صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 1819                                               
بيراهه پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري فيل سفيد
پژوهش منبع
بيراهه پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري فيل سفيد عنوان
جيمز رابينسون و راگنار تورويك- دكتر جعفر خيرخواهان نويسنده
1387/02/17 تاريخ

معمولا چنين تصور مي‌شود كه علت اصلي توسعه نيافتگي، كمبود سرمايه‌گذاري‌ها است و بسياري از تئوري‌هاي اقتصاد سياسي هم اين باور را تاييد مي‌كنند.

خلاصه
روزنامه دنياي اقتصاد 16/02/87 مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

ريشه واژه «فيل سفيد» به سال 1851 باز مي‌گردد كه شاه كشور سيام، يكي از فيل هاي مقدس سپيد موي را به يكي از درباريان هديه داد. اين هديه كه به ظاهر مايه سرافرازي و افتخار بود در واقعيت امر به مصيبتي براي فرد دريافت‌كننده هديه تبديل شد؛ چرا كه هزينه نگهداري و مراقبت درست از فيل، فرد را خانه خراب مي‌كرد

معمولا چنين تصور مي‌شود که علت اصلي توسعه نيافتگي، کمبود سرمايه‌گذاري است و بسياري از تئوري هاي اقتصاد سياسي هم اين باور را ترويج مي‌كنند. در عين حال شاهد هستيم كه سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار زيادي در کشورهاي درحال توسعه به خصوص كشورهاي صادركننده نفت صورت گرفته است كه به رشد اقتصادي منتهي نشده است

استدلال مقاله اين است كه پروژه‌هاي فيل سفيد بيش از آنكه پديده‌اي اقتصادي باشند، مبناي سياسي دارند. برخي سياستمداران وجود دارند كه از اين پروژه‌ها براي راضي نگهداشتن هواداران خويش استفاده مي‌كنند. ريشه واژه «فيل سفيد» به سال 1851 باز مي‌گردد كه شاه كشور سيام (برمه سابق)، يكي از فيل هاي مقدس سپيد موي (زال مانند) را به يكي از درباريان كه از چشم شاه افتاده بود، هديه داد.

اين هديه كه به ظاهر مايه سرافرازي و افتخار بود در واقعيت امر به مصيبتي براي فرد دريافت‌كننده هديه تبديل شد؛ چرا كه هزينه نگهداري و مراقبت درست از فيل، فرد را خانه خراب مي‌كرد. در ادبيات اقتصاد سياسي، فيل سفيد به آن دسته از پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري اطلاق مي‌شود كه گران به دست مي‌آيند؛ ولي كم مصرف و بي فايده هستند.

معمولا چنين تصور مي‌شود که علت اصلي توسعه نيافتگي، کمبود سرمايه‌گذاري است و بسياري از تئوري هاي اقتصاد سياسي هم اين باور را ترويج مي‌كنند. در عين حال شاهد هستيم كه سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار زيادي در کشورهاي درحال توسعه به خصوص كشورهاي صادركننده نفت صورت گرفته است كه به رشد اقتصادي منتهي نشده است.

بنابراين اقتصاددانان نه فقط لازم است علل پايين بودن نرخ سرمايه‌گذاري را توضيح دهند، بلکه بايد دلايل تخصيص نامناسب و بهره‌وري پايين سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده را نيز روشن سازند.

مثال متعارف اين سرمايه‌گذاري‌هاي غلط، ساخت فيل‌هاي سفيد (يا پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري با بازده اجتماعي منفي) است. در اين مقاله، با معرفي تئوري فيل سفيد براي تبيين اين قضيه، خواهيم ديد سرمايه‌گذاري فيل سفيد يک نوع به‌خصوص از سياست‌هاي ناكارآي بازتوزيعي است که از جنبه سياسي جذابيت پيدا مي‌كند. هنگامي كه سياستمداران متوجه مي‌شوند دادن وعده‌هاي معتبر به حاميانشان دشوار است.

