صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 5410                                               
مدرك تهي از دانش و مهارت
گفت و گو منبع
مدرك تهي از دانش و مهارت عنوان
علي‌اصغر محمدي، فريبرز بيات نويسنده
1386/09/19 تاريخ

كاركرد‌هاي دانشگاه درگفت و گو با محمدرضا سركار آراني

خلاصه
روزنامه همشهري مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان
1 2

آموزش عالي در كشور ما با وجود سابقه قابل‌توجه كمتر به توليد دانش و علم انجاميده و يا به سامان امور اجتماعي و حل معضلات كشور مدد رسانده است.

 فقدان خلاقيت و نوآوري و نشاط انديشه و علم از يك سو و بيگانگي از جامعه و مشكلات اجتماعي و برج عاج‌نشيني از سوي ديگر در كنار كم ‌توجهي به كيفيت و نتيجه تصويري كاريكاتورگونه از نظام آموزش عالي به دست مي‌دهد. در ريشه‌يابي اين مشكل به سراغ دكتر محمدرضا سركار آراني دانشيار دانشگاه علامه طباطبايي و پژوهشگر منتخب انجمن توسعه علم ژاپن رفته‌ايم.

 دكتر سركار آراني طرحي تحقيقاتي در مورد تفاوت‌ها و تشابهات سنت‌هاي علمي و آكادميك در شرق و غرب در دست اجرا دارد. او در اين بررسي تفاوت در نوع تقاضا و انتظار از دانشگاه در شرق و غرب را عامل اصلي مي‌داند و مي‌افزايد دانشگاه در جامعه‌ ما براي استادان و دانشجويان نوعي پرستيژ و منزلت اجتماعي محسوب مي‌شود و نه عامل و ابزاري براي توليد دانش و معرفت يا حل مشكلات و معضلات جامعه، به همين دليل نيز ورود به دانشگاه و بودن در آنجا مهم است، نه خروج و فارغ‌التحصيلي و مهارت‌هايي كه فرد بايد فرا گرفته باشد تا به خدمت جامعه در آيد.

 شايد از همين منظر باشد كه پذيرش دانشجو مبتني بر نياز دستگاه‌هاي اجرايي نيست، شكافي بين نظام اجرايي و آكادميك وجود دارد و دانشگاه نيز خود را مؤظف و مسئول پيگيري رونداشتغال دانش‌آموختگان و فارغ‌التحصيلانش نمي‌داند.

در سراسر گفت‌وگو، ايشان بر اين باور است كه تا ارزيابي دقيق و بازانديشي عميقي از فرآيند جذب، هضم و ترويج دانش و كيفيت آن نداشته باشيم بعيد است در توليد علم بتوانيم چشم‌اندازهاي تازه‌اي ترسيم كنيم.او معتقد است ارزيابي مديريت انتقال دانش در ايران كمك بزركي به تحول كيفي آموزش عالي براي توليد علم مي‌كند. مشروح گفت‌وگوي همشهري با دكتر سركار آراني را در ادامه بخوانيد.

•  چگونه به فكر مطالعه تطبيقي پيرامون سنت‌هاي علمي و آكادميك در شرق و غرب افتاديد؟

- از زماني كه بحث توليد علم مطرح شد در كنار كار اصلي تحقيق‌ام و با توجه به اين كه امكان بازديد از دانشگاه‌هاي مختلف جهان را به بهانه‌هاي گوناگون علمي، پژوهشي و همايش‌هاي بين‌المللي داشتم، به فكر طراحي مطالعه تطبيقي فرهنگ آكادميك در دانشگاه‌هاي مختلف افتادم، تا فرهنگ آكادميك در اين كشورها را در عمل مقايسه كنم.

 كاري كه اخيراً‌ در حال انجام آن هستم، مطالعه فرهنگ آكادميك و سنت‌هاي علمي يا بررسي فرآيند عمل و رسالت دانشگاه‌هاي مختلف با فرهنگ‌هاي متفاوت است.

