Object reference not set to an instance of an object. نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال

صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 


تعداد بازديد: 3731                                               
جامع شناسي کارآفريني
مقاله منبع
جامع شناسي کارآفريني عنوان
نويسنده
1386/08/16 تاريخ

کار آفريني چيست و کارآفرينان چه کساني هستند؟ همواره سوالاتي وجود دارد که هيچگاه به پاسخ قطعي منجر نمي شود.

خلاصه
مركز توسعه كارآفريني مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

کار آفريني چيست و کارآفرينان چه کساني هستند؟ همواره سوالاتي وجود دارد که هيچگاه به پاسخ قطعي منجر نمي شود.احتمالاً به اين علت که دانشمندان جامعه شناس از رقابتهاي معنايي لذت مي برند و يا بخاطر آن که نيازهاي تحقيقات علمي آنها را تحري ک مي کند تا همواره در ش کار رابطه اي کامل ميان تعريف پديده و خود آن پديده باشد .

تقريباً تمامي مطالعات تجربي در مورد کار آفريني در ارتباط با افرادي بوده است که در بازارهاي رقابتي به فعاليت هاي سود آور مشغولند. علاقه ي اين تحقيقات بيشتر متوجه کار آفرينان تجاري موفق مي باشد.

با اينحال فشار مبرم بر وسعت بخشيدن به مفهوم " کار آفرين "در وراي محدوده هاي تعريف شده ، مش کلاتي را در زمينه ي جامعه شناسي کار آفريني ايجاد مي نمايد.حدود مفهوم " کارافرين" چنان که توسط شومپيتر تعيين شده(1961) بي ش ک امروزه بسيار محدودتر است.

هم به علت تغييرات تاريخي در کشورها ي پيشرفته ي سرمايه داري و هم به خاطر بروز علائق تحقيقاتي منطقي و توجيه پذير در کشورهاي توسعه نيافته اي که در اقتصاد خود داراي برنامه ريزي مر کزي مي باشند، يعني جايي که در آن شر کتها به شيوه اي کاملاً متفاوت از سرمايه داري ت کامل يافته ي صنعتي ش کل مي گيرند.

بعلاوه مفهوم جالب تري که 20 الي 30 سال پيش توسط آرتور کول 1965 و ديويد م ک کلند 1969درباره ي کار آفرين ارائه شد باعث ضعيف شدن و رقيق شدن اين مفهوم گرديد.تعريفي که محققين در زمينه ي کار آفريني به کا ر خواهند گرفت نبايد چندان از مفهوم مورد استفاده ي مردم امروزين به دور باشد.( مثلاً آنچه که در مطبوعات تجاري از آن استفاده مي شود) ونه از اساس تاريخي در شر کتهاي سود آور.

  • مشکل تعريف

کار آفريني چيست و کارآفرينان چه کساني هستند؟ همواره سوالاتي وجود دارد که هيچگاه به پاسخ قطعي منجر نمي شود.احتمالاً به اين علت که دانشمندان جامعه شناس از رقابتهاي معنايي لذت مي برند و يا بخاطر آن که نيازهاي تحقيقات علمي آنها را تحري ک مي کند تا همواره در ش کار رابطه اي کامل ميان تعريف پديده و خود آن پديده باشد .

بنابراين در پاسخ به اين سوال که " چه کسي کار آفرين مي شود و چرا؟" شخصي کاملاً راغب است که چنين پاسخ گويد "اما آيا پيتر کيلبي (peter Kirby) تمام آنچه را که در مقاله خويش بنام " ش کار هيفالومپHunting of Heffalump) )آورده است مورد توجه قرار نداده است ؟ "

در حالي که که کيلبي (1971) مم کن است هيفالومپ را مستقيماً مشخص ن کرده باشد اما زمينه ي و زيست محيط طبيعي وي را يافته است.جائي ما بين دره و راهبردهاي عرضه – تقاضا ي اقتصاد کلان ، مثال رودخانه ي تجربيات اجتماعي سازي ايام کود کي ، صحراي حاشيه نشيني اجتماعي ،دره ي فريبنده ي محدوديتهاي سياسي تحميلي بر تصميم گيريهاي اقتصادي .با اينهمه مطلبي که درباره ي اين موضوع نگاشته شده است ، مم کن است کسي به اين نتيجه برسد که دانستن اين مطلب که کار آفرين کيست و يا چيست واقعاً اهميت چنداني ندارد بل که بايد زيست محيط طبيعي چنين موجودي را مورد بررسي قرار دهد.

