صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 11524                                               
مقدمه‌اي بر تئوريهاي كسب و كار خانوادگي
مقاله منبع
مقدمه‌اي بر تئوريهاي كسب و كار خانوادگي عنوان
مترجم: اميرحسين ملكي نويسنده
1389/11/03 تاريخ

اين مساله به خوبي درك شده است كه شركتهاي خانوادگي توجه كمي را در خلال ادبيات گسترده مديريت، خصوصا نسبت به توسعه تئوريهاي شركت به خود معطوف ساخته اند.

خلاصه
وزارت كار و امور اجتماعي مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

اين مساله به خوبي درك شده است كه شركتهاي خانوادگي توجه كمي را در خلال ادبيات گسترده مديريت، خصوصا نسبت به توسعه تئوريهاي شركت به خود معطوف ساخته اند. اين كم توجهي جاي تاسف دارد چراكه به عنوان سهم و خصوصا تعداد، كسب و كار خانوادگي نقش برجسته اي به عنوان يك سازمان اقتصادي در سراسر جهان دارد. (Beckhard and Dyer, 1983; Shanker and Astrachan, 1996). شكست تحقيقات در تشخيص، در بر گرفتن و وارد كردن كسب و كار خانوادگي به مسير اصلي تئوريهاي كارآفريني و مديريت ممكن است به نديده گرفتن فاكتورهايي منجر شود كه از سوي ديگر باعث شوند تا آن تئوريها باارزش تر و محكم تر شوند. به علاوه ، اين مسامحه ممكن است به معناي آن باشد كه تئوريهايي كه عرضه شدند، براي طيف وسيعي از سازمانهايي كه در جهان  وجود دارند يا در آينده به وجود خواهند آمد، كاربرد نداشته باشد. در نهايت، كسب وكار خانوادگي ممكن است  به ويژه موارد جذابي براي مطالعه پديده هاي سازماني را عرضه كند. اميد است اين موضوع خاص بتواند به پر كردن اين خلاء كمك كند.

در مقدمه اي كه در اين نشريه -Journal of Business Venturing- براي كسب و كار خانوادگي آمده است، ابتدا بر روي چگونگي رابطه تحقيقات كسب و كار خانوادگي و تحقيقات كارآفريني بحث مي كنيم. سپس ما پيش زمينه اي را كه منجر به توسعه اين موضوع خاص مي گردد را مي آوريم. بعد از آن يك زمينه تئوريك براي مطالعه كسب و كار خانوادگي و يك مقدمه مختصر از مقالات و تفاسير پيرامون اين موضوع را عرضه مي كنيم.

  • 1. رابطه بين تحقيقات كسب و كار خانوادگي و تحقيقات كارآفريني

در يكي از مقالات اخير Gartner (2001) سوال مي كند كه آيا راه تئوريكي براي وجود رابطه بين تحقيقات كارآفريني و كسب و كار خانوادگي وجود دارد. ما اعتقاد داريم كه وجود دارد. اول، بسياري از بنگاه هاي جديد با حضور خانواده ايجاد مي شوند و با سرمايه گذاري و نيروي انساني آنها شكل مي گيرد. مطالعه اخير بنگاه هاي جديد كه از مركز توسعه كسب و كار توسط Chrisman  و ديگران (2002) گرفته شده است، پيشنهاد مي كنند تقريبا 80 درصد اين بنگاه ها ويژگيهاي شركتهاي خانوادگي را نشان مي دهند كه توسط Chua  و ديگران  (1999) تعريف شده است. ما گمان مي كينم اين نسبت ممكن است در ديگر بخشهاي جهان حتي بالاتر هم باشد. دلايلي براي حضور گسترده خانواده در تاسيس بنگاه جديد بايد وجود داشته باشد. باالطبع، اگر تئوريهاي كارآفريني حضور خانواده را ناديده بگيرد، آنها ممكن است عوامل مهم رابطه خانواده با كارآفريني را از دست بدهند. مشكل مي توان يك تئوري كارآفريني را توسعه داد اگر به گوناگوني سازمانها نگاه نكنيم (Aldrich, 1999, p.1) . ما تصديق مي كنيم كه تحقيقات موجود در كارآفريني، كلا شركتهاي خانوادگي را ناديده نمي گيرند. به هر حال، ما گمان مي كنيم يك نگاه فوق العاده گزينشي وجود دارد كه بعد خانواده را ناديده مي گيرد.