همچنين نشان داده مي‌شود در واقع ناكارآيي چنين پروژه‌هايي است که آنها را به لحاظ سياسي جذاب مي‌سازد. علت آن است كه فقط به برخي سياستمداران اجازه مي‌دهد وعده‌هاي معتبري براي احداث اين پروژه‌ها بدهند و بنابراين وارد يك بازي وعده بازتوزيعي معتبر و باوركردني با هواداران خويش شوند. اين واقعيت که همه سياستمداران مطمئنا نمي‌توانند مسووليت چنين پروژه‌هايي را بپذيرند به سياستمداراني كه «مي‌توانند» امتيازي استراتژيک خواهد داد.

پروژه‌هاي مفيد اجتماعي چنين ويژگي‌هايي ندارند؛ چون همه سياستمداران مي‌توانند اقدام به ساخت آنها کنند و بنابراين تاثير يكسويه‌اي بر دستاوردهاي سياسي نمي‌گذارند.

مقاله نشان خواهد داد که پروژه‌هاي فيل سفيد، به پروژه‌هاي مفيد اجتماعي ترجيح داده مي‌شوند؛ اگر منافع سياسي آنها در مقايسه با مازاد ايجاد شده پروژه‌هاي مفيد و كارآ بيشتر باشد.

عوامل غيرسياسي ديگري نيز باعث مي‌شود تا با پروژه‌هاي بسيار بزرگ (فيل سفيد) مواجه شويم، پروژه‌هايي كه از نظر تحليل هزينه – فايده كاملا زيانده و غيراقتصادي هستند:

  1. جدول زماني اجراي پروژه بيش از حد خوش بينانه تهيه شده باشد.
  2. هزينه‌هاي اجراي پروژه بسيار پايين برآورد شده باشد.
  3. ميزان منافع حاصل از پروژه، مثلا تعداد متقاضيان و مشتريان بيش از حد واقع تخمين زده شده است.

به نظر مي‌رسد کشورهاي در حال توسعه با آفت تخصيص به‌شدت غيربهينه منابع روبه‌رو هستند. شاهد اين مدعا كارهاي اقتصادسنجي است که نشانگر فاصله زياد بهره‌وري كل عوامل توليد در بين کشورهاي غني و فقير است و نيز مطالعات موردي متعدد درباره شدت رانت جويي، رشد اندازه بخش‌هاي غيررسمي و شركت‌هاي شبه دولتي ناکارآ در كشورهاي در حال توسعه.

همچنين به نظر مي‌رسد بسياري از اين اختلالات را سياستمداران و دولت‌ها بوجود مي‌آورند. اکثر پژوهشگران اقتصادي چنين نتايجي را از جنبه سياسي، عقلايي مي‌دانند؛ حتي زماني که به لحاظ اقتصادي و اجتماعي فاجعه‌بار باشند.

براي مثال محتمل‌ترين توضيحي كه براي وضع سياست‌هاي محدود‌كننده ورود فعالان اقتصادي به اقتصاد رسمي داده شده است، اين است كه اين محدوديت‌ها، رانت‌هايي ايجاد مي‌کنند که قابليت بازتوزيع بين طرفداران سياستمداران حاكم را دارند و سياستمداران از اين طريق براي خود حمايت سياسي كسب مي‌كنند.

اما بسياري از جنبه‌هاي تخصيص منابع با انگيزه‌هاي سياسي، به صورت معما باقي مانده‌اند. براي مثال هم اکنون تعداد زيادي مدل‌هاي اقتصادي- سياسي وجود دارند که مي‌توانند علل سرمايه‌گذاري ناكافي و پايين را توضيح دهند.

با اين وجود به نظر مي‌رسد کشورهاي در حال توسعه فقط از پايين بودن سرمايه‌گذاري آسيب نديده‌اند، بلکه از سرمايه‌گذاري در جاهاي اشتباه هم زيان ديده‌اند.

هيچ چيز مانند وجود «فيل‌هاي سفيد» در کشورهاي در حال توسعه باعث افت اقتصادي نمي‌شود. «فيل سفيد» را اين گونه تعريف مي‌کنيم: پروژه‌هايي که مازاد اجتماعي منفي دارند. تانگري در كتاب «سياست حامي گرايي» برخي مثال هاي ديرينه از اين نوع فعاليت ها در سازمان توسعه صنعتي زامبيا (INDECO) را شرح مي‌دهد. او با استناد به شکست اين موسسه در كمك به توسعه صنعتي زامبيا، چنين توضيح مي‌دهد:

«سازمان INOECO مجبور به پيروي از يک سري دستورالعمل هاي سياسي خلق‌الساعه در مسائل اجرايي خاص پروژه از جمله نوع و مکان سرمايه‌گذاري‌ها بود. پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري بر اساس ملاحظات سياسي اجرا مي‌شدند؛ مثل مورد صنايع «باتري‌سازي مانسا» كه مطالعات امكان‌سنجي پروژه نشان مي‌داد اجراي اين پروژه در ناحيه مانسا غيراقتصادي است.