بگذار ش کارچيان يعني تعقيب بي حاصل اين موجودات گريز پا را رها کنند! درعوض متغيرهاي محيطي ش کل دهنده به رفتار آنها را بشناسند و زمينه ي آنها را تعيين نمايند! اين مطلب است که در حال حاضر درباره ي اين موضوع مورد اجماع قرار دارد.با اينحال تعاريف همچنان اهميت دارند چرا که باعث مديريت پذيري تحقيقات مي شوند.

مفهومي که آنقدر وسيع باشد که فضاي تنفس کافي براي تمامي پديده هاي مجردي که هر کس مم کن است بخواهد در آن بگنجاند، داشته باشد،مي تواند براي هر چيز توضيحات نامناسبي را ارائه نمايد.

بنابراين از يک طرف مفهوم " کارآفرين" مي تواند به هر فردي که داراي کار مستقلي است اشاره نمايد، البته هنگامي که بتوان نشان داد که آن شخص ريس کي را پذيرفته ،منابعي را فراهم آورده ،ابت کار عملي از خود نشان داده و يا رفتار مستقلي را بروز داده است .

در اينصورت " کار آفرين " هميشه با "فردي که داراي شغل مستقل است هم معني مي باشد.اما اگر واقعاً چنين است چرا مدارس مديريت بازرگاني بين مديريت شاغل کوچ ک و مديريت شر کتهاي تازه تاسيس حد و مرزي قائل مي شوند( تفاوت بين مديريت و کار آفريني) ، و چرا بايد نويسندگان Wall street journal,Times, Forbes و ساير مجلات " کار آفرين " و " کار آفريني " را بيشتر مناسب برخي از دارندگان مشاغل آزاد و افرادي که تعهد اتي را مي پذيرند ، بدانند تا براي ديگران.

در ک پروفسور از مفهوم "رويداد کار آفريني " از اين هم آزادانه تر است چرا که قطع نظر از زمينه ي فرهنگي يا حرفه اي ، هر گونه نقشي را شامل مي شود که مي تواند با توان ريس ک پذيري ،ابت کار عمل ، فراهم آوردن منابع ونيز خود گرداني در ارتباط باشد.با چنين مفهوم گسترده اي ، يک "شرا کت " مي تواند تقريباً انجام هر منظوري را شامل شود. تعريف پروفسور شاپرو به هر پرسه گرد ، ارتقا دهنده ،سازمان دهندگان نظام شهري و حتي سازمان دهنده ي حوادثي در کشورهاي سوسياليست اين ام کان را مي دهد تا به بناي يادبود جوزف شومپيتر وارد گردد، جايي که عمده ي بارانهاي اقتصادي صنعتي در صحنه ي مياني قرار دارند .

( اين نکته را بايد خاطرنشان ساخت که تعريف شومپيتر هيچ گروهي از مردم را از نظر دور نمي داشت، اما مثالهايي که وي کراراً بدان ها اشاره مي کند نشان مي دهد مفهوم پذيري وي بيشتر در نوآوريهاي صنعتي و ت کنولوژي ک ريشه داشت تا نوآوريهاي مالي بازاريابي و هيچگونه اشاره اي به زمينه هاي غيرتجاري که مفهوم مورد نظر شاپرو آنرا مجاز مي کرد ن کرده بود.)

