صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 6766                                               
هوش معنوي
مقاله منبع
هوش معنوي عنوان
ساسان قاسمي - سميه محمدي شاهيوردي نويسنده
1392/11/01 تاريخ

يكي از مسائل مهم در حوزه كسب‌وكار موضوع سرمايه‌هاي معنوي است. در سال‌هاي اخير شواهد علمي فراواني مبني بر وجود هوشي با نام «SQ» يا هوش معنوي به دست آمده است.

خلاصه
روزنامه دنياي اقتصاد مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

يكي از مسائل مهم در حوزه كسب‌وكار موضوع سرمايه‌هاي معنوي است. در سال‌هاي اخير شواهد علمي فراواني مبني بر وجود هوشي با نام «SQ» يا هوش معنوي به دست آمده است.
اين هوش در ارتباط با مسائلي است كه ما به آنها اعتقاد داريم و نقش باورها، عقايد و ارزش‌ها را در فعاليت‌هايي كه برعهده مي‌گيريم، مدنظر قرار مي‌دهد. محققان هوش معنوي را به شكل‌هاي متفاوتي تعريف كرده‌اند كه تمام اين تعاريف به مساله انعطاف‌پذيري در برابر تغييرات، درس گرفتن از شكست‌ها، داشتن معنا و هدف در كارها و فعاليت‌ها، خلاقيت، نوآوري و توسعه سازمان و خودآگاهي اشاره مي‌كنند. هوش معنوي زماني خود را نشان مي‌دهد كه افراد بتوانند زندگي خود و تمام كارها و فعاليت‌هايشان را با معنويت تلفيق كنند.

در واقع هوش معنوي ظرفيتي است براي پرسيدن سوالات غايي درخصوص معناي زندگي، ظرفيتي است براي ارتباطات بين افراد و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنند. اين هوش، توانايي به‌كارگيري ارزش‌ها و كيفيت‌هاي معنوي است؛ به‌طوري‌كه منجر به ارتقاي سلامت روحي و جسمي افراد شود. براي روشن‌تر شدن اين مفهوم ابتدا به تعريف انواع هوش مي‌پردازيم. هوش افراد به چهار نوع تقسيم مي‌شود:
PQ يا هوش جسماني يعني توانايي استفاده از اشيا و كنترل ماهرانه بدن كه بر اساس سيستم‌هاي عصبي مغز مشخص مي‌شوند. در واقع اين هوش ابتدايي‌ترين كانون توجه ما را به خود اختصاص مي‌دهد.

IQ همان هوش عقلاني است كه مربوط به مهارت‌هاي منطقي، حل مساله رياضي و مهارت‌هاي زبان شناسي افراد است كه بيش از ساير هوش‌ها به‌عنوان ملاك موفقيت آموزشي محسوب مي‌شود.
 EQ يا هوش عاطفي يا هيجاني هوشي است كه به افراد كمك مي‌كند تا به مديريت و كنترل عواطف خود و ديگران بپردازند و تعيين كننده موفقيت حرفه‌اي و شخصي افرد است.

اين هوش به افراد در برقراري ارتباط با ديگران كمك مي‌كند؛ اما آخرين لايه، مربوط به هوش معنوي يا SQ است كه برخلاف هوش عقلاني(IQ) كه امروزه در كامپيوترها هم مشاهده مي‌شود و نيز هوش عاطفي(EQ) كه در برخي از پستانداران رده بالا ديده مي‌شود، اين هوش مختص انسان است و براي حل مسائل مفهومي و ارزشي استفاده مي‌شود. SQ در ارتباط با تمام چيزهايي است كه ما به آنها اعتقاد و باور داريم و منجر به حفظ تعادل فكري و آرامش دروني و بيروني و عملكرد همراه با مهرباني و ملايمت مي‌شود. مي‌توان سطوح مختلف هوش را در يك هرم به صورت زير نشان داد:

اين هرم نشان‌دهنده اين مساله است زماني كه يك نوزاد به دنيا مي‌آيد ابتدا بر روي كنترل بدن خود؛ يعني PQ تمركز مي‌كند سپس مهارت‌هاي عقلايي و مفهومي او توسعه مي‌يابند(IQ) و تمركز اصلي در مدرسه بر روي همين نوع از هوش است؛ اما بعد از مدتي كه افراد پي بردند كه نياز به بهبود روابط عاطفي و ارتباط با ديگران دارند، هوش عاطفي پر رنگ مي‌شود و در نهايت SQ يا هوش معنوي زماني مورد توجه قرار مي‌گيرد كه فرد به جست‌وجوي معنا و مفهوم زندگي خويش مي‌گردد و از خود مي‌پرسد «آيا اين، همه آن چيزي است كه وجود دارد؟» هوش عاطفي و معنوي با هم در ارتباط هستند. در واقع افراد براي رشد موفق هوش معنوي خود به برخي از پايه‌هاي هوش عاطفي نيازمندند؛ به عبارت ديگر درجه‌اي از خود آگاهي عاطفي و همدلي پايه و اساس مهمي براي رشد هوش معنوي است كه منجر به آشكار شدن و تقويت آن مي‌شود و تقويت هوش معنوي نيز منجر به تقويت و رشد بيشتر هوش عاطفي مي‌شود.

مديراني كه از هوش معنوي قوي‌تري برخوردار هستند، نسبت به تغيير، منعطف‌تر بوده و به دنبال هدف و معنا براي سازمان خود هستند. اين افراد از ذهنيت وفور برخوردارند؛ يعني باور دارند كه منابع كافي براي همه وجود دارد و نياز به رقابت نيست. در نتيجه افراد در اين گونه سازمان‌ها راحت‌تر به يكديگر اعتماد مي‌كنند، اطلاعاتشان را به مشاركت مي‌گذارند، با همكاران و اعضاي گروهشان هماهنگ مي‌شوند، براي توانمند‌سازي يكديگر تلاش مي‌كنند و در موقعيت‌هاي تعارض از استراتژي‌هاي همكاري برد – برد استفاده مي‌كنند.

چند اصل براي تشخيص هوش معنوي وجود دارد كه شامل
1) خود آگاهي: آگاهي از آنچه باور دارم و آنچه عميقا به من انگيزه مي‌دهد. 2)زندگي در لحظه: 3) داشتن چشم‌انداز: اقدام براساس اصول و اعتقادات عميق.4) كل‌گرايي: ديدن الگوهاي بزرگ‌تر، روابط و ارتباطات و داشتن احساس تعلق. 5) شفقت: داشتن احساس همراه با همدلي عميق. 6) تجليل از تنوع: ارزش نهادن به افراد به خاطر تفاوت‌هاي آنها.7) استقلال داشتن: ايستادن در برابر جمعيت و ابراز عقايد خود. 8) تواضع: داشتن اين برداشت از مكان واقعي خود در جهان: «حس بودن يك بازيكن در يك نمايش بسيار بزرگ‌تر.» 9) گرايش به درخواست‌هاي اساسي همراه با پرسيدن سوال چرا؟: نياز به درك همه چيز و سپس رسيدن
 به پايين‌تر از آنها.


پاورقي‌ها
1-  Physical  Quotient
2-  Intelligence Quotient
3-  Emotional Quotient
4-  Spiritual Quotient
5-  Spontaneity



حركت به چپ
حركت به راست


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است