غير از اين، پروژه‌هاي ديگري مثل کارخانه ذرت‌چيني در چينگولا بود كه بدون هيچ‌گونه مطالعات امكان‌سنجي به اجرا درآمدند. اين تصميمي کاملا سياسي بود که باعث شد يك کارخانه ذرت که برنامه‌ريزي و ارزيابي ساخت آن در منطقه كيتوي تاييد شده بود، به حال خود رها شود. دستورالعمل‌ها همچنين با ملاحظه مکان پروژه صادر مي‌شدند.

مكان يابي پروژه‌هايي چون كارخانه‌هاي مونتاژ موتور ليوينگستون، توليدات شيشه کاپيري و باتري‌سازي مانسا كه همگي زيرمجموعه‌هاي INOECO بودند، بر اساس اشتغالزايي در خارج از مناطق اصلي شهري تصميم‌گيري شده بودند. اينها و پروژه‌هاي مشابه به دلايل مختلف به مشکل برمي‌خوردند.

استقرار آنها در مراکز دور دست کشور، دسترسي به بازارهاي اصلي را از آنها سلب مي‌كرد. ميليون‌ها دلار خرج ساخت کارخانه‌هاي آجرپزي با مجوزهاي رسمي در مناطق روستايي «کالالوشي» و «نگانگا» شده بود، اما فواصل طولاني براي حمل آجر به مراکز ساختمان‌سازي، هزينه‌ها را تا سطح غيراقتصادي شدن بالا برده بود که در نتيجه صنايع ساختمان‌سازي به استفاده از بلوک‌هاي سيماني روي آوردند.

به علت کاهش تقاضا براي آجر، کارخانه نگانگا در سال 1979 تعطيل شد و کارخانه کالالوشي نيز ضرر زيادي متحمل شد.»

اساسا چرا پروژه‌هاي فيل سفيد ساخته مي‌شوند؟ «تانگري» مي‌نويسد: «سياست صنعتي زامبيا نه تنها ساخت چنين پروژه‌هايي را تجويز مي‌كرد، بلکه پروژه‌ها ساخته مي‌شدند در عين حال كه كاملا معلوم بود اينها فيل سفيد هستند و بدتر آنکه باعث عقب‌نشيني و به اجرا درنيامدن پروژه‌هاي مطلوب اجتماعي مي‌شدند.»

متاسفانه شيوع فيل سفيد منحصر به كشور زامبيا نيست. يکي از دقيق‌ترين مطالعات به عمل آمده از فيل سفيد، کتاب کيليک (1978) در مورد سياست‌هاي توسعه اقتصادي غنا است. او نمونه‌هاي بسيار مفصلي آورده است که چگونه محاسبات هزينه- فايده لحاظ نشده و پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري ناکارآ اتفاق افتاده است.

يکي از آن نمونه‌ها «مجتمع صنعتي توليد دام و صنايع جانبي» است که در صفحه 31 چنين نوشته است:«کارخانه کفش ... به مجتمع دامداري در شمال كشور ارتباط پيدا مي‌كرد كه بواسطه آن بايد پوست خام به منطقه جنوب (با فاصله بيش از500 مايل) و كارگاه دباغي (که اکنون تعطيل شده) حمل مي‌شد.

چرم حاصله به کارخانه کفش در «كومايي» در مرکز کشور و در 200 مايلي شمال کارخانه دباغي برگردانده مي‌شد. از آنجا که بازار اصلي کفش در «آکرا» و در قلب پايتخت قرار داشت پس محصول نهايي بايد حدود 200 مايل ديگر به طرف جنوب حمل مي‌شد.»