•  براي انجام اين تحقيق كدام دانشگاه‌ها را انتخاب كرديد؟

- جامعه تحقيق سه دانشگاه اكسفورد انگليس، پكن (چين)و ناگوياي (ژاپن) با سه فرهنگ متفاوت است. البته اين دانشگاه‌ها نمونه فرهنگ‌ها و كيفيت تقاضاهاي اجتماعي متفاوتند. در كنار اين موردكاوي‌ها در ژاپن، چين و انگليس، درباره دانشگاه‌هاي متفاوت ديگري هم مطالعه كرده‌ام. بيشتر به‌دنبال يافتن ميزان تأثير كيفيت تقاضاي اجتماعي براي ترويج آموزش عالي در كشورهاي گوناگون بودم و اين كه در فرهنگ‌هاي مختلف آموزش عالي چرا و چگونه گسترش يافته است.

مديريت انتقال و ترويج دانش چگونه صورت گرفته است و مديريت دانش و توليد آن چگونه متحول شده است.وقتي با يك دانشجوي چيني مقطع دكتري در دانشگاه اكسفورد صبحت مي‌كردم جمله زيبايي مي‌گفت كه تفاوت فرهنگي و رويكرد اجتماعي به دانشگاه را به خوبي مشخص مي‌كند.

 او گفت اگر شما متوجه نشويد كه آموزش عالي در غرب و شرق به چه چيزي اهميت مي‌دهد يا براي چه چيز خلق شده است، هيچ‌گاه نمي‌توانيد به‌عنوان دانشجو، استاد يا پژوهشگر در آن دانشگاه موفق شويد. او بر اين باور بود كه واژه كليدي كه در اكسفورد بيشتر شنيده‌ مي‌شود «تفكر انتقادي» است ولي در چين كمتر اين واژه در تعاملات و مباحث علمي مطرح است.

در ژاپن پژوهشگر برجسته‌اي مي‌گفت «توسعه را در ياب نظريه ابطال شدني است.» يعني ما بيش از نشريه پردازي از دانشگاه انتظار كمك به حل مسائل اجتماعي را داريم به‌ويژه در فرآيند توسعه. ما تاكنون بيش از توليد مقاله براي مجلات معتبر علمي غرب به‌دنبال نسخه حل مسائل اجتماعي و صنعتي در دانشگاه بوديم.

ابتدا بايد بررسي شود كه ما اصلاً‌ دانشگاه را براي چه چيزي مي‌خواهيم، قابليت‌هاي ما براي تقاضاي آموزش عالي چه منشأهاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي داشته است.

 وقتي به اين پيش‌زمينه‌ها فكر كنيم رويكرد اجتماعي به دانشگاه ضرورت داشتن آن و نحوه گسترش آن تعيين مي‌شود. جامعه همين‌طور كه روبه‌جلو مي‌رود و فرآيند توسعه و نهادسازي متحول مي‌شود قابليت اجتماعي و فرهنگي خود براي توسعه دانشگاه را نيز از خود نشان مي‌دهد، شاخص‌هاي كيفي خود را به تصوير مي‌كشد و كيفيت تقاضاي اجتماعي متفاوتي را براي آموزش عالي ارائه مي‌دهد.

از نظر تاريخي در چين، ژاپن و غرب، اين قابليت‌ها متفاوت است، البته مقايسه تاريخي دشوار است. زيرا دانشگاه‌هاي اكسفورد و كمبريج، تاريخ طولاني دارند، اما وقتي مثلاً به دانشگاه‌هاي ژاپن نگاه مي‌كنيم، عمر بزرگترين آنها همزاد دارالفنون است اين پشتوانه تاريخي از نظر ظرفيت و خاستگاه تاريخي بر كيفيت تقاضاي اجتماعي براي توسعه آموزش عالي مؤثر است.
تقاضاي اجتماعي براي آموزش عالي نيز در اين سه جامعه از جهاتي مي‌تواند متفاوت و در عين حال مشترك باشد. تفاوت‌ها عمدتاً‌ ناشي از توانمندي‌ها و قابليت‌هاي جامعه و فرهنگ است و نوع تقاضاي اجتماعي كه براي آموزش عالي توليد مي‌شود.

