صفحه اصليدرباره ماتماس با مابازگشتوب سرويس

 

تعداد بازديد: 7037                                               
من مي‌توانم و چيزي از مردان كم ندارم
گفت و گو منبع
من مي‌توانم و چيزي از مردان كم ندارم عنوان
امير علي بينام نويسنده
1387/02/01 تاريخ

گفتگو با معصومه نورمحمدي كارآفرين جوان

خلاصه
هفته نامه بازار كار مرجع

    چاپ   ارسال براي دوستان

«برادرهايم مي گفتند ما پولت را مي دهيم اما تو كار نكن و عمويم هم دايم مي گفت يك دختر به تنهايي در شهرستان غريب نمي تواند كاري بكند و حتي تشويقم كردند كه به جاي اين كار، آرايشگري كنم : «مخالفت ها مرا مصمم تر كرد. با شنيدن اين حرف ها با خودم اين جمله را تكرار كردم كه من مي توانم و هيچ چيزي از مردان كم ندارم"

به سال هاي نوجواني بازمي گردد. اول راهنمايي پدر را از دست مي دهد. راهنمايي و دبيرستان را در بيرجند مي خواند و تابستان ها هم به كلاس هاي آموزش عكاسي و تكواندو مي رود. تابستان هايي كه بيش تر هم خوابگاهايش به روستاهايشان و كنار خانواده برمي گردند اما معصومه علاقه اش را در عكاسي يافته بود و دلش نمي خواست يك لحظه دوربين را رها كند. او مي گويد: «در سال هاي دبيرستان، تدريس خصوصي را شروع كردم و در يكي از عكاسي ها به صورت تجربي شاگردي كردم. آن جا بود كه فهميدم تجربه مهم تر از آموزش است. تعمير دوربين را آموختم و با انواع دوربينها آشنا شدم.»

شروع سختي راه اندازي يك مغازه عكاسي آن هم در خياباني كه دو عكاسي ديگر كه رقيب هاي سرسخت به شمار مي‌رفتند كار آساني نبود: «هر دو عكاس دوست نداشتند كه رقيبشان دختر كوچكي باشد، به همين خاطر با انواع حرف و حديث ها مي خواستند مرا دلسرد كنند. اما من سمج و لجباز بودم و نمي خواستم ميدان را خالي كنم.» او براي پيدا كردن اين مغازه خيلي تلاش كرد: «در اين شهر جست وجوي خانه و يا مغازه آن هم توسط يك دختر بسيار عجيب است و حتي زماني كه به دنبال گچ كار و يا نجار بودم اولين سوال اين بود كه صاحب مغازه كجاست؟ و تعجب مي كردند دختري به عنوان صاحب مغازه خودش را معرفي مي كرد.»

سال اول شروع خوبي براي معصومه نبود. وسايل عكاسي اش را مثل «دوربين فانوسي» با واسطه از بيرجند خريد آن هم چندين برابر قيمت و آن سال ها مشتري هم نداشت: «آن سال شكست را تجربه كردم. كم كم براي جذب مشتري هزينه كمي مي گرفتم و براي گسترش فعاليتم لابراتور رنگي راه انداختم"

او مي گويد: «با سه ميليون تومان وامي كه گرفتم دوربين ديجيتال، چاپگر كامپيوتر خريدم و كار كردن با دوربين هاي ديجيتال را از كتاب هاي آموزشي آموختم. اوايل عكس هاي فانتزي از مشتري ها مي گرفتم و كم كم استقبال زنان از عكاسي ام زياد شد».
اما تا آن موقع هيچ مردي پايش به عكاسي معصومه باز نشد و حتي از اماكن با او هشدار داده شده بود كه جلوي عكاسي اش پرده بزند: «چندين بار دليل اين هشدار را پرسيدم اما تنها جوابي كه گرفتم اين بود كه اينجا نهبندان است.» مگر اين شهر چه ويژگي هايي دارد؟ معصومه اين سوال را مي شنود و بدون لحظه اي درنگ پاسخ مي دهد: «آن زمان در خيابان هاي اين شهر فقط مرد مي ديدي.