کيليک (ص231) با قدري کنايه بيان مي‌دارد اين يك فعاليت اقتصادي بود که با انتخاب نامناسب محل سرمايه‌گذاري، قابليت سودآوري آن از بين رفت. مثال تكان‌دهنده‌تر از اين، ساخت يک کارخانه كمپوت‌سازي براي توليد محصولات انبه بود که هيچ بازار داخلي براي آن وجود نداشت و گفته مي‌شود ظرفيت آن چندين برابر کل تجارت جهاني چنين محصولي بود (ص229). گزارش خود دولت در مورد اين کارخانه از برخي جوانب شايان توجه است (ص233):

پروژه: يك كارخانه در منطقه ونچي برونگ آهافو احداث مي‌شود تا 7000 تن انبه و 5300 تن گوجه‌فرنگي در سال توليد كند. اگر ميانگين برداشت سالانه محصول در اين منطقه در هر جريب براي انبه 5 تن و براي گوجه‌فرنگي هم 5 تن باشد پس بايد 1400 جريب زمين براي انبه و 1060 جريب براي گوجه فرنگي اختصاص يابد تا جوابگوي نياز كارخانه باشد.

م0شكل: تامين مانگو در اين منطقه فعلا از چند درخت پراكنده در بوته زارها صورت مي‌گيرد و گوجه فرنگي نيز در مقياس تجاري كشت نمي‌شود در نتيجه توليد اين محصولات را بايد از صفر شروع كرد. از زمان كاشت تا ثمردهي انبه بين 5 تا 7 سال طول مي‌كشد. از مشكلات اصلي اين پروژه چگونگي تامين نهال‌هاي كافي كشت انبه و سازمان دهي بسيار سريع توليد مواد اوليه است.

نظر کليک آن است که مشكل بتوان تصور يک تفسير عقلايي از کارآيي برنامه‌ريزي پروژه در تمام طول سال قبل از ساخت کارخانه را كرد.

همانند مورد زامبيا، در پشت سر همه تصميمات براي تخصيص غيربهينه منابع، آشکارآ انگيزه‌هاي سياسي به چشم مي‌خورد. ريمز (1969،ص 195) مي‌نويسد: پروژه‌ها بدون هيچگونه بررسي مقدماتي يا بدون برگزاري مناقصه رقابتي آغاز مي‌شد.

سرمايه‌هاي تخصيص يافته بين کارگزاران گروه، آنان را مالک خصوصي مطلق ساخته بود که امکان هرگونه حمايت از بستگان، دوستان و حاميان خود را به آنان مي‌داد. اومابو (1996) نتيجه مي‌گيرد: در غنا براي نظارت کلي و انجام پروژه‌هاي اجتماعي و اقتصادي، تصميمات سياستمداران هميشه بالاتر از تصميم مقامات شهري و طراحان اصلي قرار دارد.

مثال غنا، انگيزه اصلي اين بحث را روشن مي‌کند. مشکل زمان رياست جمهوري قوام نکرومه سرمايه‌گذاري ناکافي نبود. در واقع نظر اجماعي اين است که موجودي سرمايه در خلال سال‌هاي 1965-1960 به ميزان 80‌درصد افزايش يافت که 60‌درصد آن از سوي بخش عمومي بود (80 درصد در فعاليت هاي غيرساختماني). مشکل به شيوه تخصيص اين سرمايه‌گذاري‌ها باز مي‌گشت.

دسته ديگري از فيل‌هاي سفيد در كشورهاي صادركننده نفت يافت مي‌شود. پس از تحريم نفتي اعراب در اكتبر 1973 و افزايش شديد قيمت نفت، درآمد عظيمي نصيب صادركنندگان نفت شد. بخش اعظم رانت‌هاي نفتي در پروژه‌هاي دولتي و عمومي سرمايه‌گذاري شدند كه نتوانست به افزايش رشد اقتصادي منجر شود (به طور مثال، ميانگين توليد ناخالص داخلي سرانه اوپك از 1965 تا 1995 حدود 3/1 درصد كاهش يافت).

هزينه‌هاي عمراني در نيجريه بين 1973 تا 1976، بيش از نه برابر شد و مخارج عمراني دولتي از 6/3درصد توليد ناخالص داخلي بدون نفت در 1970 به 5/29درصد در 1976 جهش نمود. اين شتاب گرفتن در چنان حدي قوي بود كه به تنهايي بيش از كل افزايش درآمد نفت بين سال‌هاي 1970 تا 1976 را جذب نمود.