به‌طور مثال در مورد ايران شما به يك قابليت و توانايي‌هايي از نظر اجتماعي و اقتصادي رسيده‌ايد كه نيازمند نيروي انساني متخصص يا دانش هستيد. پس به افرادي نياز داريد كه به‌دنبال كسب دانش بروند يا به افرادي احتياج داريد كه مروج دانش باشند. يا در سطح بالاتر به افرادي نياز داريد كه انديشه‌علمي را در جامعه ترويج كنند و در يك گام بالاتر توليد‌كننده علم باشند قابليت جامعه و شرايط تاريخي معيني، تقاضاهاي اجتماعي با كيفيت ويژه براي آموزش عالي را ايجاد مي‌كند و بالطبع آن دانشگاه‌ها گسترش مي‌يابند.

نهاد آموزش عالي در اين شرايط و قابليت‌هاي فرهنگي اجتماعي ميوه مي‌دهد و جنس تقاضا و جغرافياي انتظار از دانشگاه‌، نقش و كاركرد متفاوتي از دانشگاه مي‌سازد. ممكن است دانشگاه‌ها از حيث ساختارها خيلي متفاوت نباشند، اما فرآيندها كاملاً‌ متفاوتند، در نتيجه كيفيت محصول و ميزان اثر بخشي آنها غيرقابل مقايسه‌اند.

در دانشگاه آكسفورد پژوهش اساس و محور است، در دانشگاه‌هاي دولتي ژاپن نيز همين‌طور است، و مسئوليت ترويج دانش را دارند ولي اغلب دانشگاه‌هاي غيردولتي در ژاپن آموزش محورند. به همين علت ساعات موظف‌ تدريس استادان در دانشگاه‌هاي خصوصي خيلي زياد و تعداد طرح‌هاي تحقيقاتي كم است.

شما براي چه چيزي دانشگاه مي‌خواهيد، براي پژوهش يا آموزش، ترويج دانش مي‌خواهيد يا توليد علم، يا به نحوي مي‌‌خواهيد به ساختن جامعه‌اي كمك كنيد كه متناسب با ساختار‌ها و بنيادهاي علمي به پيش برود.

• چقدر دانشگاه‌ها در نهادسازي‌هاي اجتماعي نقش دارند؟ آموزش با چه كيفيتي ارائه مي‌شود و چقدر انديشه علمي را ترويج مي‌كند. مديريت انتقال و جست‌وجوي دانش چگونه است؟

كيفيت و روش آموزش هم براساس نوع نگاه و كيفيت تقاضاي اجتماعي متفاوت است. آيا آموزش مبتني بر ايده‌هاي معلم يا استاد دانشگاه است يا مبتني بر شواهد متقن و علمي در ارتباط با حوزه عمل، به تعبير ديگر آموزش شما آيا مبتني‌بر شواهد عيني است و درجه‌اي از سودمندي هم دارد، يا فقط صرف اينكه در كلاسي شركت كرديد و حظي برديد كفايت مي‌كند.

آيا به اثربخشي دانش در جامعه فكر مي‌كنيد و تلاش مي‌شود تا دانش گره‌اي از گره‌هاي جامعه را حل كند؛ يا صرف كسب معرفت و دانش كفايت مي‌كند؟ اين شاخص‌ها كجا اندازه‌گيري مي‌شود، اين بستگي دارد كه دانشگاه در جامعه و فرهنگ چه جايگاهي دارد و چه انتظاري از آن تعريف شده است و نهادهاي اجتماعي چه نوع تقاضايي براي دانشگاه توليد مي‌كنند. جنس اين تقاضاي ما شأن دانشگاه و كاركرد آن و در بخش‌هايي كيفيت فرايندهاي آن را مي‌سازد.

