Object reference not set to an instance of an object. نظام جامع اطلاع‌رساني اشتغال

صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 


تعداد بازديد: 4869                                               
زماني كه يك موفقيت حتمي ‌به شكست مي‌انجامد
دانستني منبع
زماني كه يك موفقيت حتمي ‌به شكست مي‌انجامد عنوان
نويسنده
1389/04/15 تاريخ

نتيجه همه تحقيقات انجام شده پيش‌بيني مي‌كرد كه مغازه‌هاي «راند بعد TF» يك موفقيت حتمي‌خواهند بود. پس چه شد؟...

خلاصه
HBR مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

نتيجه همه تحقيقات انجام شده پيش‌بيني مي‌كرد كه مغازه‌هاي «راند بعد TF» يك موفقيت حتمي‌خواهند بود. پس چه شد؟

موبلي 29 ساله در حالي كه در كت‌وشلوار تابستاني خود عرق مي‌ريخت، در بيرون مركز خريد منتظر مديرعامل بود. او تا همين لحظه نيم ساعت دير كرده بود. هر خودروي سياهي كه به مركز خريد نزديك مي‌شد، باعث هول شدن موبلي مي‌شد و او را به اين فكر مي‌انداخت كه «اين يكي ديگر خودش است.» خبرنگار وال‌استريت بيش از نيم ساعت بود كه در طبقه بالا منتظر بود و موبلي داشت فكر مي‌كرد كه او كم‌كم از تصميمش مبني بر مصاحبه با مديرعامل پشيمان مي‌شود.

ناگهان اتومبيل سياه رنگ مديرعامل از انتهاي خيابان نمايان شد و پس از توقف تيبال مديرعامل 62ساله در حالي كه جوكي را خندان براي راننده تعريف مي‌كرد، از آن پياده شد. موبلي با ديدن رييس خندانش كه كراواتش را به دست گرفته بود، به اين فكر افتاد كه او به‌رغم اينكه هر لحظه ممكن است يك ضرر 40 ميليون دلاري را متحمل شود، چقدر خوشحال به نظر مي‌رسد. يك جنگجوي كلاسيك شاد.

«سلام موبلي».
«خبر جديدي رسيده است؟»
تيبال موبايلش را از جيبش بيرون آورد و پس از انداختن نگاهي به آن، آنرا به طرف موبلي گرفت و خنديد: «من كه بدون عينكم چيزي نمي‌بينم» و صفحه را به موبلي نشان داد.

موبلي گفت كه هيچ تماس يا پيامك جديدي از مدير مالي كه هر لحظه انتظار تماسش با اخباري مبني بر ميزان فروش يكماه اخير فروشگاه‌هاي «راند بعد TF» مي‌رفت، به گوشي ارسال نشده است. فروشگاه‌ها پس از دو سال فروش پايين بالاخره طراحي مجدد شده بودند.

تيبال گفت: «من اخيرا با گروهي از توليدكنندگان گوشي همراه تماس گرفته‌ام و در مورد صفحه‌هاي نمايشي كه بشود مطالب نوشته شده روي آن را خواند براي گوشي‌هاي عرضه شده در مغازه‌هايمان با آنها صحبت كرده‌ام.» او سپس جمله‌اش را به اين ترتيب اصلاح كرد: «صفحه‌هاي نمايشي كه من بتوانم مطالبشان را بخوانم و مشتريانمان بتوانند.»

«ببخشيد تيبال كه حرفت را قطع مي‌كنم؛ ولي خبرنگار در طبقه بالا منتظر شما است.» موبلي در مركز خريد را باز كرد و نسيمي‌از باد سرد به استقبالشان آمد.
فروشگاه TF در طبقه دوم عملا خالي از مشتري بود. مدير فروشگاه كه يك مرد 30 ساله بود با لبخند به استقبالشان آمد.

او گفت: «خبرنگار اينجاست. من به او گفتم كه شما كمي‌تاخير داريد و او را به صندلي ماساژ هدايت كردم. به نظر مشكلي ندارد.»