در ساير كشورهاي صادركننده نفت نيز چنين وضعيتي بوجود آمد. يك مورد كاملا برجسته تجربه ونزوئلا است كه در سال 1979 رشد اقتصادي اش متوقف شد با وجودي كه بزرگترين برنامه سرمايه‌گذاري را در تاريخ كشور خود تجربه نموده بود.

اين عملكرد بسيار ضعيف رشد اقتصادي باعث شد پژوهشگران به اين نتيجه برسند كه دولت‌هاي نفتي تمايل به سرمايه‌گذاري در پروژه‌هاي پرستيژدار و با پاداش سياسي بالا دارند، اما از عقلانيت اقتصادي در آنها خبري نيست.

تلقي روزنامه‌نگاران اين است که فيل سفيد بدترين نماد انجام جنون آميز و پرشتاب کارهاي بزرگ از سوي حاکمان است. با اين وجود توضيح محتمل‌تر اين است كه فيل هاي سفيد يک نوع توزيع ناکارآ را بنيان مي‌نهند. آنها اساسا وسيله‌اي براي بالا بردن درآمد يک حزب و گروه خاص هستند.

ولي چرا بايد براي بالا بردن درآمد هواداران از چنين راه‌هاي ناکارآيي استفاده شود؟ ادبيات موجود توضيح خوبي در اين مورد نمي‌دهد. مثلا تئوري کوت و موريس (1995) با تکيه بر قياس مي‌گويد، بايد باور عمومي بر اين باشد كه فيل سفيد از لحاظ اجتماعي بهينه است و اعتقادي جدي براي ساخته شدن آن وجود داشته باشد.

به نظر نمي‌رسد براساس آنچه در اين نوشته آمد چنين فرضيه‌اي قابل قبول باشد. تئوري ليزري و پرسيکو (2001) شبيه به اين بوده و مي‌گويد: «فيل‌هاي سفيد از آن جهت خواهان پيدا مي‌كنند كه امكان هدف‌گذاري به سمت حاميان سياستمدار را دارند.

در حالي که اين مي‌تواند درست باشد، تئوري آنها، درآمدها را به عنوان كالايي هدف‌گذاري شده تصور مي‌كند ولي نمي‌تواند توضيح دهد چرا سياستمداري بخواهد با هدف تامين منافع حاميان خود، اقدام به ساخت پروژه‌هايي با ارزش افزوده اجتماعي منفي کند؟»

در اين مقاله يک تئوري جديد از ساخت فيل‌هاي سفيد ارائه شده است. مهم‌تر از همه اينكه نشان داديم در واقع ناکارآيي اين پروژه‌ها است که به لحاظ سياسي آنها را جذاب جلوه مي‌دهد. و دليل آن اين است كه فقط به برخي سياستمداران اجازه مي‌دهد وعده‌هاي معتبري براي ساختن آن پروژه‌ها بدهند و بنابراين وارد يك بازتوزيع معتبر به نفع حاميان خود شوند.

واقعيت اين است كه همه سياستمداران قادر به دادن وعده معتبر براي انجام چنين پروژه‌هايي نيستند و اين امتيازي استراتژيک براي تعداد محدودي از سياستمداران است. پروژه‌هاي مفيد اجتماعي اين چنين نيستند چون هر سياستمداري مي‌تواند اقدام به ساخت آن کند و بنابراين اثر متقارني روي دستاوردهاي سياسي دارند.

تئوري ما بر پايه سه ايده کليدي استوار است که عبارتند از: 

  1. پروژه فيل سفيد قسمتي از رابطه مبادله ميان سياستمداران و راي دهندگان است (وضعيتي که دانشمندان علوم سياسي، مريدپروري مي‌نامند) كه مزيت مهمي براي سياستمدار بر مسند قدرت محسوب مي‌شود.

  2. اين نوع پروژه زماني بکار گرفته مي‌شود که سياستمداران با مشکل تعهد در ارائه سياست‌هاي تبعيضي به نفع گروهي خاص در قبال دريافت آرا روبه‌رو مي‌شوند.