تفاوت ديگر در ميزان توجه به خودآموزي، خودانگيزي و خودفهمي است، شما دانشگاهي داريد كه دانشجويان و استادانش در تحقيق و آموزش و ارائه ايده‌هاي نو خودانگيخته‌اند يا اينكه دانشگاهي داريد كه مدام بايد دانشجو را در شرايطي قرار دهيد كه با پاداش و تنبيه، يك گام به پيش نهد، البته همان‌طور كه اشاره شد. سبك يادگيري در دانشگاه هم تا حدودي تحت‌تأثير انتظار جامعه و كيفيت تقاضاي اجتماعي از خروجي‌هاي دانشگاه است.

نوع تعامل استاد با دانشجو نيز همين‌طور است، اين تعامل به شكلي از آن فرهنگ ناشي مي‌شود. فكر مي‌كنيم دانشجويي كه حقوق مي‌خواند، فقط بايد به خواندن حقوق توجه كند و از جنبه‌هاي ديگر شخصيت و تربيت او غفلت شود يا نه اين دانشجو در يك محيط دانشگاهي الزاماً فقط نيامده است كه حقوق بخواند، اين دانشجو بايد مهارت‌هاي ديگري از جمله گفت‌وگو، استدلال اقتصادي، مهارت‌هاي يادگيري، مهارت‌هاي اتكاء به خود و درك پيچيدگي‌هاي جامعه، قابليت سازگاري، مهارت‌هاي ارتباط زباني، توانائي حل مسئله، نقد، انديشه ورزي، روابط انساني، همكاري، مشاركت، درك جامع مناسبات انساني و... را نيز در دانشگاه بايد تمرين كند.

 آيا دانشي كه به او مي‌دهيم در مظان نقد است و فرصت آزمون براي او فراهم مي‌شود يا نه به‌عنوان يك امر متقن بايد آن را بپذيرد. به‌تعبير ديگر آيا كلاس درس دانشگاه به سئوال نمره مي‌دهد يا به پاسخ. اگر يك استاد راهنما در كلاس دانشگاه‌هاي ايران به دانشجو بگويد «من نمي‌دانم، اين طرح شماست و تو بايد به من استاد بگويي كه چه چيزي از اين طرح در مي‌آيد»، ممكن است براي شنونده خيلي سنگين باشد.

 اما اگر ناظر گفت‌وگوي يك استاد راهنما با دانشجوي مقطع دكترا باشيد در دانشگاه آكسفورد باشيد، وقتي دانشجو از استاد سئوال مي‌كند كه فكر مي‌كني اين تحقيق من به كجا مي‌رسد، استاد مي‌گويد من نمي‌دانم و تو تحقيق مي‌كني و وظيفه من نيست، وظيفه من اين است كه فقط تو را در روش پژوهش راهنمايي كنم.

 در ايران اين استاد از نظر دانشجويان، رئيس دانشگاه و همكاران چه نوع آدمي است؟ در دانشگاه اكسفورد استاد به راحتي مي‌تواند بگويد كه اين وظيفه تو – دانشجو- است، تويي كه بايد سئوالات و اطلاعات را بياوري، من فقط وظيفه راهنمايي دارم كه چگونه اين سئوالات و اطلاعات در يك پروسه علمي مي‌تواند مطرح شود و فرض‌هاي تحقيق شما چگونه مي‌تواند آزمون و نتايج تجزيه و تحليل شوند.