دوم، همانطور كه Chrisman  و ديگران  (1998) بحث مي كنند، كارآفريني يك موضوع ويژه در مديريت استراتژيك است كه در آن تاسيس بنگاه، نوسازي سازماني و نوآوري (Sharma and Chrisman, 1999) ، فعاليتهاي استراتژي هستند كه كار آنها هماهنگي بين فرصت و منابع مي باشد. تعداد كمي تصميمات استراتژيك فقط با توجه به زمينه اقتصادي آن گرفته مي شود، ارزشها و آرزوهاي مالكان و مديران عالي نقشي اساسي ايفا مي كنند  (Andrews, 1971). زماني كه حساب و كتاب انسان براي تاسيس يك بنگاه جديد به طور اساسي به سوددهي و عواملي تعيين كنند توجه دارد، همچنين نيازهايي وجود دارد كه به وسيله دلار و سنت حاصل نمي شود. بنابراين كسب وكارها براي تامين نيازهاي اساسي انسان براي ساختن و افزودن چيزي و اخذ ارزش براي انجام كار شروع مي شوند. كسب و كارهاي خانوادگي كه واقعيت هاي زندگي سازماني اقتصادي و غير اقتصادي را به صورت واضحي با هم مي آورد، محلي ويژه را براي درك چگونگي اتصال ملاحضات اقتصادي و غيراقتصادي كه بر تصميمات استراتژيك اثر مي گذاري، ارائه مي كند.

سوم، در مطالعه Selznick (1957) كارآفرينان كسب و كار خانوادگي در اينكه به دنبال ساختن كسب و كاري هستند كه همچنين يك نهاد خانوادگي باشد، يگانه هستند. چگونگي رفتن تاسيس كنندگان كسب و كار خانوادگي به سمت تاسيس و توسعه سازمانها براي هدف خلق يك ميراث ماندگار خانوادگي و ارزش اقتصادي بايد مورد توجه بحث كارآفريني قرار گيرد. باثبات كردن اين ميراث نيازمند اين است كه توسط جانشينان خانواده مديريت شود. اين به منزله آن است كه در كنار الزام براي جايگزيني كارآفرينان موسس، خيلي اوقات مستلزم تغيير در استراتژي و ساختار نيز مي باشد. اين تغييرات ممكن است نياز به توانايي نو شدن (Stinchombe, 1965) چندباره با يك معني عميق براي بقا و رشد سازماني داشته باشد. بنابراين، در ديدگاه ما براي دفاع در مورد اينكه جانشيني در بسياري از اوقات يك مشكل كارآفرينانه است گستردگي زيادي وجود ندارد [1].

در نهايت Tan and Fock (2001)  نشان دادند كه تعيين يك رهبر كارآفرينانه ممكن است كليد موفقيت در جانشيني شركت خانوادگي باشد. بنابراين شركتهاي خانوادگي ممكن است يك زمينه مناسب براي امتحان كردن تئوريها درباره مشخصات كارآفرينان و درك كردن چگونگي توسعه اين ويژگيها  باشند. بطور خلاصه، داده ها نشان مي دهند كه سهم قابل توجهي از بنگاه هاي جديد، با حضور خانواده تاسيس مي گردند. خانواده ها فعاليتهاي كارآفرينانه را از طريق ارزشها و آرزوها تحت تاثير قرار مي دهند. آنها بايد كارآفريني محوري را در نسلها تقويت كنند تا به هدفشان، يعني خلق ميراث ماندگار خانوادگي دست يابند. از طرف ديگر، كارآفريني نياز دارد تا بفهمد منابع خانوادگي چگونه مي تواند بكار انداخته شود و حضور خانواده چگونه مي تواند بر نوع بنگاه تاسيسي اثر گذارد و چگونه عملكرد بنگاه آغاز مي شود.  بنابراين، ما پتانسيل براي يك ارتباط وابسته بين تحقيق كارآفريني و كسب و كار خانوادگي مي بينيم.