  3. و اين مشکل تعهد، به اجراي شيوه‌هاي ناكارآي توزيع منجر مي‌گردد. همان گونه که از مثال هاي بالا پيدا است، كارهاي غيرصوري، گرچه توضيح نمي‌دهند چرا فيل سفيد اتفاق مي‌افتد اما با اطمينان آنها را با سياست مريدپروري مرتبط مي‌سازند.

همچنين ادبيات علوم سياسي در مورد حامي‌پروري با تاکيد ما بر تعهد سازگار است. چون ويژگي نيمه قانوني و غيررسمي بودن روابط لحاظ شده به رسميت شناخته شده است به نحوي كه اين يکي از چهار عامل اصلي مريدپروري محسوب مي‌شود.
اين دلالت ضمني بر آن دارد که حاميان نمي‌توانند مطمئن باشند که روال مريدپروري براي آنان امتياز محسوب شود، از آنجا كه هيچ سازوكار ضمانت اجرايي دار قانوني نمي‌تواند طراحي گردد.

الگوي ما نشان‌دهنده 2 گروه است که هر يک از آنها نماينده ناقص يک گروه از سياستمداران است. اين نمايندگي ناقص را منحصر به سياستمداراني مي‌دانيم که به‌دنبال رفاه‌طلبي و زياده‌جويي خود و نيز گروهي هستند که آنها را به نمايندگي انتخاب کرده‌اند.

چنين مي‌پنداريم که شهروندان هر گروه ترجيحات سياسي ناهمگوني با يکديگر دارند؛ بنابراين ممکن است به هر کدام از سياستمداران راي دهند. (سياستمدار منتخب يک گروه نمي‌تواند از تصاحب آراي گروه خود مطمئن باشد)

دو دوره وجود دارد که انتخابات در پايان دوره اول اتفاق مي‌افتد. يکي از سياستمداران، صاحب منصبي است که قبل از همه مي‌تواند در مورد نرخ ماليات‌ها و پرداخت‌هاي انتقالي و اينکه چه مقدار يا چه نوع سرمايه‌گذاري در بخش عمومي انجام شود، اعمال نظر کند. دو نوع پروژه در اختيار سياستمداران هست.

يکي آنکه باعث افزايش درآمد سياستمدار برسركار مي‌شود و ديگري باعث افزايش درآمد گروه ديگر مي‌شود. هر دو نوع پروژه ممکن است از نوع کارآمد اجتماعي يا فيل سفيد باشد.

پروژه‌هاي نيمه تمام كه سرمايه‌گذاري آنها از قبل شروع شده را مي‌توان تکميل کرد يا به حال خود رها نمود. به‌علاوه هردو دسته سياستمدار مي‌توانند قول ماليات‌ها و يارانه‌ها را براي برنده شدن در انتخابات بدهند.

ابتدا، انگيزه سياستمداران نسبت به ماليات و يارانه را در نظر بگيريد. چون كه فرض مي‌كنيم سياستمداران به رغم وظايف رفاهي شان، هميشه ارزش مصرف خودشان را بالاتر از مصرف گروه خودشان ارزشگذاري مي‌كنند هرگز انگيزه‌اي جهت دادن پرداخت‌هاي انتقالي يا کاهش ماليات به سطح حداكثر ممکن (که از سوي بخش غيررسمي تعيين شده) وجود ندارد مگر اينكه بتواند بر نتيجه انتخابات موثر باشد.

اما چون فرض گرفتيم که هيچ تعهدي وجود ندارد، اعتباري به قول سياستمداران نيست كه وعده پرداخت‌هاي انتقالي يا کاهش بار مالياتي را بدهند.

وضعيت پروژه‌هاي سرمايه‌گذاري براي سياستمدار متصدي امر متفاوت است. او مي‌تواند پروژه‌هايي براساس خواست مريدان خود يا هواداران گروه رقيب بسازد. اين پروژه‌ها مي‌توانند کارآ يا ناکارآ باشند. در مدل معرفي شده از سوي ما، پروژه‌هايي که سود منفي دارند به لحاظ اجتماعي ناکارآ هستند.