•  نقش محيط ‌هاي يادگيري در فرهنگ‌هاي مختلف را چگونه مي‌بينيد؟

- محيطهاي يادگيري در فرهنگ‌هاي مختلف متفاوت است، آيا محيط‌هاي يادگيري دانشگاهي به شكلي است كه دانشجو پس از پايان كلاس درس بلافاصله به خانه برمي‌گردد يا نه هنگامي كه يك كتابچه 200 صفحه‌اي مي‌دهند و مي‌گويند صرف‌نظر از واحدهاي درسي موظف، اين همه فرصت‌هاي يادگيري در دانشگاه وجود دارد، امروز وزير خارجه كشوري از آسيا، فردا رئيس‌جمهور سابق فلان كشور مي‌آيد و طي چند روز آينده انديشمندي از قاره آفريقا و يك كارشناس محيط‌زيست از آمريكا مي‌آيد و فردي مي‌آيد كه تجربه مسافرت به فضا را بازگو مي‌كند، هفته آينده بنيانگذار پاناسونيك اينجاست، ماه آينده كسي كه دغدغه محيط‌زيست جهاني دارد سخنراني خواهد داشت، يا مديرعامل شركت نيسان ميهمان دانشگاه است و تجربه مديريت راهبردي اين شركت را تجزيه و تحليل مي‌كند. يا اين كه به دانشجويان دانشكده روانشناسي اطلاع مي‌دهند كه شما مي‌توانيد واحدهاي درسي خودآموزي از دانشكده اقتصاد، مديريت يا بازرگاني بگيريد تا با مهارت‌هاي بازار و زندگي و اقتصاد بازار آشنا شويد.

نوع ديگري هم از فضا و محيط يادگيري وجود دارد كه پس از صبحانه، دانشجويان از خوابگاه با سرويس دولتي به محل دانشكده و تشكيل كلاس مي‌روند و بعد از پايان كلاس‌ها مجدداً آنها را با همان سرويس‌ها به محل خوابگاه منتقل مي‌شوند و حضور در كلاس تنها امكان آموختن و فرصت يادگيري در دانشگاه است.

وقتي از اين دانشجو سئوال مي‌شود چه مي‌خواني، از حافظ چه شعري بلدي، چه مجله‌اي مطالعه مي‌كني، آخرين فيلمي كه ديدي كدام است، آخرين كتابي كه خواندي چيست، چه حكايتي از سعدي را مي‌تواني فهم و تبيين كني؟، از تهران و ايران چه مي‌داني و اين جهان را چگونه مي‌شناسي؟ با تمدن ايران و اسلام چقدر آشنائي؟ چه كتاب تاريخي خوانده اي؟ چه تصويري از شرق يا غرب داري؟

البته پاسخ‌ها تفاوت‌ها را مشخص مي‌كند، وقتي چرايي اين مسائل مورد بررسي قرار مي‌گيرد، بحث‌هاي زيادي مطرح مي‌شود. اجمالاً منشاء اين تفاوت‌ها، قابليت اجتماعي، فرهنگي و به تعبير ديگر جنس تقاضاي اجتماعي براي گسترش دانشگاه است و كيفيت اين تقاضا بر كاركرد اين نهاد نيز تأثير دارد.

دانشگاه در جامعه ايران يك كالاي لوكس است و در برخي شرايطي دانشجو بودن منزلت اجتماعي بيشتري از فارغ‌التحصيل دانشگاه يا رشته خاصي دارد.

گاهي شما اگر دانشجوي دوره فوق‌ليسانس دانشگاه تهران باشيد بيشتر از يك فارغ‌التحصيل اين دانشگاه مورد توجه قرار مي‌گيريد. اما در جامعه ژاپن اين وضعيت كاملاً متفاوت است.

