهيد.

ما در اين مجموعه فعلي با قطعه‌سازي‌ها شروع به كار كرديم و در كار ما سازندگان 5 يا 6 تا بيشتر نيستند: مثلاً كاترپيلار، كامينز، كوماتسو، جنرال موتورز و ... و به واسطه اين كه صاحبان آنها امريكايي هستند بايد شايستگي فني زيادي داشته باشيد تا بتوانيد در كنار آنها كار كنيد. متأسفانه كار ما از لحاظ سرمايه‌گذاري هم بسيار سنگين است و حتي حجم معاملات 20 ميليون دلاري را هم قبول ندارند. به عنوان مثال، يك مگاوات توان در حدود 400 تا 500 هزار دلار سرمايه‌گذاري نياز دارد.

در يك برنامه راديويي، مجري از يك خانم در مورد فرستادن فرزندش به مدرسه پرسيد كه علم بهتر است يا ثروت؟ و مادر جواب داد علم! اما به نظر من بايد اين سؤال را از فردي پرسيد كه به يكي از اين دو رسيده باشد. به نظر خود من علم بهتر است و با هيچ چيزي قابل خريدن نيست و خوشحالم كه از همان ابتدا در مسير اين وادي گام برداشته‌ام. در مجموعه خودمان همواره اصل بر جوان بودن است و نيروهاي قديمي را از مجموعه خارج كرده‌ايم، چون اعتقاد دارم كه جوانان انرژي زيادي دارند و خود اين، سرمايه است و همواره به كارمندانم يادآوري مي‌كنم كه حتي اگر از اين مجموعه جدا شوند دو منفعت به دست آورده‌اند: منفعت مالي و معنوي؛ به اين معنا كه ارزش كسب كرده‌ايد و مهندس باتجربه‌اي شده‌ايد. در كنار تجربه، معنويات زيادي هم در حوزه مديريتي كسب مي‌كنيم و بايد بگويم در اين مجموعه بحث آموزش بسيار پررنگ دنبال مي‌شود. متأسفانه در ايران در بسياري از قراردادهايي كه بسته مي‌شود گروه مذاكره گروه خوبي نيست چون توانمندي لازم را براي اجراي مسئوليتهايي كه بر عهده آنهاست ندارند.

يكي از نكاتي كه بسيار مهم است، حمايت صنايع از پروژه‌ها و تزهاي كاربردي ليسانس و فوق‌ليسانس است كه در ايران از آن استقبال نمي‌شود و گاهي افرادي از خارج ايران از آنها حمايت مي‌كنند! بايد بگويم گاهي هزينه اجرا و توليد در اين پروژه‌ها بسيار پايين است اما هيچ سازماني از آن حمايت نمي‌كند. به عنوان مثال، تركيه در بسياري موارد مانند ما بود. اما در حال حاضر در بسياري صنايع از ما پيشي گرفته ‌است. علت اين است كه در جامعه آنها تغيير ذهنيتي صورت گرفته است مبني بر اين كه به چه موضوعاتي بايد توجه و تمركز كنند. مشكل عمده ما اين است كه در جامعه ما بيشتر در ميان نخبگان و مديران، شايسته‌سالاري وجود ندارد. در درازمدت انسانها مانند پاندولي هستند كه دائم به جهات مختلفي حركت مي‌كنند اما در نهايت در يك نقطه توقف مي‌كنند. انسان بايد در زمينه تخصصي خودش فعاليت كند. در هر جاي دنيا اگر شما بخواهيد به عنوان يك كارآفرين، كسب و كاري را راه بيندازيد به راحتي كارآفرين خواهيد شد. اگر بخواهيد كار توليدي به راه بيندازيد به شما امتياز و وام مي‌دهند. به تعداد كارگران كه اضافه مي‌شود تخفيف مالياتي مي‌دهند. اما در اينجا تأمين‌كنندگان، مشتريان دولتي، بخش ماليات، كارمندان، اداره بيمه و ... همه مدعي‌اند و واقعاً ايجاد يك كسب و كار، خيلي سخت است.

شركتها و افراد هم بايد يك كار يا پروژه را در صورتي قبول كنند كه توانايي انجام آن را در خود ببينند؛ نه اين كه اول پروژه را بگيرند و بعد به اجراي آن فكر و نهايتاً در اجراي آن ناكام بمانند و در اين صورت نتيجه همان است كه مي‌بينيد. عمده مشكلات كشور ما اين است كه در موضوعات، دقيق نمي‌شويم. به عنوان مثال همين حوزه نفت كه تمام ثروت و روزي ما را تشكيل مي‌دهد چرا نبايد در آن عميق شويم كه محتاج كشورهاي خارجي باشيم؟ بايد بتوانيم كوچك كار كنيم و به شعاع اطراف خودمان اثر مثبت بگذاريم. بگو با كه هستي تا بگويم كه هستي!

1 2



بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است