در آمري کا همواره پيشرفت در موقعيت ورشد حرفهاي مورد تا کيد قرار داشته است. از آنجا که " کار آفرين"امروزه به شدت مورد نياز مي باشد جاي تعجب نيست که تعداد فراواني خواهان عنواني براي خود باشند، چه اين افراد اثر شومپيتر بنام "تئوري اقتصادي"

(Theory of Economic development) (1961) را خوانده باشد وچه پروژه ي هاروارد در تاريخ کار آفريني را شنيده باشند . تنها کارآفرينان آ کادمي که ممکن است

Federal craftsmanship،مشاوره ي شخصي احتمالاً کارمعاملات مل کي به عنوان ي ک کار دوم را با تدريس و نوشتن با هم تر کيب کنند ، مم کن است همچنان با ريسمان ها تيرهاي فخر فروشي ت کان دهنده از سوي همسانان حرفه اي خود مواجه گردند. و اخيرا نوع کاملاً جديدي بنام " کارآفرينان ورقه اي " (paper entrepreneur) توسط رابرت ريش

(Robert Reich) برنامه ريز سياستهاي کميسيون تجارت فدرال به طبقه بندي در حال رشد ما افزوده شده است. اين نوع کارافرينان را مي توان پادتني مخرب در جريان خون سرمايه داري پيشرفته دانست، چرا که ماموريت بسياري از آنها عبارت است از ارتقاي سطح مقررات نوآوري که کارآفرينان بخش خصوصي را تضعيف کرده ونا اميد مي نمايد و چنان ايشان را درگير تردستي هاي مالي و حقوقي مي نمايد که جريانات سازند ه را به سوي سرمايه منحرف مي کند. آيا بهتر نيست اين نوع را"ضد کارآفريني"بناميم.؟

مديران بازرگاني که در برگزيدن استراتژي متناسب براي پيشبرد محصولات جديد خطا مي کنند، ريس کهايي را در زمينه ي کارشان مي پذيرند، اساتيدي که برنامه هاي آموزشي کار آفريني را در کالج هاي آزاد هنري با ظرفيتهاي غير تجاري آغاز مي کنند ،خود را در معرض ريس ک هاي بزرگي قرار مي دهند. کارگزاران خدمات اجتماعي مم کن است بطور ناخواسته درگير منازعاتي پارلماني گردند که مي تواند کار آنها را به مخاطره اندازد.

اگر از طرف ديگر ريس ک پذيري به سرمايه (دارائيها) محدود شود ، تعريف مفهوم " کار آفرين" مفهومي که عموم مردم از آن در ک مي کنند و نيز به واقعيت تش کيل شر کتها توسط بخش خصوصي نزدي کتر مي شود. واقعيت اين است که برخي از کارآفرينان مم کن است از سر مايه گذاري مالي (سهم الشر که) شانه خالي کنند.

اين نکته را نيز بايد خاطر نشان کرد که اين مساله از نظر شوم پيتر ي ک معيار ضروري نمي باشد(1947) بل که وي کارآفرينان را (افرادي که منابع را براي تر کيب هاي جديد سازماندهي مي کنند) را سرمايه داران (تامين کنند گان سرمايه ي شر کتها) متمايز مي داند.به هر حال معيار پذيرش ريس ک در مورد سهم الشر که يا داراييها مي تواند کانديداهاي ارزشمند ديگري را از قلم بي اندازد که بر سر وقت،انرژي و حتي شايد آرامش کاري خانوادگي خود ريس ک مي نمايند تا شر کتي را تامين کنند.

يک تعريف بايد حداقل افرادي را شامل شود که در نتيجه فعاليتهاي شرا کت سهيم مي باشند.نتايجي که بزرگي آنها از همان ابتدا معلوم نيست .ي ک دسته از سازمان دهندگان شر کت که در ازاي سهمي از سهام مورد انتظار ويا کسب در آمدي به جزي ک دريافتي يا حقوق ثابت ، زمان ،انرژي و مهارت خود را به مشار کت مي گذارند به ما اجازه مي دهند تا به طور مثال مدير قسمتهاي قبلي را نيز در تعريف خود بگنجانيم، يعني شخصي که از طريق خريد ارزش افزوده ي بخشي از سهام سرمايه گذاري شده توسط ديگران ، جايگاهي فرعي و نا خواسته از شر کت مادر بدست مي آورد.