شما وقتي در ژاپن وارد دانشگاه مي‌شويد عموماً به‌دنبال اين موضوع هستيد كه اين كلاس امروز من آيا به درد فرداي شغلي‌ام مي‌خورد و از اين كلاس چه مي‌آموزم. هزينه‌اي كه پرداخته‌ام را فردا از كجا بايد پيدا كنم، اين سرمايه‌گذاري كجا برمي‌گردد. توجه دادن به اين كه وقت شما و هزينه صرف شده يك نوع سرمايه‌گذاري است و شما هر روز بايد بيانديشي كه اين سرمايه‌گذاري كجا بازخواهد گشت. يك نوع تفكر و نگاه است كه از نوع انتظار و تقاضا از دانشگاه و رابطه متقابل آن با محيط برمي‌خيزد.

•  اين طور استنباط مي‌شود كه هدف از آموزش‌ در دانشگاه‌هاي خارجي تبديل آن به ثروت ملي است؟

- به نكته بسيار مهمي اشاره كرديد، اين موضوع يكي از مهم‌ترين تفاوت‌ها است، معني اين حرف اين است كه ارزش افزوده زمان در جامعه چيست و چگونه اندازه‌گيري مي‌شود.

 به فرض اين كه آموزش عالي گسترش يافت، اما وقتي كه دانشجو و تقاضاي اجتماعي ورود به دانشگاه به اين ارزش افزوده فكر نمي‌كند، خيلي برايش مهم نيست كه صنايع بخواند يا اقتصاد، اقتصاد بخواند يا فلسفه. متأسفانه در اينجا دانشجو كمتر به اين ارزش افزوده مي‌انديشيد، در درجه اول مهم اين است كه در دانشگاه حضور داشته باشد.

 در واقع صورت مسئله به نوع ديگري تعريف شده است و ارزش افزوده زمان نكته‌اي است كه در آموزش عالي ما مغفول واقع شده است.در چنين شرايطي معلوم نيست گسترش آموزش عالي به افزايش توليد سرانه كشور كمك كند.

در جايي زمان عنصر اصلي ارزش افزوده است، وقتي زمان صرف يك كاري شد بايد جايي نمود داشته باشد. زمان بيشتر از پول اهميت دارد، زيرا پول را مي‌توان به دست آورد، اما زمان را نه، زمان ارزش افزوده بيشتري از سرمايه مادي دارد و مديريت آن به مراتب دشوارتر، پيچيده‌تر و قابل توجه‌تر و لازم‌تر از منابع مادي است.

 به همين علت دانشجويي كه وارد دانشگاه‌هاي خارجي مي‌شود اطلاعاتي مي‌گيرد و مي‌آموزد در مقابل شهريه‌اي كه مي‌پردازد چه چيزي به دست مي‌آورد و كجا و چگونه جبران هزينه‌ها خواهد شد. البته اين مسئله در سطح پايين مطرح است، در سطح بالاتر اين كه يك ساعتي كه در كلاس درس بودي، اگر جاي ديگري بودي چه اتفاقي مي‌افتاد.

 اين موضوع را شما از كدام استاد دردانشگاه‌هاي ايران مي‌شنويد كه وقتي دانشجو به سر كلاس آمد از او بپرسد كه يك ساعت با من درس داري، اگر اين يك ساعت را در جاي ديگري بودي چه اتفاقي مي‌افتاد؟ يا اصلاً اين سئوال را در ذهن دانشجو ايجاد كند تا او وادار به فكر كردن در اين زمينه شود.

البته فراموش نكنيد كه طرح اين سئوال و انديشيدن به پاسخ آن هم به جنس تقاضاي اجتماعي براي آموزش عالي برمي‌گردد. اگر هدف فقط دانشجو بودن باشد و پرستيژ اجتماعي آن، همين دانشجو بودن مي‌شود مقصد، در اين صورت شما حجم قابل توجهي از جابه‌جايي، تغيير رشته و تنوع در سنوات طي مسير اصلي تحصيل را در جمع دانشجويان نخواهيد داشت.