  • 2. پيش زمينه موضوع ويژه

اين موضوع ويژه بخشي از كنفرانسي است كه در 28 و 29 سبتامر 2001 در دانشگاه آلبرتاي ادمونتون برگزار شد را بيان مي كند. اين همايش كه توسط دانشگاه آلبرتا، دانشگاه كلگيري و دانشكده وارتون دانشگاه پنسيلوانيا حمايت مي شود، اولين دوره اي بود كه قرار است هر سال برگزار گردد. اين كنفرانس تعداد محدودي از دانش پژوهان از تمامي رشته ها مانند مديريت استراتژيك، اقتصاد، مردم شناسي، تئوري سازمان، مالي، كارآفريني و ... و همچنين چند تن از صاحب نظران در زمينه مديريت كسب و كار خانوادگي را گرد هم آورد. هدف تشويق كاربرد تئوريهاي اصلي سازمانها براي مطالعه كسب و كار خانوادگي بود. ما اعتقاد داشتيم اين امر موجب پيشرفت تئوريهاي شركت و هم درك بهتر تركيب بيشتر سازمانها در جهان گردد. براي اجراي آن، ما از صاحب نظران مختلف دعوت كرديم تا با توجه به ديدگاه تخصصي خود، مقاله اي درباره كسب و كار خانوادگي ارائه دهند.
مطالبي كه در اين موضوع ويژه وجود دارد، مجموعه اي از مقالات و تفاسير كه در همايش ارائه شد را نشان مي دهد. همه اين مقالات از يك فرايند بازبيني كه توسط ويراستاران مهمان انجام شد، گذشته اند. بيشتر مقالات و تفاسيري كه در اينجا آمده است براي چاپ پذيرفته شده اند و انتخاب نهايي كه از ميان مقالات پذيرفته شده توسط ويراستاران مهمان انجام شد، بر اساس شايستگي بود. ادامه اين مقدمه به خلاصه اي از مطالبي كه در اين مقالات و تفاسير آمده است اختصاص يافته.

  • 3. مطالب و مفاهيم موضوع ويژه

حضور خانواده براي بررسي در تحقيقات بر روي كسب و كارهاي جديد و موجود با ارزش است اگر اين حضور منجر به رفتارها و برون دادهاي متفاوتي نسبت به زماني كه خانواده حضور ندارد شود. به عنوان نتيجه، در ديدگاه ما، تحقيقات تئوريك در كسب و كار خانوادگي اين يگانگي را بايد بيان كند. چگونگي اين يگانگي بايد با توجه به سوالات زير مطرح گردد:

1. آيا شركتهاي خانوادگي از نظر منابع شان، رفتارها و تصميمات، با شركتهاي غير خانوادگي متفاوت هستند؟ اگر متفاوت است، اين تفاوت چرا و چگونه است؟

2. آيا اين تفاوت منجر به مزيت رقابتي يا عدم مزيت رقابتي كه بر رسيدن به اهداف سازماني اثر مي گذارد، مي شود؟

مقالات و تفاسير كه در اين موضوع ويژه درج شده به هر دو سوال پاسخ داده است. مقالات Habbershon  و ديگران (2003)  به بررسي جنبه مثبت حضور خانواده بوسيله تركيب كردن ديدگاه منبع محور (RBV) شركت با تئوري سيستم  مي پردازد. آنها يك كسب و كار خانوادگي را به عنوان يك سيستم تعاملي متشكل از، افراد، يك خانواده و يك شركت تعريف مي كنند. آنها پيشنهاد يك نقش تعريفي براي شركت خانوادگي را مي كنند و به استدلال هم افزايي هاي سيستمي خلق شده بوسيله خويشاوندي و چگونگي منجر شدن آنها به مزيت رقابتي و خلق ثروت مي پردازند. ما اعتقاد داريم اين معيارها –يگانگي، تجزيه ناپذيري و همكاري – تا قبل از اين در كنار هم  نيامده اند. آنها استانداردي را تعيين كرده اند كه كاربردهاي آينده  ديدگاه منبع محور (RBV) در تحقيقات كسب و كار خانوادگي ممكن است به آن برسد: آن منابعي كه به قول معروف براي تشخيص شركتهاي خانوادگي از غير خانوادگي هستند بايد يگانه، جدانشدني و هم افزا باشند. همينطور، آنها يك بستر تئوريك براي توضيح چگونگي تفاوت شركتهاي خانوادگي با غير خانوادگي و اينكه چگونه اين تفاوت ممكن است خود را در مزيتهاي رقابتي پايدار نشان دهد، فراهم مي كنند.