ساعت هشت شب نهبندان در خاموشي و سكوت فرو مي رود و حضور يك زن در خيابان عجيب و كمي ناامن است.» وي ادامه مي دهد: «اما هيچ كدام از اين ويژگي ها باعث نشد كه من از كارم بمانم. شب ها تا ديروقت در مغازه كار مي كنم و بدون توجه به حرف ها و حديث ها به كار خود ادامه مي دهم. حالا نه تنها براي خودم اعتبار كسب كرده ام بلكه مشوق اصلي كار زنان در نهبندان شده ام.» معصومه حالا 26 سال دارد و شش سال كار در شهر كوچك نهبندان را كوله باري از تجربه اي مي داند كه از او دختري پخته ساخته است: «در اين سال ها آموختم كه سماجت در كار و ايستادن در مقابل مخالفت ها را نبايد فراموش كنم.».

لطفا خوتان را معرفي كنيد؟

من معصومه نورمحمدي هستم 26 سال سن دارم و در خانواده‌اي از طبقه متوسط كه پدرم كشاورز بود در يكي از روستاهاي شهرستان نهبندان بدنيا آمدم دوران ابتدايي‌ام را در همانجا گذراندم.

يك سال ترك تحصيل داشتم و مثل همه دختران روستا به كار قاليبافي مشغول شدم، علاقه عجيبي به درس خواندن داشتم به زحمت توانستم خانواده‌ام را راضي كنم كه اجازه ادامه تحصيل به من بدهند. براي ادامه تحصيل به شهرستان بيرجند رفتم همان سال پدرم بر اثر ناراحتي قلبي از دنيا رفت و مشكلات ما دو چندان شد.

 برادر بزرگم سرباز بود و خواهرهايم هم در روستا به قاليبافي مشغول بودند، مي‌خواستند مانع من از تحصيل شوند اما چون نمراتم بالا بود معلمانم توانستند خانواده‌ام را از اين كار منصرف كنند. من به مدرسه شبانه‌روزي رفتم. دوران راهنمايي و دبيرستان و پيش دانشگاهي را با موفقيت پشت سر گذاشتم، در طي دوران تحصيل هم به دانش آموزان مقاطع پايين‌تر به صورت خصوصي درس مي‌دادم و مخارج تحصيلم را فراهم مي‌كردم علاوه بر درس خواندن كلاس‌هاي هنري و ورزش‌هاي رزمي هم مي‌رفتم.

در چه سالي از دبيرستان فارغ‌التحصيل شديد؟

سال 79 با معدل بالا در رشته رياضي فيزيك فارغ‌التحصيل شدم.

ولي نتوانستم وارد دانشگاه دولتي شوم و هزينه توان پرداخت شهريه در دانشگاه‌هاي غير دولتي را نداشتم.بنابراين بعد از اتمام درسم بايد تصميم مي‌گرفتم كه چكار كنم؟

خب چكار كرديد و چه تصميمي گرفتيد؟

دوره‌هاي آموزشي كلاس‌هاي ماشين‌نويسي- كامپيوتر و عكاسي رفتم بعد هم حدود يك سال و نيم در يكي از عكاسي‌هاي شهرستان بيرجند مشغول به كار شدم. به خاطر پول نبود بيشتر مي‌خواستم كار ياد بگيرم. برادرم هم به بيرجند آمده بود و در يك نانوايي كار مي‌كرد خانه‌اي اجاره كرديم و با هم زندگي مي‌كرديم. بعد از اينكه من مدرك فني و حرفه‌اي در رشته عكاسي گرفتم براي تقاضاي وام به اداره نهبندان مراجعه كردم.

بعد از چند ماه با ضمانت يك ميليون وام برايم تصويب شد كه در دو قسط آزاد كردند. هر چه فكر كردم با يك ميليون تومان چه كار كنم فكرم به جايي نرسيد.

مقداري از آن پول را براي كلاس‌هاي آرايشگري، خطاطي و كامپيوتر و فيلمبرداري هزينه كردم مقداري هم بلاتكليف در بانك بود. برادر بزرگم در نهبندان مكانيكي داشت. من به عكاسي‌هاي نهبندان مراجعه كردم وقتي گفتم در كار عكاسي تجربه دارم يكي از عكاسان به من پيشنهاد شراكت داد كه من مجوز تاسيس عكاسي بگيرم و سرمايه از او و كار از من باشد.و در پايان سود خالص ماهيانه را بطور مساوي تقسيم كنيم. به نظر پيشنهاد خوبي مي‌امد، همه مي‌گفتند قبول كن اما اين شريك مي‌گفت بايد قرارداد 5 ساله ببنديم كه به همين منوال كار كنيم ولي در نهايت تصميم گرفتم خودم عكاسي تاسيس كنم

علت تصميم‌گيري براي راه‌اندازي آتليه عكاسي توسط خودتان چه بود؟

مشكلات اقتصادي خانواده‌هم، بيكاري ، بيماري مادرم، نبودن عكاس زن در نهبندان، تجربه‌اي كه از كار عكاسي داشتم و علاقه‌ام به اين كار مرا بر آن داشت كه تصميم بگيرم براي خودم كار كنم.