اين مورد قطعاً به ما ام کان مي دهد تا تمامي افرادي را که بخشي از تيم کار آفريني بوده و مي توان آنها را در شر کتهاي high-techو زمينه هاي سريع الرشد ديد ، در اين مفهوم جاي دهيم ، حتي اگر اين افراد بجاي سرمايه ي نهاده شده تنها مهارت ويا تلاش خود را به مشار کت گذاشته باشند.

اين بازي کنان آنگونه که توسط ماي کل م ک کوبي ( (Michael Mac Coby)1976)توصيف شده اند تيمهايي تش کيل مي دهند ، پروژه هايي را پيش مي برند و با بخشي از سرمايه ي در گردش شر کت shoot craps ، و مديران فعاليتها " که بخشهايي از شر کتهايي مانند 3Mو مونسانتو (MOMSANTO)را در شر کتهاي جديد ايجاد کرده اند ، يا به خاطر آن که طبق مد روز رفتار کرده باشند ويا از آنجا که براي نخستين روزهاي ايجاد شر کت که هيچ چيز حالت عادي و روزمره را نداشته است دلتنگ شده بودند ، همچنين گرفتار بيماري مسري کار آفريني شده اند .

اين افراد و افراد ديگري شبيه آنها باشند همگي داراي ويژگيها ويا استعداد ذاتي کار آفريني بوده و به قول شاپرو مم کن است به درستي در رويدادهاي کار آفريني حضور داشته باشند ] کوپولس کي Copulas) ) وم ک نالتي( (Mc Nasty(1974).

اما آيا بايد آنها را در زمره ي کار آفرينان نيز پنداشت؟اگر اين افراد چيزي بيش از آنچه در شرط بنديها مي بازد در عوايد مالي شر کت مشار کت داشته باشند احتمالاً بايد آنها را در زمره ي کار آفرينان پنداشت.اما اگر نتوانند، صرفاً "مديراني خلاق هستند ، " افرادي که بر روي آب راه مي روند "، زنان مرداني در "fast-tarck" ، اما همه اين دلايل صرفاً مدير باقي مي مانند.

آنها که در شر کتهاي بزرگ در جايگاه هاي بالا قرار مي گيرند بايد علاوه بر توانائيهاي مشهود در تخصصهاي فني ، از مهارتهاي بين فردي قابل توجهي برخوردار باشند. اين مهارتها به ايشان ام کان مي دهد تا در قالب شب که ها ي اجتماعي براي شر کت ايجاد دارايي نمايند ،پديده اي روزا بت کانتر(Roabeth kanter) در مطالعه اي در اواسط دهه ي 1970خود درباره ي شر کتهاي بزرگ تامين مواد صنعتي بدان اشاره نمود.

کانتر خاطر نشان مي کند که توانايي شخصي در ريس ک پذيري و تش کيل شر کت تا حد بسياري به شب که هاي سازمان يافته ي حمايتي قابل دسترس مديران بستگي دارد. در حقيقت ادوارد بان فيلد (Edward BonField) (1964)- انديشمند سياسي – معتقد است که موفق ترين سياستمداران در ي ک سيستم سياسي افرادي هستند مانند دالي شهردار سابق نيويور ک (Mayor Daley) که مي دانست چگونه مبالغ قابل توجهي از تعهدات علائق شخصي را جمع آورد.

شر کتهاي بزرگ از بسياري جهات شبيه سيستمهاي سياسي عمل مي کنند. کارآفرينان اغلب کارهايشان بهتر از راه اندازي شب که هاي اجتماعي جهت تمامي مزاياي بين فردي قابل تحمل توسط اين ترافي ک انجام مي دهند. کاملاً طبيعي است که اينان محيطهاي اداري بورو کراتي ک را به هيچ وجه مطابق ذائقه ي خويش نمي يا بند.