تفسيري كه توسط Chrisman  و ديگران  (2003)  ارائه شد، نشان داد كه چارچوب تئوريك Habbershon  و ديگران (2003) مي تواند بطور گسترده تري با جايگزيني حداكثرسازي ثروت به جاي حداكثرسازي ارزش به عنوان هدف غالب شركتهاي خانوادگي، كاربرد بيشتري داشته باشد. علاوه بر اين، تعريف مفهوم "سياست هاي تعيين ارزش" Chrisman و ديگران نشان مي دهد چگونه مفاهيم تئوري سيستم هايHabbershon  و ديگران (2003)، مي تواند به توضيحي در مورد بقاي بلندمدت و رشد كسب و كار به عنوان يك كسب و كار خانوادگي كمك كند.

Schulze و ديگران (2003)  يك بحث مفصل در مورد اينكه چگونه نوعدوستي و خويشتنداري مي تواند مسبب و يا پيچيده كننده مشكلات عوامل در شركت خانوادگي شود، عرضه كرده است. همينطور، آنها يك منطق تئوريك خاص براي تفاوت بين شركتهاي خانوادگي و غير خانوادگي برحسب رفتار و عملكرد آنها ارائه مي كنند. مشكلات خويشتنداري زماني بروز مي كند كه مديران مالك انگيزه دارند تا تصميماتي با نتايج مخالف براي خود و ديگر مالكان بگيرند. مشكلات نوع دوستي آنهايي هستند كه مديران مالك، با تلاش براي كمك به ديگران (براي مثال بچه ها) آنها را تشويق به باري به هر جهت بودن، وقفه ايجاد كردن، و شانه خالي كردن مي كنند. آنها مي گويند اين مشكلات عاملي نمي توانند به آساني با مشوقهاي اقتصادي كنترل شوند و در نتيجه ممكن است نسبت به مشكلات عاملي شركتهاي غير خانوادگي سخت تر حل مي شوند. شواهد واقعي آنها كلا اين فرضيه آنها را تاييد مي كند. ما عقيده داريم مقاله Schulze و ديگران مهم است و احتمالا با توجه به تبعات منفي كه به نوع دوستي نسبت مي دهند، منجر به بحث هاي زياد و تحقيقات آتي مي گردد [2].

تفسير Greenwood (2003) چند فرضيه اصلي تئوري عامل را روشن مي كند و به بررسي اعتبار آنها در زمينه شركتهاي خانوادگي مي پردازد. او نتيجه مي گيرد كه تئوري عامل با اينكه در مقياس توضيحي محدود است، در ايجاد بينش جديد توانا و محكم است. Greenwood همچنين بيان مي كند كه، با اينكه استدلالي است، مطالعه Schulz و ديگران (2003) بطور مستقيم هزينه هاي عامل در شركتهاي خانوادگي را نشان نمي دهد، فقط رابطه بين مكانيزم هايي كه به كنترل هزينه هاي عامل تحت شرايط و عملكرد خاص مي پردازند را اندازه گيري مي كند. ما هم اين حرف Greenwood را تاييد مي كنيم كه بايد براي سوال در مورد عامل شركتهاي خانوادگي تحقيقات بيشتري انجام شود، خصوصا تحقيقي كه به مقايسه پيشينه، وقوع و پي آمد عامل در شركتهاي خانوادگي در مقابل شركت هاي غير خانوادگي بپردازد.