شروع و مشكلات ابتداي كار را چگونه برطرف كرديد؟

خانواده سخت مخالف بودند و مي‌گفتند بدون سرمايه به تنهايي قادر به انجام كار نخواهي بود همان پيشنهاد شراكت را قبول كن. ناآشنا بودن به محيط كار نهبندان هم يكي ديگر از مشكلات بود. من به محيط كاري نهبندان آشنايي نداشتم. شناختي روي مردم، ادارات و چگونگي برخورد با آنان، چگونگي گرفتن مجوز و ... نداشتم. از سوي ديگر نداشتن سرمايه كافي هم مزيد بر علت بود.

مهمترين مساله نداشتن سرمايه اوليه بود تنها سرمايه من همان وامي بود كه از اداره كار گرفته بودم. برآورد هزينه خريد دستگاه‌ها با پولي كه من داشتم جور در نمي‌آمد.

ترس از عدم موفقيت آزارم مي‌داد. هميشه مخالفت‌هاي ديگران ترس و اضطراب به دلم مي‌انداخت و همان اندازه هم مرا در تصميمم مصمم‌تر مي‌كرد. هزار جور سوال پياپي كه اگر موفق نشوم؟!!چكار بايد بكنم. چگونه خسارت را جبران كنمبه هرحال بايد به خودم اعتماد مي‌كردم.

مراحل اوليه براي راه‌اندازي عكاسي چه بود و چگونه عمل كرديد؟

  • اجاره كردن مغازه
  • گرفتن مجوز
  • خريداري وسايل و دستگاه‌هاي اوليه

اين بود كه مغازه‌اي اجاره كردم مقداري از پول وام اداره كار در بانك بود. من از همان بانك تقاضاي وام كردم. به همراه برادرم كه درس مي‌خواند خانه‌اي اجاره كرديم.بعد درخواست مجوز تاسيس عكاسي را به اتحاديه دادم. انگار كارم عجيب بود. چون مي‌گفتند چرا مي‌خواهي مجوز بگيري و كار راه بياندازي. اين شهر كوچك است با وجود دو عكاس با تجربه و سابقه‌دار كسي از كارت استقبال نمي‌كند.

مي‌گفتند يك دختر تنها در شهر غريب موفق نخواهد شد. مردم اينجا سراغ غريبه‌ها و تازه كارها نمي‌روند. به هر كس مراجعه مي‌كردم مرا منع مي‌كرد، همه عدم موفقيت مرا پيش‌بيني مي‌كردند اما من مصر بودم حتما كار را راه بيندازم. با توكل بر خدا تصميم خودم را گرفته بودم. خانواده را توانستم راضي كنم مشروط به اينكه اگر با شكست مواجه شدم كسي را مقصر ندانم و خودم راه‌حل مشكلم را پيدا كنم.

حدود 3 ماه از اين اداره به آن اداره رفتم تا بالاخره توانستم مجوز عكاسي بگيرم. بعد از اينكه مجوز گرفتم از بانك دسته چك گرفتم. ماه جلوتر از كميته امداد هم تقاضاي وام كرده بودم اما ضامن معتبري نداشتم يعني كسي براي يك دختر در حال شروع كار بدون هيچ پشتوانه مالي ضمانت نمي‌كرد.

نحوه خريد تجهيزات اوليه به چه شكلي بود.

از وقتي كه در بيرجند در عكاسي كار مي‌كردم يك نفر را در مشهد مي‌شناختم، توانستم 500 هزار تومان نقد به او بدهم و 500 هزار تومان هم چك تا وسايل اوليه بر اي شروع كار تهيه كنم.هزينه اوليه يك ميليون تومان بود وهزينه تجهيزات اوليه مثل يك دوربين فانوسي، چاپگر آگرانديسمان ،كاغذ چاپ- فيلم و ...500 هزار تومان بود.بلاخره كار را شروع كردم.