همچنان که شاپرو و ديگران بدر ستي خاطر نشان کردند اغلب همين عوامل برآشوبنده ي حر کتهاي سازماني ، کاهش خود گرداني و دخالت هاي نا بجاست که باعث مي شود گوسفند سياه رمه را رها کرده وبه راه خويش رود.

نوآوري به عنوان ي کي از ويژگيهاي ضروري در تعريف کار آفريني ، مش کلاتي را ايجاد مي نمايد. از نظر پروفسور شاپرو رويداد کارآفريني به معناي نوآوري است. در صورت وجود ساير معيارهايي که شاپرو ليست کرده است ،صرف آغاز ي ک کار خود ي ک کار آفريني محسوب مي شود. اما چرا بايد تصميم به برپا کردن يک دکه ي خياباني ويا دست فروشي به عنوان نوآوري در نظر گرفته شود؟ در عين حال بدون وجود نوآوري و تازگي به عنوان بخشي از تعريف کار آفريني ،توجيه اختلاف موجود ميان سازماندهي شر کتهاي جديد و مشاغل کوچ ک چندان کار ساده اي نخواهد بود.

اما حتي اگر دانشگاهيان توجه چنداني به اين مطلب نداشته باشند ولي نويسندگان نشريات بازرگاني بي ترديد علاقه مند هستند که همچنان ميان افرادي که به راه اندازي تاسيسات خش ک شويي ،ساندويچ فروشي ،ايستگاه پمپ بنزين و آنان که به فروش فرش ،skis پلاستي کي ، hula hoops و مي کرو پروسسوراشتغال دارند ،تمايز قائل شوند.

از آنجائي که خاصيت نوآوري در توالي بلا فصل چيزهاي مختلف تفاوت مي کند لذا کاربرد آن با مش کلاتي مواجه مي باشد. هر ي ک از مشاغل جديد چيزي متفاوت در خود دارند .چه هنگام خاصيتي به اندازه ي کافي در چيزي وجود دارد تا بتوان آنرا " کارآفرينانه " خواند؟ بي ش ک تغييرات پيشگامانه ي ري کرا ک (Ray Kroc) در صنايع غذايي آماده با هر استانداردي ،نو آوري تلقي مي گردد.

همچنان که تد لويت (Ted Levitt) در ي کي از مقالات سا ل 1972 بررسي تجاري هاروارد (Harvard Business Review) خاطر نشان کرد ه است . کرا ک ت کني کهاي خط مونتاژ را براي توليد همبرگر دونالد سرويس دادن به مشتري ها ب کار گرفته است و انقلابي سازمان بافته در سرويس غذاهاي آماده ايجاد نمود که بعدها توسط ديگران از آن کپي برداري شد.

بر طبق تعريف شوم پيتر اين يک نو آوري تکنولوژيک نبود بل که صرفاً عبارت بود از "يک تر کيب جديد " که مشخصاً با مورد مغازه داري که صرفاً با خلق ي ک ساندويچ جديد حجم دروني ي ک ظرف غذا را افزايش مي دهد تفاوت دارد. شما مي توانيد اگر بخواهيد هر دو مورد را "رويداد کار آفريني " بخوانيد اما دوره هاي مربوط به راه اندازي شر کتهاي جديد بر نمونه هاي کرا ک وساير افرادي که زمينه هاي جديد ، حساس و قابل مشاهده اي را در صنايع خود بو جود مي آورند ، تا کيد مي ورزند.