دوبلي زوج همسن مديرعاملي را ديد كه در فروشگاه قدم مي‌زدند و از آن خارج شدند. او به تيبال گفت: «فراموش نكني كراواتت را ببندي. احتمالا اريكا را به ياد داشته باشي. او هماني است كه در سال 2006 يك گزارش خوب در مورد تو نوشت» و با خودش فكر كرد كه البته گزارش اين دفعه‌اش احتمالا چندان هم خوشحال‌كننده نخواهد بود. او احتمالا سوالاتي مي‌كرد مبني بر اينكه چرا مغازه‌ها موفق عمل نكرده‌اند؟ و چرا موبلي پيشنهاد كرده است كه مصاحبه به جاي دفتر مركزي در اينجا برگزار شود. «بيا، اين نوشته‌ها را دستت بگير. اينها نتايج تحقيقاتي است كه قبل از ايجاد تغييرات در فروشگاه‌ها انجام شده بود.» سپس صدايش را پايين‌تر آورد و گفت: «آنچه رسانه‌ها واقعا مي‌خواهند بدانند اين است كه آيا شهود دروني تيبال در حال نابود شدن است؟»

سرويس‌دهي به بومرها

تيبال در اواخر بيست سالگي، شركت‌هاي زنجيره‌اي موفق در فروش لوازم منزل را براي برآوردن نيازهاي نسلي كه به سنت‌شكن معروف بودند، بنيان نهاده بود. همراه با آغاز كارش او موفق شده بود هميشه يك قدم از آنها جلوتر باشد. مشتريان هم در مقابل، هميشه به سازمان وفادار مانده بودند و با بزرگتر شدن آنها سازمان هم همراه با تغييرات نيازهاي آنها تغيير كرده بود.

فروشگاه‌ها هم به همين دليل به «راند بعد TF» تغيير نام داده بودند تا بتوانند محصولاتي را به اين نسل در دهه شصت عمرشان هديه دهند كه سازمان‌هاي ديگر نمي‌دادند. فروشگاه‌ها را مناسب افرادي به سن بومرها طراحي كرده بودند و حتي موسيقي كه در فروشگاه پخش مي‌شد هم از موسيقي‌هايي بود كه به مذاق افراد 60 ساله خوش مي‌آيد.

آنها اريكا را همان طور كه مدير فروشگاه گفته بود، درون صندلي ماساژ در حال تماشا كردن فردي كه داشت پريز يك جاروبرقي سهل‌الاستفاده را درون پريزي مي‌كرد كه آن هم براي جلوگيري از نياز به خم شدن استفاده‌كنندگان در ارتفاع مناسبي از زمين واقع شده بود، پيدا كردند. به محض ديدن تيبال و موبلي اريكا ماساژور را خاموش كرد و براي سلام كردن و احوالپرسي ايستاد.

تيبال گفت: «از ديدن مجدد تو خوشحالم اريكا. متشكرم كه آمدي و به خاطر دير كردنمان عذرخواهي مي‌كنم.» در همين زمان او متوجه مچ‌بندي شد كه به دست اريكا بسته شده بود. «چرا مچ بند؟»

«تايپ بيش از حد.»
«اوه، متاسفم. ما وسايلي داريم كه ممكن است واقعا به تو كمك كند.»
موبلي گفت: «برويم به كافه. آنجا ساكت است و ما چيزهايي داريم كه مايليم به تو نشان دهيم.»
اريكا گفت: «اينجا هم ساكت است، ولي هر جور كه ميل شما است.»

موبلي به خبرنگار نگاه كرد. آيا حرفي كه او زده بود يك كنايه بود؟ اگرچه حرف او كاملا درست بود و به نظر مي‌رسيد فروشگاه در مركز خريد به انداره كافي مشتري ندارد. باور اين نكته كه همين خبرنگار دو سال پيش مطلبي را در تعريف از تيبال و نوآوري‌هاي او نوشته بود، سخت مي‌نمود.
فروشگاه‌هاي جديد TF در كلاسيك‌ترين مراكز خريد بازگشايي شده بودند و محققين انتظار فروش بالايي براي آنها را داشتند. البته بسياري هم بودند كه خلاف آنها مي‌انديشيدند. به عقيده آنها نسل بومرها بر خلاف پرشمار بودنشان يك بازار مرده به حساب مي‌آمدند؛ چراكه افراد با سن‌هاي 60 و بالاتر وسايل منزل زيادي نمي‌خريدند، ولي سازمان داده‌هايي را به دست آورده بود كه در جهت تاييد نظر مديرعامل مبني بر فروش خوب فروشگاه‌ها در صورت تاسيسشان بود. بومرها عقيده داشتند كه دنيا بايد خودش را آن گونه تغيير دهد كه خودشان مي‌خواهند و اينكه با حذف هزينه دانشگاه بچه‌ها از روي درآمد آنها پول زيادي براي خرج كردن داشتند.