در مقابل، Zahra (2003) به صورت تئوريك و عملي نشان مي دهد كه نوع دوستي، با نشان دادن خود به صورت نظارت (Davis و ديگران 1997)، مي تواند به صورت مثبتي تصميمات استراتژيك را تحت تاثير قرار دهد، در اين موضوع تصميماتي براي رقابت در سطح بين المللي. اگرچه نظارت پيشينه اي طولاني در مطالعات مذهبي (Griffin, 1960) دارد و يك اصل مسلم در قانون است، به ويژه نسبت به رابطه بين مديران و سهام داران (Toronto Stock Exchange Committee on Corporate Governance in Canada, 1994 )، دانشمندان مديريت به تازگي به آن توجه نموده اند. موضوعات مفهومي بسياري وجود دارد كه نياز به تحليل دارند. براي مثال، آيا نظارت نياز به فارغ از خود شدن، خويشتن داري يا نوع دوستي دارد؟ تا چه حد اين فرض درست است كه رضايت مديران با موفقيت سازمان رابطه دارد؟ Zahra (2003) مي گويد، تئوري مالي پيشنهاد مي كند زماني كه يك شركت بوسيله به وسيله وام تامين مالي مي شود، ديگر حداكثر كردن ارزش شركت به معناي حداكثر سازي سهام داران نيست. اين گواه عملي كه از تئوري جديد در زمينه كسب و كار خانوادگي حمايت مي كند يك پيشرفت مهم است زيرا نوع دوستي ممكن است نيروي مهمي براي جداسازي شركتهاي خانوادگي از شركتهاي غيرخانوادگي باشد. مطالعهZahra  نشان داد رفتار نوع دوستانه مي تواند يك نيروي مثبت براي شركت باشد، حتي اگر با توجه به پيشنهاد Schulze و ديگران (2003) منجر به تبعات از قبل برنامه ريزي نشده منفي شود.

 (Miller  و ديگران 2003) يك چارچوب زيبا براي طبقه بندي چگونگي تفاوت جانشينان كسب و كار خانوادگي از نظر تداوم استرتژي، سازمان و طرز اداره در محيط هاي كسب و كار مختلف ارائه دادند. اگرچه چند بعدي بودن جانشينان شركتهاي خانوادگي قبلا بحث شد ( Drozdow, 1998) ،  (Miller  و ديگران 2003) آن را با دقت بيشتري بررسي كردند و يك مدرك سيستماتيك در رابطه با اينكه چگونه ناهماهنگي بين اين ابعاد مي تواند منجر به موفقيت در كسب و كار گردد، ارائه دادند. Miller  و ديگران سپس به ما كمك كردند تا بفهميم كه چگونه و چه زماني پويايي، فرهنگ، روش اداره و رهبري خانواده، مي تواند موجب اتخاد تركيبات نامناسبي از ابعاد جانشيني گردد. با يكي كردن تحليل پويايي و فرهنگ خانواده، Miller و ديگران نشان دادند كه چگونه جانشيني در شركت هاي خانودگي با شركت هاي غير خانوادگي متفاوت است. با اينكه مطالعه فقط به تلاشهاي ناموفق نگاه مي كند، نقطه خوبي براي حركت به سوي توسعه يك مدل پيشگويانه جانشينان شركت خانوادگي ارائه مي كند.

در مقاله آخر پيرامون موضوع ويژه، (Mitchell  و ديگران 2003) هزينه معامله و تئوريهاي شناختي را با هم تركيب كردند تا نظريه شناختي معامله را براي مطالعه الگوي تفكر كاركنان ناخويشاند در مجموعه كسب و كار خانوادگي ارائه دهند. بوسيله شناسايي منبع و انواع معاملات شناختي كه براي فعاليتهاي اقتصادي لازم هستند،Mitchell  و ديگران به ما يك ابزار بالقوه و قدرتمند براي شناختن بهبود، انتقال و استفاده از دانش در شركتهاي خانوادگي را داده اند. براي مثال، در سطح خيلي ابتدايي، تئوري شناختي معامله، اين تئوري نشان مي دهد به سبب شناختها به ارتباط برقراركردن با مشكلات تعاملي عقلانيت محدود، فرصت گرايي و اختصاصي بودن كار در دو زمينه به جاي يك زمينه نياز داشت، حضور خانواده پيچيدگي يك كسب و كار را به طرز "فاكتوريلي" بالا مي برد، همانطور كه در قبل نيز فرض شده است. علاوه بر اين، هر چه تعداد شناختهاي لازم براي معاملات، پيچيدگي را بيشتر مي كند، تعداد شناختها در شركت خانوادگي پتانسيل براي بهبود كل قسمتهاي منابع دانش كه نمي تواند در شركتهاي غير خانوادگي وجود داشته باشد، را بيشتر مي نمايد. اگر ما بخواهيم به درستي بدانيم كه چگونه حضور خانواده منابع و قابليتهاي يگانه اي را خلق مي كند، ما بايد علاوه بر اجزا به مطالعه معاملات و فرايندها بپردازيم. Mitchell  و ديگران به ما مدلي داده اند كه نويد پر كردن خلاء مهم در تحقيقات كسب و كار خانوادگي را مي دهد.