  • به روز کردن شوم پيتر

مفهومي که شوم پيتر درباره ي کار آفريني تعريف کرده است مطمئنا به اندازه ي کافي انعطاف پذير بوده است به مواردي که از حساسيت کمتري برخوردار بوده اين ام کان را داده است تا خريد کردن را به تجربه اي ارزشمند تبديل کند. گرچه به نظر مي رسد الگوي وي رجال و اعيان قرن نوزد همي بوده است تا دلالان غير ملموس غذاي خش ک که نخستين سو پرهاي بزرگ را با اجناس جالب ،پيشخوان هاي sarsaparilla و سياست قيمت گذاري ثابت به منظور تبديل کردن خريد به يک تجربه ي آرام و ارزشمند به وجود مي آورند.شوم پيتر بر نوآوريهاي حساسي تا کيد داشت که باعث رشد بلند مدت و دائم اقتصاد مي شوند.

شوم پيتر همچنين به اين مطلب اذعان داشت که کار آفرين در حالي که در تلاش است تا شر کت جديدي را سازماندهي نمايد ، ي ک کار آفرين است اما آنگاه که کسب و کار وي براه افتاد ،ديگر ي ک مدير- مال ک مي باشد. نوآوريهاي جديد و تغييرات نوآوريهاي اوليه مي تواند مدير-مال ک را به نقش کار آفريني قبلي خود بازگردند.

بنابراين تعريف شوم پيتر نيز به مفهوم شاپرو يعني رويداد کار آفريني مي رسد اما هنوز بسيار محدودتر است چرا که شوم پيتر بر نو آوري پافشاري مي نمايد( که چيزي بيش از صرف راه اندازي کاري را ايجاب مي کند که قبلاً وجود خارجي نداشته است.) ونيز بر سودي غير قابل محاسبه که حق يک کار آفرين موفق مي باشد.

همين مورد اخير است که که محدود کننده بوده و ايجاب مي کند که کار آفريني در محدوده ي اقتصاد شر کتهاي آزاد در بخش خصوصي باقي بماند. بي ش ک در جامعه اي همچون اتحاد جماهير شوروي نيز " تسريع کنند گان " (expediters) بسياري وجود دارند که به عنوان کار آفرين عمل مي کنند و ح کومت نيز وجود آنها را تحمل مي کند ، چرا که ايشان در حضور آن خشونت بورو کراتي ک منابع مختلف را گرد مي آورند .

البته اين افراد هيچگونه سودي به معناي متداول آن بدست نمي آورند.،بل که گاه هدايايي زير ميزي وپاداشهايي در يافت کرده و يا از حقوقي بهره مند مي گردند که پايه گذار ويژگيهاي آنها در قاموس کار آفريني مي باشد.

هنگامي که ما از اين مسئله که کار آفرين کيست و کار آفريني چيست پيشتر رفته و به اين سوال مي رسيم که چرا برخي افراد تمايل بيشتري به استقلال ، ريس ک پذيري ، ابت کار عمل و نوآوري دارند ،به سرعت متوجه مي شويم که پاسخ به اين گونه مسائل به شدت مفهومي که از کار آفريني پذيرفته ايم بستگي دارد.

اگر مفهوم مورد نظر بيش از حد وسيع باشد وهر موردي را در بر گيرد ، هر کسي دچار حيرت مي شود که آيا جستجو براي عوامل سببي معاني مختلفي را در بر خواهد گرفت يا نه. بي ش ک در جامعه اي همانند جامعه ي ما تعداد فراواني از مردم در مقاطع مختلف زندگيشان ،با رويدادهاي کار آفريني در گير بوده اند.

در ارتباط با افرادي که در مشاغل خصوصي مستقل فعاليت داشته اند. نکات مختلف مربوط به کار آفرينان از قبيل شخصيت ، مشاغل والدين و پيشينه هاي اجتماعي به طور وسيعي مورد مطالعه قرار گرفته اند. هر گاه مفهوم مورد نظر از کارآفرينان چنان باشد که افراد شاغل در بخش خدمات مدني ، مديران کارخانه هاي شوروي ويا سازمان دهندگان مدني و شهري را نيز شامل شود،احتمالاً ارتباطات فوق الذ کر بسيار ضعيف خواهد شد .