موبلي زماني را به خاطر آورد كه خودش و تيبال نظر گروه‌هاي تست وسايل را از پشت پنجره آينه‌اي مي‌ديدند. زماني كه مشتريان آزمايشي، وسايلي همانند سيب‌زميني پوست‌كن‌هاي نرم و بزرگ را مي‌ديدند كه براي استفاده راحت‌تر افراد مسن‌تر طراحي شده بودند. همزمان با باز شدن اولين فروشگاه در كارولينا افراد كنجكاو به فروشگاه هجوم آورده بودند. تيبال عقيده داشت كه كار دشوار، كشيدن مشتري‌ها به درون فروشگاه‌ها است و در ادامه، خود محصولات آنقدر خوب هستند كه به فروش برسند.

تيبال اين عقيده را تا زماني كه به روشني مشخص شده بود كه فروشگاه‌ها آنقدرها هم كه بايد مشتري ندارند، حفظ كرده بود. در نهايت سازمان مجبور به سرمايه‌گذاري براي جذاب‌تر كردن فروشگاه‌ها با نورها و آينه‌هاي بيشتر شده بود. سرمايه‌گذاري كه داشت به مرز 40 ميليون دلار نزديك مي‌شد.

ميزي براي يك نفر
تيبال، اريكا را به درون كافه‌اي با ميزهاي كوچك و صندلي‌هاي راحت هدايت كرد. «ما مي‌خواهيم كه فروشگاهمان به محل اجتماع افراد تبديل شود تا بتوانيم محصولاتمان را بفروشيم و اين كار تنها از طريق غذا و چاي و قهوه امكان‌پذير است. آيا قهوه ميل داري؟»

در همان زماني كه موبلي قهوه مي‌گرفت، تيبال ميزي را به اريكا نشان مي‌داد كه همزمان يك ميز صبحانه و كامپيوتر بود. در محيطي كه پر از وسايل با استفاده آسان بود. همانند قهوه‌سازهايي با دكمه‌هاي بزرگ و قابل برنامه‌ريزي آسان و غيره. تيبال طبقه زيرين ميز طراحي شده براي كيبورد را نشان داد و مانيتورهاي قابل تنظيمي‌كه به خواست مشتري تغيير زاويه مي‌دادند. «مغازه‌هاي جديد همه به هدف درك نياز مشتريان طراحي شده‌اند. ما مي‌دانيم كه مشتريانمان در سني هستند كه اكثرا تنها زندگي مي‌كنند. به دليل طلاق يا ترك فرزندان، ولي در عين حال مايل به در ارتباط بودن با ديگران هستند. ما مي‌دانيم كه آنها كسي را ندارند كه با او به رستوران بروند و در عين حال تنها به رستوران رفتن تجربه ناراحت‌كننده‌اي است. چرا كه رستوران‌ها براي مشتريان تنها مناسب نيستند. آنها ميز كوچكي را در يك گوشه در اختيار شما مي‌گذارند و با شما به گونه‌اي رفتار مي‌كنند، انگار وجود خارجي نداريد.»

اريكا گفت: «ميز جالب به نظر مي‌رسد، اما من مايلم اطلاعات شما از بازاريابي‌هايتان را بدانم. آيا طبيعي است كه اين فروشگاه اينقدر خلوت باشد؟ آيا در تعطيلات فروش افزايش مي‌يابد؟»

موبلي در حالي كه قهوه در دست به آنها نزديك مي‌شد، كاغذهايي را مي‌ديد كه به تيبال داده بود و روي آنها داده‌هاي مربوط به بازاريابي ديده مي‌شد.

تغيير نظر
در همين زمان كسي به شانه موبلي زد و پرسيد مصاحبه درباره چيست؟ همان مردي بود كه به همراه همسرش در فروشگاه قدم مي‌زد. موبلي پاسخ او را داد و او پيش همسرش بازگشت و او را در حال بررسي وسايل سهل‌الاستفاده اتاق خواب يافت. «اوه اينها را ببين. اين ساعت فوق‌العاده است.» مرد گفت: «بيا از اينجا برويم. من خسته شدم. احساس مي‌كنم اينجا همه چيز سن مرا به رخ مي‌كشد. اينجا محل پير‌ها است.»