چند ماه اول را با گرفتن عكس‌هاي معمولي سياه و سفيد و رنگي پشت سر گذاشتم. استقبال چنداني نمي‌شد. بالاخره بعد از چند ماه كه مغازه را راه‌اندازي كرده بودم با ضمانت يكي از معلمان شهرستان توانستم 3 ميليون تومان از كميته امداد وام بگيرم.

براي استقبال مردم از كارتان چه كرديد؟

اول وامي كه از بانك گرفته بودم را تسويه كردم. بعد يك ميليون تومان آن را در بانك گذاشتم تا اگر جايي كم آوردم استفاده كنم. با بقيه پول تصميم گرفتم شيوه كارم را عوض كنم كامپيوتر- چاپگر- اسكنر- دوربين ديجيتال خريداري كردم.براي پيدا كردن بيشتر مشتري بروشور‌هاي تبليغاتي آماده و توزيع كردم و باتوجه به اينكه اولين عكاس زن در شهرستان بودم كم كم خانمها از كارم استقبال كردند بنابراين در پاسخ به اين اعتماد قيمت ها را پايين آوردم و حتي در كنار عكس‌هايي كه به مشتريان مي‌دادم ، اشانتيوني هم به مشتريان مي‌دادم.اوقات بيكاريم را مطالعه مي‌كردم و آموزشهايم را ارتقاء مي‌دادم.حتي در زمانهايي كه تعداد مشتريان كم بود ، كلاسهاي آموزش خصوصي كامپيوتر مي‌‌‌گذاشتم.

نتايج موفقيت شما در زندگي اعضاي خانوادتان چه تاثيري داشت ؟

دوران سختي و عدم اعتماد خانواده ام سپري شده بود ؛ مخارج مادرم كه در روستا بود و برادر هايم كه از من كوچك بودند را من مي‌دادم.تامين جهيزيه خواهرم را بر عهده گرفتم و براي يكي از برادرانم موتور خريدم و براي ديگري يك ماشين قسطي خريداري كردم.در دانشگاه علمي و كاربردي در رشته كامپيوتر ادامه تحصيل دادم و با حمايت‌هايم برادرم نيز در دانشگاه پذيرفته شد.در منزل نيز از كار تايپ و طراحي و .... غافل نشدم؛ به نظرم موفقيت،پشتكار بسيار مي‌خواهد.

در حال حاضر چه موقعيتي داريد؟

وضع زندگي خوبي داريم و دستمان پيش كسي دراز نيست. الان دو مغازه مجهز دارم ؛گرفتن عكس هاي ديجيتالي، عكسبرداري از مجالس ، تبديل فيلم ، ميكس و صداگذاري ، طراحي و تايپ ، تعميرات دوربين و دستگاههاي فتوكپي، آموزش كامپيوتر و... از كارهايي است كه انجام مي‌دهم.

خصوصيات يك كارآفرين از نظر شما چيست؟

اعتماد به نفس، قابليت تغيير پذيري ، توانايي نفوذ در ديگران ، توانايي سازگاري با ديگران ، دور انديشي ، انعطاف پذيري ،مسووليت پذيري ، رهبري ، پاسخ مثبت به چالشها و توانايي تصميم‌گيري سريع به نظر من از عوامل موفقيت است .در پايان از تلاشهاي كمته امداد و ساير دست‌اندران كه با ارائه تسهيلات كم‌بهره ياريم دادن تشكر مي‌كنم.



حركت به چپ
حركت به راست


بازديد کننده گرامي: با توجه به وظيفه پورتال اشتغال در خصوص اطلاع‌رساني جامع در حوزه‌هاي مختلف مرتبط با اشتغال، مسئولين اين پايگاه اطلاع‌رساني آمادگي دريافت مطالب شما شامل؛ مقالات، گزارش‌ها، کتب،و آدرس ساير پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني مرتبط جهت ارزيابي و ارائه آن با حفظ حقوق مالکيت معنوي مربوطه بر روي سايت پورتال اشتغال را دارند. در صورت تمايل اطلاعات خود را ارسال نماييد.


 

 

پايگاه اطلاع‌رساني اشتغال كارجو، كارفرما

صفحه اصلي    تماس با ما     ارسال اطلاعات    درباره ما    پرسش و پاسخ

كليه حقوق مادي و معنوي اين پايگاه متعلق به سازمان تجاری سازی فناوری و اشتغال دانش‌‌آموختگان مي باشد

استفاده از اطلاعات با ذكر منبع بلامانع است