فصلي که پروفسور شاپرو نگاشته است در هشدار دادن دانشجويان کار آفريني نسبت به ماهيت بسياري از تش کيل شر کتهاي اتفاقي بسيار مفيد بوده است. احتمالات غير قابل پيش بيني ميتواند بسياري از افراد را به کار آفريني هدايت نمايد که مم کن بود درغيراين صورت حرفه هاي مطمئن تر و تثبيت شده تري را دنبال کنند. با وجود اين که متون بسياري بدين فرض تمايل دارند که تنها برخي از انواع شخصيتها هستند که ناگزير به سوي نقشهاي مستقل از جمله تشکيل شر کت رانده مي شوند اما پروفسورشاپرو خاطرنشان مي کند جنبه هاي منفي زندگي فردي نيز اگر مهمتر نباشند ، به همان اندازه داراي اهميت مي باشد.

اخراج ناشي از ظلم استبداد سياسي يا مذهبي ويا از دست دادن کار مم کن است به اندازه ي نياز به استقلال درآمد بالا اهميت داشته باشد. مي توان چنين فرض کرد که کار آفرينان "اتفاقي " نقش خود را تا حد زيادي مديون عواملي چون اخراج واز اين قبيل مي باشد در مقايسه با کار آفرينان "ناگزير " که در ساير بخشهاي متون مربوطه از آنها صحبت شده ، دامنه ي وسيعتري از فا کتورهاي فردي را به نمايش مي گذارند.

  • کار آفرينان ساختگي متصنعي:

جامعه شناسي کار آفريني اين واقعيت را نيز در نظر مي گيرد که کار آفريني در حال تخصصي شدن است. به خاطر وجود مرا کز ،موسسات و برنامه هاي جديد آموزش فارغ التحصيلان ،نظام جديدي از کار آفريني در حال ش کل گيري است.در حالي که کارآفرينان متخصص در صد بسياري پائيني از کارآفرينان آمري کائي را تش کيل مي دهند ،واين نسبت طي دهه هاي آينده نيز به همين مقدار خواهد بود،اما ظهور چنين قشري در صحنه ي کار آفريني تغيير وتبديلاتي را در الگوهاي توصيفي تثبيت شده ايجاب مي نمايد.دانشجويان MBA امروزه مم کن است به مفاهيمي دست يابند که درصورت فقدان برنامه هاي تخصصي دست يابي به آنها بعيد مي نمود.

سمينارهاي آموزشي فراوان فزاينده اي در زمينه ي کار آفريني در دانشگاه ها و کالج ها براي دانشجويان ترتيب داده مي شود.مطمئنا جامعه شناسي کار آفريني برآن خواهد بود تا کار آفريني را که آموزشهاي تخصصي جديد را ديده اند مورد مطالعه قرار داده و آنها را با افرادي بدون هيچگونه تحصيلات رسمي در زمينه ي کار آفريني به تاسيس شر کتها مبادرت کرده اند مقايسه نمايد.

آيا اين دو گروه به ي ک اندازه موفق مي باشند؟با در نظر گرفتن اين حقيقت که بسياري از دانشجويان اين رشته خود آنرا برگزيده اند ،آيا برنامه هاي آموزش تخصصي در راه اندازي شر کتهاي جديد براستي تفاوت چنداني ايجاد کرده است؟

در حالي که کار آفرين " اتفاقي " بخاطر احتمالات خارج کنترل خود به تاسيس شر کت روي آورده است ، يک کار آفرين آموزش ديده مم کن است خود آگاهانه تصميم به اتخاذ چنين نقشي گرفته باشد،حتي قبل از آن که کارش دقيقاً چه خواهد بود. اين بيانگر ديگري از گونه هاي هيفالومپ مي باشد : " کار آفرين تصنعي ".

يک کار آفرين غيرواقعي تصنعي حتي قبل از آن که موقعيت شر کت را در بازار به آزمون گذارد ،خود را آگاهانه به نقش خويش شناسائي مي نمايد




بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است