گرچه هميشه اين طور نيست (به‌خصوص وقتي که پيامد خارجي وجود داشته باشد) ولي به نظر مي‌رسد فرض طبيعي باشد كه سود منفي را با ناکارآمدي ارتباط دهيم. محاسبه هزينه - فايده سياسي يک پروژه کارآ را در نظر بگيريد که باعث افزايش درآمد گروه سياستمدار متصدي امر مي‌شود.

اين اتفاق مي‌تواند قبل از انتخابات شروع شده و بعد از آن پايان يابد در صورتي كه سياستمدار متصدي امر پيروز شود و منفعت ايجاد درآمد مثبت را دارد كه از نظر سياستمدار متصدي امر ارزشمند است.

اما اين درآمدها از نظر سياستمدار رقيب نيز ارزشمند است چون كه براي او نيز تكميل اين پروژه‌ها جذابيت خواهد داشت اگر بتواند باعث پيروزي او در انتخابات شود. اين حقيقت که يک پروژه کارآ را همه گروه‌هاي سياستمداران تکميل خواهند كرد، بيانگر آن است که انگيزه افراد به حمايت از سياستمدار متصدي امر را افزايش نخواهد داد.

حال يک پروژه فيل سفيد را در نظر بگيريد: ما نشان مي‌دهيم که چنين پروژه‌هايي مي‌تواند از سوي يک مقام رسمي ساخته شود چون آنان منافع گروه خود را مي‌جويند و آن را خود توسط گروه رقيب کامل خواهند کرد.

بنابراين آنان انگيزه‌هاي فراواني براي دادن راي به گروه را بوجود مي‌آورند. ما نشان مي‌دهيم ساختن پروژه‌هاي فيل سفيد نه تنها عقلايي است؛ بلکه حتي مي‌توان آنها را بر پروژه‌هاي کارآ ترجيح داد. يک سياستمدار متصدي امر، منافع انتخاباتي از فيل سفيد را در برابر عوايد مورد انتظار از يک پروژه کارآمد مبادله مي‌کند.

فرض مدل اين است كه اشتغال در بخش عمومي راهي معتبر براي انتقال رانت‌ها به حاميان سياسي است. اين مدل بسيار نزديک به مدل‌هايي است که متصدي امر سياستي را انتخاب مي‌کند که دست جانشين خود را مي‌بندد. تفاوت اساسي آن مقالات با الگوي ما اين است كه متصدي امر سياستي را پي مي‌گيرد که باعث بسته شدن دست خود وي مي‌شود تا اينکه بخواهد دست جانشين خود را ببندد.

  • نتيجه‌گيري

يک پرسش معماگونه در اقتصاد سياسي توسعه اين است که چرا سرمايه‌گذاري‌هاي عمومي به شکل ناکارآ اختصاص مي‌يابند. در بسياري موارد اين پرسش، بسيار مهم‌تر از اين است که چرا ميزان سرمايه‌گذاري ناکافي است.

کليک از سر استيصال نتيجه مي‌گيرد که در كشور غنا، اکثر سرمايه‌گذاري‌ها در نيمه نخست دهه 1960 عملا يک نوع هزينه مصرفي بوده است که در بلندمدت هيچ بازدهي نداشته است. حجم بزرگ‌تر سرمايه‌گذاري نمي‌توانست جبران بهره‌وري پاييني را بکند که اين پروژه‌ها صرف آنها مي‌شد.

شواهد نشان مي‌دهد که اين تخصيص نامناسب اتفاق مي‌افتد حتي زماني که نتايج بد آن فهميده مي‌شود. بنابراين چنين اتفاقي به علت بي‌لياقتي و نداشتن تخصص و مهارت لازم نيست. حقيقتا کشورهاي در حال توسعه از قبيل زامبيا و غنا تيم‌هاي مشاوراني داشتند تا تحليل‌هاي هزينه- فايده را انجام دهند.

در اين مقاله استدلال شد که ساخت پروژه‌هاي فيل سفيد را بايد به عنوان يک بازتوزيع با هدف تاثيرگذاري بر نتايج انتخابات ديد. انگيزه سياسي در پشت پروژه‌هاي فيل سفيد در علوم سياسي و ادبيات توسعه اقتصادي به وضوح به رسميت شناخته شده است.