تغيير رشته در بيشتر دانشگاه‌هاي ايران حق دانشجو است، اما بحث خيلي جدي نيست و از طرفي بحث تغيير جا خيلي مطرح و مهم است. مهم اين است دانشجو به جايي برود كه راحت‌تر باشد، زيرا پذيرفته‌ايم كه ارزش افزوده زمان چندان مهم نيست، پس دانشجو ترجيح مي‌دهد به جايي برود كه دوره را به راحتي طي كند.

 علي‌القاعده تغيير رشته براي دانشجويان بايد مهم باشد، به‌طور مثال بايد ده‌ها دانشجو متقاضي تغيير رشته از اقتصاد به حقوق يا از كامپيوتر به صنايع يا برعكس باشند، چون دانشجو فكر مي‌كند به اشتباه رشته اقتصاد يا صنايع را انتخاب كرده است و به ارزش افزوده زمان فكر مي‌كند.

 عموماً دانشجويان ايراني به جز معدودي به حضور در دانشگاه قانع‌اند، به ويژه در جامعه‌اي كه دانشگاه‌ها رتبه‌بندي نشده‌اند و در بازار كار هم مداخله‌ مؤثري ندارند. مهم اين است شما دانشجو باشيد، اين كه در كدام دانشگاه و چه رشته‌اي تحصيل مي‌كنيد در درجه بعدي اهميت است. البته مكانيزم آن را هم بايد تسهيل كنيم.

اما در ژاپن يا انگليس و حتي چين در سالهاي اخير، اين موضوع كاملا متفاوت است، شما وقتي مي‌گوييد اكسفورد، اكسفورد يك برندي دارد و همين كه در دانشگاه اكسفورد يا پكن تحصيل مي‌كنيد، ارزش افزوده شهريه شما با فرمول اثربخش‌تري محاسبه مي‌شود.

 زيرا اين دانشگاه در آن جامعه رتبه خاصي دارد، اما در ايران هيچ تضميني وجود ندارد كه فارغ‌التحصيل دانشگاه معيني شغل ويژه‌اي پيدا كند، صرف تحصيل در يك دانشگاه خاص تضمين‌كننده اشتغال معيني نيست.

 اخيرا هم حتي رشته‌هاي تحصيلي خيلي تضمين‌كننده شغل مشخصي نيستند و نرخ بيكاري دامن فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي بالاتر را هم گرفته است. البته بيكاري پنهان و اشتغال با بهره وري پايين جاي بحث ديگري دارد.

به عبارت ديگر در ژاپن مشكل صندلي دانشگاه مطرح نيست، بلكه كاملا برعكس مشكل صندلي‌هاي خالي بدون دانشجو در دانشگاه است. از 10سال پيش كه جمعيت آن‌ها كم شده است، دانشگاه‌ها نيز با كمبود دانشجو مواجه شده‌اند. استادان دانشگاه‌ها براي جذب دانشجو به دبيرستان‌ها مي‌روند و با تشريح امكانات دانشگاه از جمله بورس، ‌وجود استادان خارجي و ارتباطات بين‌المللي دانشگاهي، به‌دنبال جذب دانشجو هستند.

نكته جالب اين‌كه با وجود صندلي‌هاي زياد براي تحصيل در ژاپن، آن‌ها به كنكور لقب «امتحان جهنمي» داده‌اند. ريشه اين تناقض در رتبه‌بندي دانشگاه‌ها است، دانشجويان درصددند به دانشگاه با رتبه بالاتري بروند، چون در اين صورت آينده شغلي آنها تضمين شده است و خطر بيكاري آنها را تهديد نمي‌كند.

معتبرترين شركت‌هاي ژاپن كه معمولا احتمال ريسك خيلي كمي از نظر ورشكستگي دارند نيروي كار خود را از 10دانشگاه اول ژاپن جذب مي‌كنند. رقابت براي ورود به دانشگاه نيست، رقابت براي رشته تحصيلي خاص و ورود به دانشگاه‌هاي با اولويت مشخصي است.

1 2



بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است