تفسير (Astrachan and Keyt 2003) مطالعات Mitchell  و ديگران را با ديگر ادبيات كسب و كار خانوادگي تركيب مي كند. آنها بيان مي كنند كه Mitchell  و ديگران يك جهت گيري تئوريك يگانه به مبحث كسب و كار خانوادگي دارند كه مي تواند به ما در مورد پديده هاي مشخص درك بهتري ارائه كند. Astrachan and Keyt همچنين راه هاي نويد بخشي راجع به تئوري شناختي معاملات كه ممكن است به خلق نظريه هاي جديد و شايد ثمر بخش تر براي نسل آينده دانش منجر شود، ارائه داده اند. براي مثال آنها پيشنهاد مي كنند كه اين امر امكان پذير است كه روش اداره كسب و كار خانوادگي را با شناختهاي معاملات با دقت بهتري مطالعه نمود. در نهايت اين محققان پيشنهاد اصلاحات زيادي در مورد تئوري Mitchell  و ديگران مي دهند، مانند بهبود يك سلسله مراتب شناختها و گنجايش مشخص شناختهاي تملك به درون مدل تئوريك.

  • 4. نتيجه گيري

با دعوت از دانشمندان براي بررسي كردن شركت خانوادگي از ديدگاه هاي مختلف، ما اعتقاد داريم اين موضوع ويژه، جهت هاي جديد زيادي براي توسعه تئوري و تحقيق پيشنهاد مي كند. در پايان، تحقيق هميشه سوالات را بيشتر مي كند، به جاي آنكه پاسخ دهد. اساسي ترين اين سوالات، اين است كه آيا كسب و كار خانوادگي با كسب و كار غير خانوادگي فرق دارد و اگر اينگونه است، به چه صورت و با چه اثراتي. مولفان مقالات و تفاسير در اين موضوع ويژه مدارك و شواهد تئوريك و عملي را ارائه نموده اند كه نشان مي دهد، آنها با هم فرق دارند و اين تفاوتها باعث برون دادهاي متفاوتي نيز مي شود. به هرحال، حتي اگر بيشتر از اين مدارك و شواهد سيستماتيك و قاتع درباره اين قبيل تفاوتها داشته باشيم، تئوريهاي ما درباره شركتهاي خانوادگي حدسي خواهد بود. بنابراين، سوالات اساسي درباره برخورد، علل و پي آمدهاي يگانگي محتمل شركتهاي خانوادگي شناسايي شده در اين موضوع ويژه، بايد جزو اولويتها تحقيقي ما در آينده قرار گيرد.

 [1] همين را مي توان براي حرفه اي شدن گفت، مساله اي كه با مديريت كسب و كار خانوادگي در ارتباط است. حرفه اي شدن ذاتا مستلزم حركت از مرحله اول به مرحله دوم سازمان است (Scott, 1971) . بعضي تغييرات ساختاري مهم معمولا بوسيله عدم توانايي سازمان در بهره برداري موثر از فرصتهاي بازار با ساختار جاري آن ايجاد مي گردند ( Hofer and Charan, 1984)و دوباره، به توانايي نوشدن كه تصميمات كارآفرينانه را مي طليد، نياز دارد.

 [2]براي مثال كارهاي اخير نشان مي دهد، در موارد خاص، نوع دوستي، شانه خالي كردن را كنترل مي كند. (Wu, 2001)



حركت به چپ
حركت به راست


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است