زن گفت: «ولي عزيزم، ما كم كم داريم جزئي از آنها مي‌شويم.»

«مي‌دانم، اما دوست ندارم كسي اين موضوع را مرتب به من يادآوري كند. اين موسيقي را گوش كن، متعلق به 40 سال پيش است. احساس مي‌كنم كه مديرعامل اينجا از پير شدن من خوشحال است؛ چراكه پول بيشتري عايدش مي‌شود.»

«باشد. بيا به جاي ديگري برويم.»

يك احساس بد

در همان موقع تلفن تيبال به صدا درآمد و مدير مالي اعداد مربوط به نتايج تحقيقات اخير را به تيبال داد. موبلي ديد كه مديرعامل با شنيدن نتايج، بسيار ناراحت شد. انگار همه اين سرمايه‌گذار‌ي‌ها داشت با شكست مواجه مي‌شد. تيبال لحظه‌اي خبرنگار را تنها گذاشت و نزد موبلي آمد. «اخبار بسيار ناراحت‌كننده است. من مي‌خواهم بروم.»

«باشد، ولي اول مصاحبه را تمام كنيد. اگر الان فروشگاه را ترك كنيد، كار چندان محترمانه‌اي به نظر نمي‌رسد.»

او احساس كرد كه مديرعامل درون بازوهاي او در حال آب شدن است و در همان حال آن زوج را ديد كه بدون اينكه چيزي خريده باشند در حال ترك فروشگاه بودند.

سوال: فروشگاه‌هاي تيبر چگونه مي‌توانند تحقيقاتشان را بهبود ببخشند و فروشگاه‌هاي جديدالتاسيس TF را از ورشكستگي نجات دهند؟



حركت به چپ
حركت به راست


سازمان سرمايه گذاري و كمكهاي اقتصادي و فني ايران

 
http://www.investiniran.ir/
 

سازمان سرمايه گذاري و كمكهاي اقتصادي و فني ايران

 
http://www.investiniran.ir/
 

سازمان سرمايه گذاري و كمكهاي اقتصادي و فني ايران

 
http://www.investiniran.ir/
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

اتاق بازرگاني صنايع و معادن ايران

 
http://www.tccim.ir/countries.aspx
 

پارس آتي نگر

 
http://www.parsatinegar.com/Farsi/CompanyAnalysis.
 

پارس آتي نگر

 
http://www.parsatinegar.com/Farsi/IndustryAnalysis
 

پارس آتي نگر

 
http://www.parsatinegar.com/Farsi/Reports.asp?cati
 

پايگاه اطلاعات صنعتي ايران

 
http://www.industryinfobase.ir/cofarsi/companies_r
 

پايگاه اطلاعات صنعتي ايران

 
http://www.industryinfobase.ir/cofarsi/employees_r
 

سازمان صنايع كوچك و شهركهاي صنعتي ايران

 
http://www.iraniec.com/pages/showdir.asp?PageId=10
 

سازمان همياري اشتغال فارغ التحصيلان دانشگاهها

 
http://www.eshteghal.ir/?CID=1_7
 

ستاد ويژه توسعه فناوري نانو

 
http://www.nano.ir/
 

مركز كارآفريني دانشگاه صنعتي اميركبير

 
http://www.karafariny.com/women.asp
 

مركز مطالعات تكنولوژي دانشگاه صنعتي شريف

 
http://www.techstudies.org/ipolicy/analysis.php?su
 

مرکز تحليل اخبار اقتصادي ايران

 
http://www.eghtesadonline.com/
 

معاونت امور اقتصادي وزارت امور اقتصادي و دارايي جمهوري اسلامي ايران

 
http://www.economicaffairs.ir/
 

موسسه كار و تامين اجتماعي

 
http://www.lssi.ir/pages/en/tkh/24-f.htm
 

هفته نامه بازاركار

 
http://www.bazarekar.ir/Reports/default.asp
 

سازمان نظام مهندسي كشاورزي و منابع طبيعي

 
http://www.agri-eng.com/fa/08/
 
1 2


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است