مثلا هربست مي‌گويد «دليل اصلي که چرا اصلاحات اقتصادي و خصوصي سازي شركت‌هاي دولتي آفريقا اينقدر به سختي و كندي پيش مي‌رود اين است که دولت مرکزي اعتقاد دارد که کاهش اندازه و قلمرو دولت در راستاي منافع سياسي او نيست. ... زيرا از شركت‌هاي شبه دولتي از زمان‌هاي گذشته براي توزيع منافع استفاده مي‌شدند» با اين‌حال کارهاي انجام شده نتوانستند توضيح دهند چرا باز توزيع بايد به چنين شکل ناکارآيي صورت بگيرد.

اين مقاله ادعا مي‌كند که انجام بازتوزيع به شکل پروژه‌هاي ناکارآي اجتماعي به اين علت است که فقط برخي سياستمداران مي‌توانند متعهد به ساخت چنين پروژه‌هايي باشند. همه سياستمداران براي درآمدهايي که پروژه‌هاي کارآ توليد مي‌کنند ارزش قايل هستند؛ بنابراين همه سياستمداران مي‌توانند قول معتبري بدهند که چنين پروژه‌هايي را حفظ خواهند کرد.

اما وقتي سياستمداران نمايندگي گروه‌ها را دارند، يک سياستمدار خاص که رفاه فايده برندگان يک پروژه زيانده را در نظر مي‌گيرد پس بهينه مي‌يابد که چنين پروژهايي را راه اندازي کند در حالي که سياستمدار گروه ديگر که فقط براي درآمدها ارزش قايل است چنين کاري را نمي‌کند.

دراين حالت چنين پروژه‌هاي زياندهي از لحاظ سياسي جذابيت پيدا مي‌کنند زيرا بر رفتار راي دادن مردم تاثير مي‌گذارند. پس يک رابطه بده-بستان بين پروژه‌هاي کارآ که درآمد ايجاد مي‌کنند و پروژه‌هاي ناکارآ که بر نتايج سياسي تاثير مي‌گذارند وجود دارد. دراين رابطه بده-بستان، پروژه‌هاي ناکارآ جذابيت بيشتري پيدا مي‌کنند خصوصا وقتي ارزش در قدرت باقي ماندن براي سياستمدار بسيار بالا باشد.

کليک، دولت قوام نکرومه را در معرض اين پرسش قرار داد كه بر اساس كدام منطق آزاردهنده به اين عمل ادامه داديد که مواد خام و قطعات يدکي به شدت موردنياز را از صنايع موجود دريغ داشتيد براي اينکه تجهيزات سرمايه‌اي مورد نياز براي ايجاد صنايع بيشتري را وارد سازيد؟ اين مقاله اميدوار است که حداقل بخشي از آنچه از اين «منطق آزاردهنده» احساس مي‌شود را توضيح داده باشد.



حركت به چپ
حركت به راست


مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران

 
http://irandoc.ac.ir/irandoc/irandoc.html
 

مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران

 
http://www.irandoc.ac.ir/
 

پارس آتي نگر

 
http://www.parsatinegar.com/Farsi/Article.asp?cati
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شبکه زنان کارآفرين

 
http://www.wenet.ir/index.php?option=com_content&t
 

شرکت نسل آينده

 
http://www.develop.ir/articles.asp
 

انجمن سراميك ايران

 
http://www.icers.ir/outputPub.php
 

انجمن سراميك ايران

 
http://www.icers.ir/InputPub.php
 

انديشگاه شريف

 
http://www.sharifthinktank.com/(wpd3rf554nzxu2edof
 

اولين پايگاه اطلاع رساني تخصصي فناوري اطلاعات

 
http://www.itiran.com/?type=article
 

بانك رفاه

 
http://www.bankrefah.ir/fa/researches/default.asp
 

پايگاه اطلاع‌رساني اقتصاد ايران

 
http://www.ieicenter.com/article/Directory.asp
 

راهكار مديريت

 
http://www.mgtsolution.com/lists/articles/
 

سازمان بورس اوراق بهادار تهران

 
http://search.tse.ir/search/index.html?gId=2
 

سازمان توسعه و نو سازي معادن و صنايع معدني ايران

 
http://www.imidro.org/EducationArticle/Articles.as
 
1 2 3 4


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است